در ارتباط با اعتراض آقای جبار کوچکی نژاد، نماینده مردم رشت و خمام در مجلس به سفر استانی معاون اجرایی رئیس جمهور پزشکیان بدون حضور وزرای کابینه؛

مجلسی که نتواند برای حل معضلات و مشکلات جامعه برای دولت بخوبی بسترسازی، ریل گذاری ، قانون گذاری و نظارت بدون شائبه داشته باشد ، نمی تواند تاثیر گذار باشد

نمایندگان مجلس مسئولیت بسیار بزرگ و مهمی دارند، ولی به اندازه آن پاسخگو و نظارت پذیر نیستند!!/مجلس ملی که به اصل تفکیک قوا اعتقاد نداشته باشد و در تعیین مدیران اجرایی در سطوح میانی و پایین دخالت کند، اثربخشی ملی نخواهد داشت/بجای اعتراض و خود حق پنداری ، برای برخورداری گیلان از اعتبارات و منابع ملی ، همه با هم باشیم نه همه با من !؟!؟

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار

 

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که در شرایط ویژه و سخت کنونی بعد از تجاوز وقیحانه آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل به ایران و بمباران اماکن غیر نظامی، مدارس، بیمارستان ها، اماکن ورزشی و کشتار مردان، زنان، کودکان و دانش آموزان و وضعیت کنونی نه جنگ و نه صلح، کشور در شرایط سخت و پیچیده‌ای قرار دارد، بطوری که پس شهادت رهبر شهید، مقامات امنیتی کشور برای از دست ندادن مقامات ارشد کشور از جمله رئیس جمهور، سران قوا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و حتی وزرای دولت، تصمیم گرفته اند تا بسیاری از امور اعم سفر های دسته جمعی مسئولان با محدودیت هایی همراه باشد و این موضوع در ارتباط با سفر استانی رئیس جمهور پزشکیان و هیأت دولت به استان گیلان و سایر استانهای کشور را تا عادی شدن شرایط کشور عملیاتی شده و خواهد شد.
در این ارتباط پس از سفر استانی که با حضور نماینده ویژه رئیس جمهور پزشکیان یعنی دکتر قائم پناه، معاون اجرایی رئیس جمهور انجام شد و تمام مصوبات لازم که با حضور ویبناری رئیس جمهور پزشکیان در جلسه شورای برنامه ریزی و توسعه استان گیلان انجام شد، مورد تأیید رئیس جمهور پزشکیان و قطعاً ورزاءو معاونین رئیس جمهور قرار گرفته است و می‌تواند با این حجم از مصوبات و منابع اعتباری در نظر گرفته شده، تحولی چشمگیر در وضعیت استان گیلان در حوزه‌های مختلف بوجود بیاورد.
در ضمن این سفر استانی هیات دولت به گیلان یکی از مقرون به صرفه ترین سفر ها بوده، بدلیل اینکه در بسیاری از هزینه های صرفه‌جویی شده و با توجه به مصوبات سفر پرباری هم بوده‌است.
