عادت فرصت سوزی به افق گیلان را ترک کنید

 
علی کریمی پاشاکی__ روزنامه نگار/ استان گیلان با داشتن حاصل خیزترین زمین های کشاورزی، ظرفیت های بالقوه و بالفعل گردشگری و صنعتی ، پایانه های تجارت دریایی و زمینی و سواحل طولانی و قشنگ، می تواند جایگاه ویژه ای در تامین درآمد کشور و تولید ثروت و اشتغال داشته باشد. این جایگاه اگر بدرستی و با استفاده از تمام مولفه های مادی ، معنوی و مدیریتی مورد بهره برداری قرار گیرد، می تواند در تحقق مطالبات مردم در زمینه ی اشتغال، رونق کسب و کار و شکوفایی اقتصادی استان و کشور تاثیر زیادی داشته باشد.
با توجه به تغییرات در مدیریت اجرایی و روی کار آمدن دولت سیزدهم و بر اساس شعار ها،ادعا ها و برنامه های اعلام شده توسط این دولت با توجه به هماهنگی بی‌سابقه ی قوای سه‌گانه در کشور می بایست شاهد اقدامات وسیع تر، پر شتاب تر و کیفی تر از گذشته برای رونق دوباره ی کسب و کار و روان شدن چرخ فرسوده و کم بازده ی اقتصاد گیلان، حل مشکلات عدیده ی پیش روی فعالان واقعی اقتصادی در زمینه های مختلف و همچنین رفع مشکلات اشتغال متقاضیان زیاد کار باشیم.
موضوعاتی که به نظر می رسد با توجه به واقعیت ‌های موجود و ادامه ی مشکلات با شتابی بیشتر در زمینه‌های گرانی،بیکاری رو به افزایش،ارائه ی خدمات نامطلوب از طرف بخشهای دولتی و غیر دولتی ، با آمدن استاندار جدید گیلان و گذشت حدود شش ماه،اجرای سیاست ها و برنامه های دولت سیزدهم در گیلان با کمترین توجهی و چشم اندازی برای بهبودی مواجه است و با کمال تأسف درب باز هم بر همان پاشنه ی ناکارآمدی و وجود مشکلات می چرخد و عناصر و عوامل کند کننده ی رونق اقتصادی گیلان در زمینه های مختلف با شتابی بیشتر به جولان سیاست ها و اعمال غیر کارگشای و غیر کارشناسانه در اقصی نقاط سیاست گذاری و اجرایی استان خودنمایی میکند.
به گواه کارشناسان و واقعیت های موجود به نظر می رسد، احتمالا روند فعلی فعالیت های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دراستان به دلیل نوع سیاست ها و برنامه های حاکم در بسیاری از بخش ها، تجربه ای شکست خورده در دولتهای نهم و دهم و بدون سود و منفعت برای ساکنان و اهالی استان ارزیابی می شود. موضوع اعمال سیاست های غیر کارشناسانه در دولت سیزدهم و انتقاد به آن به این معنا نیست که تمام سیاست های دولت آقای روحانی بدون عیب و کمبود بوده است،نخیر بلکه در مواردی ضعف و نقصان های فراوانی هم وجود داشت، ولی جنس مشکلات در دوره ی روحانی از جنس دیگری بود که توسعه طلبی و زیاده‌خواهی های تندروهای آمریکایی از جمله ترامپ مسبب آن در جریان جروج از توافق تاریخی برجام بود.چون تا زمانی که برجام عملیاتی شده بود تورم در آستانه ی تک رقمی شدن بود و مردم زندگی نسبتاً قابل تحملی داشتند و اوضاع بخوبی پیش می رفت ،زیرا دولت روحانی برای کار اجرایی پلتفرم داشت.
اما به نظر می رسد،دولت آقای رئیسی به علت نداشتن پلتفرم منسجم و منطقی با اقدام به جراحی اقتصادی بدون وجود ثبات اقتصادی و گردابی که دولت سایه در دوران دولت آقای روحانی برای آن دولت کارشکنی می کرد،عواقب آن کارشکنی‌های دولت سایه،یقه ی دولت آقای رئیسی را گرفته و آن را به ‌چالش جدی کشیده است.
عادت فرصت سوزی در استان گیلان؛

