یک مددکار اجتماعی در یادداشت اختصاصی برای «اعتمادآنلاین» بررسی کرد:

ریشه‌های پنهان خشونت در مدارس

ایوب اسلامیان، مددکار اجتماعی: نه معلمان می‌توانند آن اقتدار خدشه‌ناپذیر خود را در کلاس‌ها اعمال کنند مگر با اعمال قدرت؛ و نه دانش‌آموزان می‌توانند رویای اتاق خصوصی خود را در کلاس‌های حضوری به دست آورند

ایوب اسلامیان، دکترای مددکاری اجتماعی، بررسی کرده که چرا بعد از حضوری شدن دوباره مدارس شاهد برخی خشونت‌ها هستیم و ریشه این اتفاق در کجاست؟

انتشار فیلمی از تنبیه یک دانش‌آموز به دست معلمش در شیراز بازتاب‌های گسترده‌ای پیدا کرد. در پی انتشار این فیلم مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش استان فارس توضیح داد حوالی ظهر روز شنبه ۱۷ اردیبهشت در کلاس پایه دهم دبیرستان ناصریان شیراز، یکی از معلمان، دانش‌آموزی را تنبیه کرده که فیلم آن شامگاه شنبه در فضای مجازی منتشر و موجب واکنش سریع آموزش و پرورش شد. این حادثه نخستین اتفاق تلخی نیست که در مدارس رخ می‌دهد و آنچه اهمیت دارد بررسی دلایل وقوع این اتفاقات است. ایوب اسلامیان، دکتری مددکاری اجتماعی، در یادداشتی برای اعتمادآنلاین به تحلیل چرایی خشونت در مدارس پرداخته است.

در چند هفته اخیر، با بازگشایی حضوری مدارس، شاهد چند مواجهه خشن و آسیب‌زا بین معلمان با دانش‌آموزان بودیم. گرچه این اشکال خشونت موضوع جدیدی نیست با این حال آنچه باید در تحلیل‌ها مد نظر قرار گیرد، متغیر «غیرحضوری بودن آموزش در قریب به دو سال اخیر» است که باعث تغییرات زیادی در ذهنیات و ادراک طرفین (معلم- دانش‌آموز) از مقوله آموزش و هنجارهای مرتبط با حضور در مدارس شده است؛ هنجارهایی که اغلب با تاکید بر ارزش‌هایی همچون نظم‌پذیری، فرمانبری، بازخواست و گرفتن آزمون از دانش‌آموزان، اجبار به یادگیری و… شکل گرفته است و بی‌شباهت به ساختارهای موسسات تام در تعریف جامعه‌شناختی خود نیست. معلمان و اساساً کادر مدارس به دنبال اعمال اقتدار همیشگی خود در مدارس هستند و از طرفی دانش‌آموزان در جست‌وجوی آزادی عملی تقریباً بی‌حدوحصرند که در این سال‌ها با یک عامل پیش‌بینی‌ناپذیر یعنی کرونا به آنها اعطا شده بود.

با این حال واقعیات برای طرفین آن‌گونه که انتظار دارند پیش نمی‌رود؛ نه معلمان می‌توانند آن اقتدار خدشه‌ناپذیر خود را در کلاس‌ها اعمال کنند مگر با اعمال قدرت؛ و نه دانش‌آموزان می‌توانند رویای اتاق خصوصی خود را در کلاس‌های حضوری به دست آورند، و با مقاومت معلمان مواجه خواهند شد.

در چنین وضعیتی مشخصاً ارزش‌ها و انتظارات غیرهمسو و اتفاقاً متضاد طرفین باعث درگیری و تنش و در مواردی خشونت می‌شود. آنچه مشخص است آستانه تحمل طرفین به واسطه دور شدن از نظم همیشگی مدارس کاهش یافته است و خود مفهوم آموزش و ذات ساعات طولانی حضور در محیط آموزشی و ضرورت آن نزد طرفین با ابهام و پرسش مواجه شده است. در این شرایط که بازگشت به آموزش حضوری گریزناپذیر است اما اعاده نظم قبلی چندان ممکن به نظر نمی‌رسد، عنصر رهایی‌بخش تاب‌آوری، تحمل و مدارا از جانب دو طرف- کادر مدارس و دانش‌آموزان- است تا بتوان با اصطکاک کمتر از این وضعیت پیچیده و متفاوت عبور کرد.