می توان با قدرت نظامی هزینه جنگ را بالا برد، اما بایستی با دیپلماسی و مذاکره راه جنگ را بست

بالا بردن هزینه های جنگ برای امپریالیسم آمریکا و برخی متحدانش ، منجر به انزوای بین المللی ایران خواهد شد

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار____ قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تأکید کنم که بایستی با خردمندی و هوشیاری بالا نسبت به بالا بردن هزینه‌های جنگ برای دولت متجاوز و امپریالیست آمریکا و برخی متحدانش از سوی ایران جلوگیری کرد چون در نهایت هم باعث انزوای بین المللی ایران و هم باعث متحد شدن […]

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار____

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تأکید کنم که بایستی با خردمندی و هوشیاری بالا نسبت به بالا بردن هزینه‌های جنگ برای دولت متجاوز و امپریالیست آمریکا و برخی متحدانش از سوی ایران جلوگیری کرد چون در نهایت هم باعث انزوای بین المللی ایران و هم باعث متحد شدن جامعه بین المللی علیه ایران خواهد شد.
تا فرصت کافی است بایستی طوری عمل کنیم تا با قدرت نظامی و میدان، هزینه‌های جنگ را برای آمریکا بالا نگه داریم و در راستای آن با راهبرد های دیپلماتیک و مذاکره، عملاً ‌راه جنگ و تبعات ویرانگر آن را مسدود نماییم.
به نظر می رسد نقشه های امپریالیسم آمریکا و برخی متحدانش علیه ایران در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، عملیات نظامی و… بسیار جدی و ویرانگر است.
صاحب نظران معتقدند، مشکل اصلی در نگاه صفر و یا صد نسبت به راهبرد جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران است که نباید در این منطق و استدلال صفر یا صد گرفتار شویم، بطوری که بخواهیم تمام خواسته ها و مطالبات ما پذیرفته شود و اگر نشود،‌مذاکره معنا نداشته باشد.
این خطر بزرگی است که ‌می تواند بطور جدی هم منافع ملی، تمامیت ارضی و جان، مال و ‌زندگی ایرانیان توسط توسعه طلبی و تجاوزگری امپریالیسم آمریکا و برخی متحدانش به مخاطره جدی بیندازد.
این ‌قلم معتقد است که نباید تصور کنیم که تشدید تنش ها و بالا بردن هزینه‌های جنگ برای آمریکا، لزوماً آمریکا را به عقب نشینی در مقابل ما وادار خواهد کرد و اگر صرفاً به این تصور دل خوش کنیم، قطعاً دچار اشتباه محاسباتی خواهیم شد که در نتیجه کار خیلی تاثیر گذار خواهد بود.
تجربه همین دو جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، نشان داد که ظرفیت های دو طرف برای تحمل هزینه‌های جنگ یکسان نیست.
بایستی تاکنون پی برده باشیم که رفتارهای ترامپ خودشیفته و توتالیتر، فشار فزآینده و فرسایشی اقتصادی، تحریم‌ها، محاصره دریایی و غیر دریایی و تهدید کشورهای دیگر به پیروی از سیاست های تجاوزکارانه آمریکا و همچنین تهدید به حملات نظامی و ‌مذاکره حلقه‌های به هم پیوسته یک استراتژی واحد و ویرانگر هستند.

تمرکز همه جانبه برای احیای تفاهمنامه اسلام آباد را بایستی بسیار جدی گرفته شود و ‌هم از میانجی ها و هم از سایر کشورها ‌خواسته شود تا در این فرآیند مشارکت جدی داشته باشند.
آگاهان می گویند، خطری جنگی ویرانگر علیه ایران در راه است که بایستی به هر قیمتی جلوی این خطر ویرانگر گرفته شود.
همچنین ضرورت جدی دارد تا از دوقطبی سازی در داخل بشدت پرهیز شود و انسجام و همبستگی واقعی ملی و همراهی تمام ایرانیان با سیاست های تنش زدایی و همزیستی مسالمت‌آمیز حاکمیت با سایر کشورها به استراتژی واقعی و نه شعاری تبدیل گردد.
بایستی بلد باشیم که سیاست یک گام به پس و دو گام به پیش در فرآیند مذاکرات و روند دیپلماسی را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهیم تا از این نقشه شوم دشمنان با کمترین هزینه عبور نماییم.