همچنین این قلم یکی از منتقدان همیشگی سفر های استانی در سنوات گذشته بوده و هستم. چون باور دارم که کشور بایستی به طور سیستماتیک و براساس آمایش سرزمینی و برنامه‌ریزی اداره شود.
اگر تمام اهداف، برنامه ها، ظرفیت ها، پتانسیل ها، کمبودها، نقاط قوت و ضعف استانها براساس پلتفرم های توسعه مندی رفتار شود، دیگر سفرهای استانی پرهزینه هیأت دولت به صورت گسترده عملاً فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد و از بسیاری از هزینه های این نوع سفر ها جلوگیری خواهد شد.
برای نمونه همین سفر استانی اخیر در گیلان براساس برنامه‌ریزی دکتر حق شناس، استاندار کاربلد گیلان و سایر دست اندرکاران و با حضور معاون محترم اجرایی رئیس جمهور و حضور ویبناری رئیس جمهور پزشکیان انجام شد، همان مصوبات به تصویب رسید که در صورت حضور رئیس جمهور پزشکیان و وزاری کابینه نیز تصویب می شد، فقط در این سفر هم از دغدغه‌های امنیتی بخاطر شرایط خاص کشور کمتر وجود داشت و تمام کارها و مصوبات لازم نیز اخذ شد.
اینکه برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی می گویند اگر وزرای دولت می آمدند برخورداری گیلان بیشتر می شد، آیا در سفر های استانی سابق تمام مصوبات به ثمر رسیدند؟ در حالی هم روسای جمهور و هم وزرای دولت با کلی کارکنان دولت و دستگاه‌های اجرایی درگیر سفر بودند با آن هزینه‌های آنچنانی!!.
بایستی به برخی نمایندگان معترض به نیامدن وزرای دولت و رئیس‌جمهور پزشکیان گفت، مهم این بود که تمام مطالبات گیلان و گیلانیان به تصویب هیأت دولت برسد که رسید.
بایستی در پسا سفر از اهرم های مختلف قانونی و ارتباطی برای تحقق این مصوبات تلاش همه جانبه هم از سوی استاندار محترم گیلان و هم از سوی مدیران کل دستگاه‌های اجرایی و رؤسای سازمان های مستقر در گیلان و همچنین از سوی نمایندگان محترم گیلان در مجلس شورای تلاش مضاعف صورت گیرد تا استان به مطالبات خود از منابع و اعتبارات ملی برسد، نه اینکه از هم اکنون برای ‌خنثی سازی اقداماتی که ‌می تواند برای استان گیلان مفید و مؤثر باشد، بجای هم افزایی با بحث های تفرقه افکنانه بهانه احتمالی بدست برخی مرکز نشینان بدهیم و آنان هم در اجرای مصوبات اخیر بهانه بگیرند که از استان صدای واحدی بگوس نمی رسد!!..در ضمن بنده ‌منکر برخی کج سلیقگی ها و برخی بی برنامگی ها در انجام این پروژه بزرگ نیستم، ولی آن نارسایی ها آنقدر تاثیرگذار و ضایع کننده ی حقوق حقه گیلان و گیلانیان نبوده است، بیاییم برخی

