عبرتهاي جنگ تحميلي 12 روزه – 1
بسمالله الرحمن الرحيم ⬅️ درباره درسهاي جنگ تحميلي 12 روزه رژيم صهيونيستي بر ايران مطالب زيادي نوشته و گفته شده ولي عبرتهاي آن کمتر مطرح شده است. توجه به عبرتهاي اين جنگ براي همه به ويژه براي ما ايرانيان لازم است. هرچند کساني که اهل درس گرفتن از حوادث نيستند، عبرت هم نخواهند گرفت، […]
بسمالله الرحمن الرحيم
⬅️ درباره درسهاي جنگ تحميلي 12 روزه رژيم صهيونيستي بر ايران مطالب زيادي نوشته و گفته شده ولي عبرتهاي آن کمتر مطرح شده است. توجه به عبرتهاي اين جنگ براي همه به ويژه براي ما ايرانيان لازم است. هرچند کساني که اهل درس گرفتن از حوادث نيستند، عبرت هم نخواهند گرفت، ولي ما اصحاب رسانه وظيفه داريم آنچه را درک ميکنيم به مردم منتقل کنيم و بقيه ماجرا را به مخاطب بسپاريم.
عبرت اول که در اين مقطع از تاريخ جهان براي تمام ملتها قابل تأمل است، همدستي اسرائيل، آمريکا، انگليس، فرانسه و آلمان براي به زانو درآوردن ايران در جنگ 12 روزه بود. معروف شد که اين جنگ را رژيم صهيونيستي بر ايران تحميل کرد و چون نتوانست به هدفش برسد و شکست خورد آمريکا به کمکش شتافت. اين تصور درست نيست. آمريکا با تمام امکانات اعم از نرمافزاري و سختافزاري از لحظه اول جنگ با اسرائيل همراه بود و در روز دهم اين همراهي را در قالب حمله به مراکز هستهاي ايران آشکار کرد. سه کشور اصلي اروپائي يعني انگليس، فرانسه و آلمان هم از همان لحظه اول جنگ به آمريکا و اسرائيل کمک کردند و طبق اطلاعات موجود حتي از قبل در جريان فراهم شدن مقدمات جنگ قرار داشتند و هماهنگيهاي مورد نياز را با اسرائيل و آمريکا به عمل آوردند. وزراي خارجه اين سه کشور اروپائي در اثناي جنگ از وزير امور خارجه ايران خواستند به اروپا برود و با آنها گفتگو کند تا از طريق القاء مطالب مورد نظرشان با مرعوب کردن او مسئولين ايران را مرعوب کنند ولي در اين ترفند هم شکست خوردند و سرانجام، طرح پيشنهاد آتشبس مطرح شد.
اينکه آمريکا و سه کشور اروپائي بعد از نزديک دو سال جنايت جنگي سران رژيم صهيونيستي در غزه باز هم در تحميل جنگ بر ايران با آنها همدستي کردند، براي ملتها يک عبرت بزرگ است که تاريخ جهان آن را ثبت ميکند. آمريکا و اروپا همان کشورهائي هستند که فرياد دموکراسي، آزادي و دفاع از حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده و با نهايت رياکاري همواره از قانون و ضوابط بينالمللي سخن ميگويند ولي به وقت امتحان همواره رفوزه ميشوند و در کارنامه آنها نمره زير صفر ثبت ميشود. در وقايع دو سال اخير که جنايات رژيم صهيونيستي درغزه، لبنان و ايران به اوج رسيد، صف مردم جهان حتي در آمريکا و اروپا از صف دولتمردان جدا شد هرچند در تمام کشورها بسياري از مسئولين به ويژه نمايندگان مجالس نيز با مردمشان همنوا بودند و به سران تصميمگيرنده همان کشورها اعتراضهاي مکرر کردند. اين سياهي پرونده زمامداران فقط نکبتي براي آنها نيست، اين يک نکبت براي مقطع کنوني تاريخ جهان است. بيعملي سازمان ملل در اين جنگ نيز پيوست همين عبرت است.
عبرت دوم به روسيه مربوط ميشود که عليرغم داشتن پيمان 25 ساله با ايران، در جنگ 12 روزه کوچکترين اقدامي براي جلوگيري از تجاوز اسرائيل و حمايت از ايران به عمل نياورد. روسيه در جنگ اوکراين از ايران به شکلهاي مختلف سوءاستفاده کرد و روابط ايران و اوکراين و ايران و اروپا را تيره کرد و زيانهاي مادي و معنوي زيادي به مردم ايران وارد کرد ولي در جنگ تحميلي 12 روزه رژيم صهيونيستي عليه ايران خود را کاملاً کنار کشيد. اين بيعملي روسيه به موضوعي براي کنجکاوي خبرنگاران خارجي تبديل شد و يکي از فعالان سياسي وابسته به پژوهشگاههاي روسي در جواب سؤالي در همين زمينه گفت پيمان ميان ايران و روسيه در حدي نيست که ما را موظف به حمايت از ايران کند! و يکي از مقامات سياسي روس نيز گفت بيش از 2 ميليون روستبار در اسرائيل زندگي ميکنند و اگر روسيه به نفع ايران اقدامي کند به زيان آن 2 ميليون نفر که از ما هستند تمام خواهد شد!
داستان پدافند اس400 روسي که عليرغم وعدههاي چندين ساله هرگز به ايران داده نشد نيز شاهد ديگري بر قابل اعتماد نبودن اين همسايه شمالي است که بسيار عبرتآموز است. کارنامه مقامات روسي در جنگ 12 روزه، هم براي روسوفيلهاي داخلي عبرتآموز است و هم براي حکمرانان ما که حاضر نشدند به نصايح خيرخواهانه کساني که بر سياست موازنه تأکيد ميکردند و ميکنند عمل نمايند. اين روزها چين نيز در معرض آزمايش قرار دارد. آيا مقامات چيني که گفتهاند اجازه نميدهيم روسيه در اوکراين شکست بخورد، براي برطرف ساختن ضعف پدافندي ايران کاري خواهند کرد يا پيمان همکاري 20 ساله با چين هم فقط يک کاغذپاره است؟
ادامه دارد


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0