از تاب آوری، ایستادگی و مقاومت ایرانیان در جنگ های تحمیلی آمریکا علیه ایران بهترین استفاده را برای تأمین منافع ملی کنیم

انصافاً تاب آوری، ایستادگی ، تقویت انسجام ملی و همگرایی مردم و نیروهای مسلح ایران علیه جنگ تحمیلی ،‌ غیر قانونی در مراحل اول بصورت تهاجم نظامی مستقیم و پس از ما امید شدن آمریکا از این روش برای فروپاشی نظام سیاسی در ایران ، دولت امپریالیست آمریکا وارد فاز جنگ چندگانه و هیبرید علیه مردم ایران شده است که با توجه به هوشمندی ، تاب آوری ، حفظ و تقویت همگرایی و انسجام ملی ، می رود که این شیوه ی خطرناک دشمنان آمریکایی و اسرائیلی نیز با شکست مواجه شود، البته به شرطی که که تفرقه افکنان تندرو و تمامیت خواه داخل کشور که در اقلیت محض قرار دارند ، فرآیند همبستگی و انسجام ملی واقعی ایرانیان وطن پرست و وطن دوست را با اعمال و رفتارهای خود تهدید و تحدید نکنند!.
جامعه ایران بایستی از روند حداقلی « همه با من» به دیالکتیک و اسلوب « همه با هم » به شکل واقعی و عینی برای تأمین منافع ملی و حراست از تمامیت ارضی کشور تغییر روش دهد.
اگر چنین کیفیتی در جامعه به شکل و با تکثرگرایی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی نهادینه شود ، هیچ دشمنی نمی تواند پیوستگی ، انداموارگی و تنیدگی جامعه ایران را به فروپاشی برساند، اما اگر در فضا و اتمسفر تفرقه افکنی، حذف یکدیگر به بهانه‌ی داشتن تفکر و اندیشه دیگر قرار گیرد، تاب آوری، ایستادگی جامعه ایران در مقابل دولت های متخاصم آمریکا

بنابراین، پاسخِ ما نباید تنها در اتاق‌های مذاکره و لایه‌های خسته‌ی دیپلماسی بماند. ایران باید با صدای رسا و همچنین با اقدامات مدبرانه در مدیریت خردمندانه تنگه هرمز ، بازگشایی با برنامه و همچنین در تمام تریبون‌های جهانی، این حقیقت را فریاد بزند که هیچ قصد و اراده‌ای نه برای ساخت بمب اتمی دارد و نه بستن کامل تنگه هرمز؛ تا این ادعاهای دروغین آمریکا و رژیم اسرائیل که به عنوان بهانه‌ای برای جنایت به کار می‌رود، در برابر اراده‌ی صلح‌آمیز ملت بزرگ ایران در هم بشکند.
در ابتدای این نوشتار تشریح شد، این دقیقاً همان مدلی است که در محاصره‌ی لنین‌گراد توسط آلمان هیتلری و یا بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا با روایت‌سازی دروغینِ پایان‌بندی سریع جنگ اجرا شد و آن جنایت عظیم تاریخی بوجود آمد که هنوز ‌عوارض تشعشعات آن بمباران اتمی در ژاپن باقی است.
امپریالیسم آمریکا می خواهد با متهم کردن قربانی یعنی ایران ، جنایات ، قساوت ها و تجاوزگری خود را علیه ایران و مردم آن توجیه کند.

