با پیروزی چپ میانه در فرانسه ؛

اروپایی ها دیگر گول شعار های راست افراطی را نمی خورند///هیتلر و موسولینی،فرانکو، تجربه ی تلخی بودند که اروپایی ها دیگر تکرار نخواهند کرد/// فرق اروپایی ها با آمریکایی ها بلوغ سیاسی آنان است و ترامپ شناسه ی بد سیاسی جامعه ی آمریکاست

علی کریمی پاشاکی__ روزنامه نگار/ با پیروزی امانوئل مکرون در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و همچنین پیروزی های چپ میانه و راست میانه در دیگر کشورهای اروپایی ،نشان داد که اروپای توسعه یافته و مدرن دیگر به ناسیونالیست های افراطی و راست افراطی و تندروها اطمینان نخواهد کرد.
حتی آمریکایی ها که از نظر بلوغ سیاسی دارای پیشرفت هایی شده اند،ولی با انتخاب دونالد ترامپ نشان دادند که از نظر کیفیت بلوغ سیاسی از اروپا کیلومتر ها فاصله دارند ، ولی درست بعد از چهار سال اشتباه تاریخی خود را جبران کردند اما هنوز تهدید ظهور راست افراطی در آمریکا ،تهدیدی بالفعل و بالقوه می باشد.

در ممالک کمتر توسعه یافته و در حال توسعه هم چالش تندروها و راست افراطی ،چالشی فوق‌العاده جدی و بنیان افکن می باشد.
ظهور و بروز راست افراطی در ممالک آفریقایی ،آسیایی و آمریکای جنوبی و مرکزی ناشی از عدم رشد اقتصادی و توسعه یافتگی و عدم وجود توسعه ی سیاسی و نبود دمکراسی در این ممالک می باشد.
حتی در دمکراسی های نیم بند برخی از ممالک آسیایی،افریقایی و آمریکای جنوبی و مرکزی ،به علت عدم تحرک و عدم آگاهی مردم،
پوپولیسم براحتی سوار بر موج ناراضی تراشی پوپولیست ها و افراطیون می شوند و با انتخاباتی مهندسی شده و برنامه ریزی شده،اختیار تام ممالک مورد نظر در دست می گیرند و دامنه ی عقب ماندگی های همه‌جانبه را در این کشورها عمیق تر می کنند.
شوربختانه تجارب تاریخی گذشته و اخیر، این ادعا را تایید می نماید.
در اروپا ولی این موضوع نهادینه شده است که روا داری با تمام ملل دنیا باید به یک فرهنگ تبدیل شود.تجربه تلخ اروپا از دخالت در ممالک دیگر در قرون گذشته ،آنان را بطور نسبی بدهکار مردم تحت ستم در کشورهای مستعمره و غیر مستعمره کرده است.به نظر می‌رسد اروپایی ها فهمیده‌اند که دنیا خیلی خیلی کوچک است و باید به همزیستی مسالمت آمیز با دیگر ملل دنیا و در درون خود نیز به کیفیت قابل توجهی رسیده‌اند همچنین کمک به مهاجران و پذیرش آنان یکی دیگر از این سیاست های همزیستی مسالمت آمیز با مردم دیگر ممالک می باشد.
علی ایحال ،هرچه در آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی و مرکزی پوپولیست ها ،تندروها و راست افراطی در حال ترک تازی هستند ،در اروپا و دیگر ممالک پیشرفته و توسعه یافته و برخوردار از دمکراسی و آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات ،نیروها و حاملان و حامیان دمکراسی ،حال یا سوسیال دموکراسی و یا لیبرال دموکراسی در حال بسط نظامات مبتنی بر بنیاد های دمکراتیک هستند و چون قاعده ی فطرت و نهاد انسانی تمام جوامع بر آزادی و رهایی از قید و بندها قرار دارد،این نوع نگرش ها در دنیا در نهایت نگرش غالب خواهند بود،امکان دارد مسیری سخت ،طولانی و دشوار باشد ،ولی شدنی خواهد بود.