لزوم اصلاح ساختار ناکارآمد آموزش و پرورش جهت نیل به توسعه پایدار

 

 

 

مدت زمان زیادی است که ساختار آموزش و پرورش در کشورمان از مشکلات عدیده‌ای رنج می‌برد. از مشکلات سخت‌افزاری همچون عدم وجود ساختمان مناسب و کلاس درس کافی و کمبود تجهیزات گرفته تا مشکلات نرم‌افزاری همچون محتوای کتب درسی و شیوه‌های تدریس در مقاطع مختلف که رفع مشکل هر کدام راه حل مخصوص به خود را طلب می‌کند اما مهم‌ترین تغییراتی که آموزش و پرورش به آن نیازمند است، در حوزه‌های نگرشی، اجتماعی و مدیریتی خلاصه می‌شود.

تغییرات نگرشی ضروری در آموزش و پرورش باید معطوف به تفکر فقرزدایی باشد. آموزشی که دانش‌آموزان را از چنگال فقر که در حال حاضر بخش عظیمی از آموزش و پرورش با آن دست به گریبان است، برهاند. این ساختار باید برای کاهش فقر، برنامه‌ریزی منسجم و بلندمدت داشته باشد و ازکودکی روی استقلال شخصیتی دانش‌آموزان کار کند تا در مراحل بعدی زندگی، فردی وابسته به اجتماع تحویل ندهد. تفکری که  در حال حاضر در ذهن دانش‌آموز شکل می‌گیرد، ارتزاق از جیب دولت است و این یعنی داشتن یک شغل دولتی مناسب و نان و آب‌دار در آینده که هیچ چالشی برای فرد نداشته باشد. دانش‌آموزان باید با محدودیت‌های منابع در ایران آشنا شوند و از نظر ذهنی و تربیتی، به زندگی مستقل و بدون وابستگی به دولت متمایل شوند. نتیجه این تفکر می‌شود تربیت شهروند مفید. جامعه ایران به شهروند مفید نیاز دارد اما تبلیغات موسسات کنکور و صدا و سیمای کاسب مسلک ایران، دقیقا بر خلاف این نیاز است و بدیهی است که قمار کنکور، فرصت زندگی و تفکر و اندیشه را از دانش‌آموز سلب می‌کند. با این روش، دانش‌آموزان در یادگیری مهارت‌های زندگی از جمله مهارت برقراری ارتباط موثر به عنوان یک ضرورت اجتماعی و فرهنگی، دچار مشکل می‌شوند.

نکته دیگری که در اصلاح این ساختار باید مورد توجه قرار بگیرد این است که ترسیم آموزش و پرورش تخیلی و دور از واقعیت متوقف شود. به عنوان مثال در سند تحول آموزش و پرورش حدود پانزده ویژگی برای تربیت دانش‌آموز مطلوب ذکر شده که حتی خداوند هم چنین انتظاراتی از پیامبرانش نداشت و مخاطب متحیر می‌ماند که هدف تنظیم‌کنندگان این سند چه بوده؟ آیا هدف تربیت قدیس بوده یا یک شهروند مفید!

در مدارس کشورمان تمرکز بر روی آموزش دین‌داری احساسی و عاطفی است و به پرورش نیروی عقلی و فکری کودکان توجهی نمی‌شود. تلاش می‌شود دانش‌آموزان به سمت ظواهر دین متمایل شوند و آنچه از اعتقادات دینی به کودکان آموزش داده می‌شود، فکر آنها را درگیر نمی‌کند. نتیجه این عملکرد دوری جوانان از دین، گرایش آنها به زندگی مصرفی، دنباله‌روی از افرادی همچون تتلو و خالی شدن اماکن مذهبی از جوانان در سالیان اخیر است. همچنین روش‌های تربیتی و آموزشی در مدارس باید به شکلی باشد که روح اندیشیدن و پرسش‌گری و تفکر انتقادی را در کودکان ایجاد کند، هرچند که مدیران فعلی ما با پرسش‌گری میانه خوبی ندارند و ترجیح‌شان این است که تعریف و تمجید و تملق بشنوند نه سوال یا نقد.علاوه بر این موارد نیاز است تا برای دروس تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی، برنامه‌ریزی بیشتری داشته باشیم که هم اکنون و مشخصا در رشته‌های تجربی و ریاضی ضمن توجه بسیار کم به این دروس، در اکثر مواقع نیز نادیده گرفته می‌شوند. نسلی که از گذشته فرهنگی خود مطلع نباشد یا مطالبی مشوش و نادرست از تاریخ خود فراگیرد، نمی‌تواند درک درستی از آینده داشته باشد زیرا این گذشته است که پایه‌گذار آینده می‌شود. در کنار موارد فوق، نحوه گفتگو با دیگران، تعامل با سایر شهروندان در اجتماع، مهارت‌های زندگی در شرایط مختلف و نیز همکاری و روحیه کار جمعی، از مهم‌ترین کمبودهای نسل جدید است که نیاز به تمرکز ویژه در مدارس دارد.

بخش دیگری که باید به آن توجه شود به محیط مدارس مربوط می‌شود. لازم است تا محیط مدارس شادتر و دلپذیرتر گردد تا دانش‌آموزان با اشتیاق و میل بیشتری در آن حضور یابند درحالی‌که در حال حاضر، توجهی به این موضوع نمی‌شود. همچنین مدرسه باید محلی برای آزاد کردن و نحوه مدیریت هیجانات باشد نه اعمال قوانین سخت‌گیرانه و بعضا پادگانی. وقتی نحوه مدیریت هیجانات به دانش‌آموزان آموزش داده نشود و آنها نیز آن را تمرین نکنند، در سنین نوجوانی و جوانی با طوفان هیجانات آنها در خیابان‌های شهر و سایر مکان‌های عمومی مواجه می‌شویم و نتیجه این می‌شود که چندهزار جوان ایرانی، راهی ترکیه می‌شوند تا در کنسرت تتلو حضور به هم رسانند و هیجانات خود را در چنین فضایی تخلیه کنند.

توجه به موارد ذکر شده و اصلاح ساختار فرسوده و ناکارآمد آموزشی درکشور به تربیت شهروندانی مسئولیت‌پذیر، بانشاط،امیدوار، مدبر و وطن‌پرست منتهی خواهد شد. آموزش و پرورش زیربنای هر کشوری محسوب می‌شود. اگر این حوزه اصلاح نشود و معایب آن برطرف نگردد، نمی‌توان هیچ امیدی به اصلاح در سایر امور کشور داشت.

بقلم _محمود حسنی پور ،مدرس و بازنشسته دانشگاه فرهنگیان گیلان