اما راه مقابله با این فریب ضد انسانی امریکای ترامپ

صاحب نظران معتقدند راه مقابله با این ترفند فریبکارانه آمریکا ، فقط دیپلماسیِ پشت درهای بسته نیست بلکه ایران نیازمند یک «تهاجمِ ادراکی» (Cognitive Offensive) در ابعاد جهانی می باشد.
دیپلماسی ما باید از لایه‌های بروکراسی و کند فراتر برود و قلب افکار عمومی جهان را با عملکرد خوب، با تدبیر و خردمندانه ی تصمیم سازان و تصمیم گیران هدف بگیرد. ما باید یاد بگیریم چگونه روایت دشمن را با عملکرد منطقی خودمان و بیان حقیقت و واقعیت های تکان‌دهنده درهم بشکنیم.
ما امروز نیازمند عملکرد خوب و با تدبیر مان در تنگه هرمز و بازگشایی آن، روشنگری و صداهایی هستیم تا به دنیا بفهمانند که گروگان‌گیر سفره‌های بین‌المللی و بحران آفرین برای اقتصاد دنیا، نه ایرانِ محاصره شده و محصور، بلکه دولت متجاوز آمریکا و ناوگان متخاصم و محاصره کننده آن است که مانع حرکت کشتی‌های معیشت و اقتصاد جهانی شده است .
همچنین ما باید نجات دروغین معیشت و اقتصاد جهانی را از چهره‌ی آمریکا متجاوز و جنایتکار برداریم. اگر امروز نتوانیم در نزد افکار عمومی جهان و تریبون‌های عمومی جهان، از شرق دور تا دل اروپا همچنین تا کانادا ،امریکای شمالی ، مرکزی ، جنوبی و استرالیا ، آمریکای متجاوز را به عنوان مقصرِ ردیفِ اول بحران انرژی ، کالا و معیشت جهان معرفی کنیم، ماشین تبلیغاتی آنها، راه را برای وحشتناک‌ترین سناریوها هموار خواهد کرد.

دیپلماسیِ فعال و کنشگرانه عمومی، امروز نه یک انتخاب، بلکه تنها سپر دفاعی ما در برابر مشروعیت‌سازی برای فاجعه آفرینی توسط دولت تندرو و جنایتکار آمریکا است.
ما باید پیش از آنکه آن‌ها ما را به عنوان خطر اتمی معرفی کنند، ما ،آنها را به عنوان خطر زندگی و حیات بشری به جهانیان بشناسانیم.

حقایق و واقعیت ها را
صد البته با عملکرد خردمندانه ، مدبرانه و هوشمندانه در مدیریت منطقی و بازگشایی تنگه هرمز هم نشان دهیم و هم فریاد بزنیم ، کاری که در روزهای اخیر انجام داده و در حال انجام آن هستیم را شدت و قوت ببخشیم تا افکار عمومی جهان را با خود همراه کنیم.
تا پیش از آنکه سکوت و یا برخی اعمال، گفتار، پندار ‌و کنش های غیر مسئولانه برخی ها در داخل و خارج از کشور، ما را به سلاح دشمن تبدیل کند!؟!؟.

و… بشدت تضعیف خواهد شد.

اتحاد واقعی تمام ایرانیان وطن پرست و وطن دوست ، پاد زهر دشمنی بیگانگان است

 

صاحب نظران و آگاهان معتقدند ،اتحاد ، همبستگی و انسجام داخلی واقعی و متکی بر تمام ایرانیان وطن پرست و وطن دوست اعم از اصولگرایان ، ملی گرایان، اصلاح طلبان،‌میانه روها ، پیروان ادیان مختلف ، اقوام متنوع و متکثر، نژادها ، زبانها و…اکنون اصلی‌ترین میدان نبرد با دشمنان آمریکایی و اسرائیلی است.
واقعیت این است که محاسبات نظامی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل در برابر ایران با بن‌بست استراتژیک مواجه شده است.
تجربه دو جنگ اخیر به دونالد ترامپ خود شیفته و تندرو ،نشان داد که استفاده از ابزارهای سنتی و قدرت میلیتاریستی و نظامی، نه تنها نتوانست تا کنون به اهداف اصلی یعنی شکست و تسلیم بدون قید و شرط و فروپاشی سیاسی نظام جمهوری اسلامی منجر شود، بلکه با سد محکم همگرایی، همبستگی، تاب آوری ، ایستادگی مردم و نیروهای مسلح ایران و با عمق راهبردی برخورد کرده است.
وقتی دشمن آمریکایی و اسرائیلی می‌بیند که از مسیر مستقیم و نظامی نمی‌تواند به فروپاشی سیاسی دست یابد، ناچار است از مسیر های فرعی عبور کند.

این بن‌بست، منجر به یک تغییر پارادایم استراتژیک شده است .
دشمن اکنون از میدان‌های نظامی به سمت جنگ چندگانه ، هیبریدی و فرسایشی تغییر مسیر داده است.
هدف جدید دشمن آمریکایی دیگر انهدام زیرساخت‌ها نیست، بلکه هدف، ایجاد گسست و شکاف در تار و پود و افزایش سطح ناسازگاری درونی جامعه ایران با فشار ، تفرقه و تشتت است.
امپریالیسم آمریکا می‌خواهد با استفاده از ابزارهای اقتصادی، روانی و اطلاعاتی، از طریق ایجاد شکاف‌های اقتصادی ،اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی و…برای فرسایش تدریجی ساختار و در نهایت، رسیدن به همان هدف اصلی یعنی فروپاشی سیاسی نظام جمهوری اسلامی برسد.

