دخترم لطفا بمان آینده روشن است

رحیم قمیشی/

به عنوان پدری که دختر ۲۲ ساله دارد می‌نویسم
برای مهسا (ژینا) امینی دختر خانم ۲۲ ساله کردستانی مسافر تهران، که به بهانه بدحجابی دستگیر و سپس جنازه نیمه‌جان و سکته کرده‌اش را تحویل خانواده‌اش دادند، می‌نویسم
با چشمانی اشکبار می‌نویسم
برای او که جانش به اندازه خلخالی ارزش نداشته…
او دختر من است
من با دیدن او بر تخت بیمارستان احساس کردم دخترم را برده‌اند پلیس، ترسانده‌اند او را، و قلب نازک و نازنینش قفل کرده
کلیه‌هایش از کار افتاده و حالا تنها دعا ممکن است زنده نگاهش دارد

دارم دیوانه می‌شوم
دخترم خوبم!
چه گناهی داشتی تو؟
چه اشتباهی کردیم ما!
چه تقاصی باید پس بدهیم؟
کاش من مرده بودم تو را چنین نمی‌دیدم
دخترم مقاومت کن
اشک‌ نمی‌گذارد بنویسم
ما همه برایت دعا می‌کنیم
و نفرین می‌کنیم خودمان را
که این سرنوشت را برایت رقم زدیم

دخترم لطفا بمان
بمان تا ببینی گشت ارشاد جمع خواهد
تا ببینی دیگر دست هیچ غریبه‌ای به تن دختران ما نخواهد خورد
و هیچ حاکمیت فاسدی حق نخواهد داشت دختران پاک وطنم را هدایت کند!
لطفاً بمان دخترم
التماست می‌کنم‌…
قول می‌دهم آینده روشن است
ما را ببخش…

لطفا بمان عزیزم
برای ایران