بخش کشاورزی ؟!
در زمینه ی کشاورزی آیا درب، باز هم بر روی همان پاشنه تولید غیر اقتصادی و غیر مدرن نخواهد چرخید؟ آیا از زمینهای حاصل خیز گیلان در تولید محصول برنج و سایر محصولات کشاورزی بر اساس پتانسیل ها، ظرفیت ها و نیازهای استان و کشور بهره برداری منطقی خواهد شد؟
صنایع…..؟!
در زمینه ی تولید صنعتی و صنایعی که از قدیم الایام در گیلان وجود داشت و زمانی گیلان در زمره ی ۵ استان صنعتی کشور محسوب
می شد، آیا سیاست ها و برنامه ریزی های دولت سیزدهم برای نوسازی و باز سازی صنایع مهم در گیلان عملیاتی خواهد شد و رونق اقتصادی به بخش صنعت و معدن استان باز خواهد گشت؟
آیا اکنون به ادعای برخی مدیران ارشد، اقدامات اساسی در حال انجام است یا اینکه فقط با مصاحبه ها،پروپاگاندا و تشکیل همایش ها و ارائه آمار غیر واقعی و…،با این توصیف آیا در حال احیای صنعت گیلان هستند؟ اگر چنین باشد پس این همه بیکار چرا مشغول کار نمی شوند؟!
بخش توریسم و گردشگری ؟!
در زمینه ی گردشگری تا به امروز که چندین دهه از برنامه ریزی و اجرای سیاست های مختلف می گذرد به چه توفیقاتی دست پیدا کرده ایم و تولید ثروت و اشتغال توسط این بخش مهم در گیلان چند درصد بوده است؟
آیا هم اکنون نیز درب، بر روی پاشنه ی قدیم نمی چرخد که همان ناکار آمدی و هدر رفت امکانات مشاهده می شود و تولید ثروت هم تقریبا هیچ است؟

حکایت سیاست های جدید دولت سیزدهم در زمینه ی بهره وری از منابع مختلف و با وجود مشکلات موجود در زمینه ی عدم برخورداری از تکنولوژی های روز دنیا و عدم سرمایه‌گذاری در زمینه های تولید اقتصادی و به دنبال آن، تولید ثروت در گیلان که طرفداران دولت سیزدهم با نام «کار جهادی و میدانی » از آن یاد می کنند تا کنون به کجا انجامیده و خواهد انجامید؟ آیا اعتباراتی که در این زمینه تاکنون صرف شده ، به فرجامی مثبت رسیده است؟
با توجه به محدودیت منابع مالی در کشور ، آیا میزان اعتبارات اختصاصی به این بخش می تواند ماموریت های محوله را بخوبی در حوزه های مختلف کاری و خدمات دهی به شکل قابل قبولی به انجام رساند؟
ایجاد اشتغال ؟!
در زمینه ی نرخ بالای بیکاری که یکی از مشکلات اساسی همه ی طبقات جامعه بویژه جوانان فارغ التحصیل دانشگاهی در این استان است، دولت سیزدهم چه برنامه های تأثیرگذاری می تواند داشته باشد تا با ایجاد اشتغال پایدار جلوی بیشتر شدن خیل عظیم بیکاران را در استان گیلان بگیرد ؟

علی ایحال ،به نظر می رسد با توجه به این روند اقتصادی که توسط دولت سیزدهم در حال انجام است که با چاپ پول بی پشتوانه و دپوی آن ،افزایش هزینه‌های جاری دولت سیزدهم که نسبت به دو سال اخیر دقیقاً صددرصد افزایش داشته و همچنین اقدام برای بالابردن قیمت دلار برای جبران کسری بودجه و….با این روش سیاست گذاری فقط شتاب تورم به اوج خواهد رسید و تقریباً هیچ اقدام اقتصادی مثبت در حوزه های اشتغال و کارآفرینی و حتی تامین زندگی شرافتمندانه برای مردم نمی تواند مهیا نماید و احتمالا عادت فرصت سوزی برای توسعه ی استان گیلان همانند سایر استانهای کشور سریال ادامه داری خواهد بود.