انسجام و همبستگی واقعی ملی تمام ایرانیان وطن پرست و وطن دوست یک ضرورت استراتژیک است و نه یک شعار

کارشناسان و علمای علوم سیاسی ، جامعه شناسی و تاریخ معتقدند ، در جنگ‌های مدرن، انسجام و همبستگی ملی واقعی ملی و تکثرگرایانه تنها یک مفهوم ارزشی معمولی نیست، بلکه ستون فقرات تاب‌آوری ، مقاومت ، ایستادگی یک ملت و یک کشور در برابر بحران‌ها است.
تاریخ نشان داده است که هیچ قدرت نظامی قدرتمندی، نتوانسته کشوری را که دارای یکپارچگی اجتماعی، همبستگی ملی واقعی بالا و متکثر است را از درون فرو بپاشد.
انسجام ملی از دو منظر علمی و تاریخی اهمیت حیاتی دارد که عبارتند از:

۱ـ کاهش هزینه های حکمرانی و مدیریت منطقی بحران‌ها

وقتی جامعه همگرا ،منسجم ، متحد‌ و متکثر است، حاکمیت می‌تواند منابع محدود خود را به‌جای مدیریت ناآرامی‌های داخلی و مهار گسست‌های سیاسی و اجتماعی، صرف تقویت توان اقتصادی و دفاعی و بنیه نظامی کند.

۲ـ خنثی‌سازی جنگ روانی،

در جنگ‌های چندگانه و هیبریدی، دشمن به دنبال ایجاد بی‌اعتمادی ساختاری میان ملت و نهادهای حاکمیتی است.
اما اگر پیوندهای اجتماعی با فرآیند انسجام و همبستگی واقعی ملی و تکثرگرایانه در همه ابعاد حفظ شود، فشارهای اقتصادی و روانی به جای فروپاشی، منجر به پدیده‌ای به نام همبستگی در برابر تهدید خارجی می‌شوند که خود، بزرگترین مانع در برابر استراتژی‌های فرسایشی دشمن است.
در این مرحله، هرگونه چالش اجتماعی یا اقتصادی، دقیقاً همان نقاط اصطکاک هستند که دشمن در انتظار آن‌هاست تا در آن‌ها نفوذ کند.

علی ایحال ،
اگر ایران بتواند در برابر این فشارهای فرسایشی و جنگ چندگانه هیبریدی ، آستانه ی تحمل بالا ، ایستادگی و تاب‌آوری اجتماعی خود را با تقویت انسجام و همبستگی ملی واقعی حفظ کند و از بروز گسست‌های عمیق جلوگیری نماید، تمام محاسبات دشمن برای فروپاشی از درون، بی‌اثر خواهد ماند.
باید با تمام وجود مان بپذیریم که آینده‌ی کشور نه در گرو پیروزی‌های نظامیِ صرف، بلکه در گرو قدرتِ حفظ اتحاد ،یکپارچگی با تکثرگرایی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و…در برابر طوفان‌های جنگ های چندگانه و هیبریدی امپریالیسم آمریکا رقم خواهد خورد.
لذا در عصر جنگ‌های هیبریدی، حفظ انسجام‌و اتحاد واقعی داخلی با لحاظ تکثر گرایی سیاسی ، اجتماعی و…یعنی « همه با هم بودن » مهم‌ترین وظیفه ملی و کارآمدترین سلاح دفاعی در برابر استراتژی‌های فرسایشی و فروپاشی دشمنان است.

این منطقِ ظاهری، تله‌ای خطرناک است برای اینکه اگر تنگه باز نشد، دنیا بپذیرد که در بحران اقتصادی و معیشتی بوجود آمده برای دنیا ،مقصر اصلی ایران است که می خواهد بمب یا سلاح اتمیِ داشته باشد ، نه جنگ تحمیلی و غیر قانونی و محاصره‌ی نظامی دریایی آمریکا علیه ایران!؟.

تغییر روش دشمن در میدان مقابله ،از آسمان‌ها به لایه‌های زیرین جامعه و جنگ چند گانه و هیبریدی