رفتارها را به

همدیگر ببخشیم و برای ‌اعتلای استان گیلان و توسعه مندی آن بیش از پیش همت بخرج دهیم.

 

اهمیت مجلس شورای اسلامی در کشور بسیار بالاست

در یک جامعه دمکراتیک و مدنی وجود نهادی بنام مجلس ملی که شناسنامه واقعی و بدون کوچکترین شائبه ای در تعیین صلاحیت افراد مختلف بدون اعمال نظارت حداکثری استصوابی برای حضور در فرآیند انتخابات و نمایندگی مجلس و ریل گذاری همه جانبه برای قوای سه گانه و سایر امور کشور ، خیلی خیلی لازم و ضروری است.
عدم وجود مجلس ملی در نهایت به نوعی اهمیت ندادن به خواست ، مطالبات و نظرات مردم در حکمرانی تلقی می شود و این به صورت همه جانبه دارای اشکالات ماهوی و ظاهری می باشد.

چرا مجلس شورای اسلامی کم اثر شده است ؟

به نظر می رسد ، عملاً مجلس شورای اسلامی بنا به شرایط اضطراری جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران بنا به دلایل امنیتی نتوانسته است تاکنون جلسات علنی تشکیل دهد ، به طوری که افکار عمومی، در حال از دست دادن خاطره‌ای از وجود و تاثیرگذاری این قوه مهم و استراتژیک در جامعه است و می توان ادعا کرد که هم عملکرد حاکمیت در عدم رعایت برخی اصول از جمله اصل قبول نداشتن ارجحیت اصل «حق انتخاب کردن» بر اصل« حق رأی دادن» یکی از دلایل مهم آن باشد و هم به عملکرد مجالس مختلف و نمایندگان آن بر می گردد که نتوانسته اند تاکنون چهره مجلسی در حد و عیار قانونگذاری ، نظارت و ریل گذاری استاندارد را به جامعه و مردم نشان دهند.
وقتی که با اعمال نظارت استصوابی ، ایدئولوژیک و حداکثری از حضور منتخبان و نمایندگان واقعی مردم در جامعه به مجلس شورای اسلامی جلوگیری می شود و مشارکت در این فرآیند به حداقل می‌رسد که برخی با حدود ۵ با ۱۰ درصد ، حال کمی بیشتر و یا کمتر ، واجدین شرایط رأی دادن وارد یکی از مهمترین و مدنی ترین نهاد کشور می شوند!! و کیفیت آن به پایین ترین سطح می رسانند ، باعث می شود که بود و نبود چنین مجلسی برای افکار عمومی کم اهمیت و یا بی اهمیت شود!!.
وقتی که دلسوزان ملک و ملت می گویند ، اصل« حق انتخاب کردن» مردم را بر اصل «حق رأی دادن » آنان ، ترجیح بدهید ، بخاطر وجود چنین مجالس کم کیفیت است.
وقتی که اکثر نمایندگان مجلس برای انتخاب مدیران کل ، معاونین وزرا و حتی مدیران میانی و پایین شهرستانی و استانی دخالت حداکثری در قوه مجریه می کنند آن هم با نگاه جناحی، گروهی و باندی ، به نظر می رسد داشتن چنین مجلسی بسیار طبیعی باشد.

نتیجه اولویت « حق رأی دادن » بر «حق انتخاب » چنین مجلسی است!!!

صاحب نظران و آگاهان معتقدند ، کم اهمیتی و ​بی تفاوتی جامعه در برابر تعطیلی چند ماهه مجلس شورای اسلامی، نشانه‌ای از پدیده ای ژرف تر به نام «بی‌حسی، کم تحرکی و یا فرسایش سیاسی ملی» و یکجانبه گرایی جناحی ، گروهی تندروانه است.
بطوریکه حس تعلق خاطر به کشور در میان اکثریت افکار عمومی با گرایش های فکری و سیاسی مختلف به حداقل رسیده است چون عملاً نمی توانند در اداره امور کشور مشارکت و حضور داشته باشند و مشارکت واقعی مردم با دیوار بلندی از نظارت حداکثری استصوابی و..مسدود شده است!!.
درضمن ​هنگامی که یک نهاد قانونگذاری به دلیل ساختارهای درون‌ حاکمیتی ناشی از شرایط خاص به مدت طولانی توانایی حفظ استقلال و تداوم فعالیت خود را نداشته باشد، و از سوی دیگر، خروجی مجلس شورای اسلامی در بهبود وضعیت زیست مردم جامعه و وضعیت کشور تعیین کننده و ملموس نباشد، طبیعتاً مردم و جامعه پیوند ارگانیک خود را با آن قطع می‌کنند.
اقدام گروهی از نمایندگان، آن هم اکثراً از نوع تندرو مجلس برای تشکیل جلسه در خیابان، هرچند تلاشی برای بازپس‌گیری هویت مجلس و جلب حمایت عمومی است، اما این اعتراض مدنی نه از روی حس مسئولیت پذیری بلکه بخاطر این موضوع مهم است و این دسته از نمایندگان تندرو و مدعی احساس می کنند که سیستم در حال عبور از مانع تراشی و سنگ اندازی های مختلف آنان است و به همین خاطر نمی خواهند فراموش شوند.
اما بایستی بپذیرند که وقتی با ۵ یا ۱۰ ، ۱۵ درصد‌ آرای واجدین شرایط رأی دادن به مجلس رفتند ، دیگر نمی توانند از اکثریت مردم تقاضای حمایت کنند و این تقاضای برخی نمایندگان
در غیاب یک «بدنه اجتماعی پیگیر و امیدوار ملی»، احتمالا به یک کنش نمادین و کم‌اثر تبدیل و فراموش خواهد شد.
این بی‌تفاوتی مردم و جامعه نه از سر خشنودی،
بلکه ناشی از ناامیدی تحلیلی جامعه نسبت به کارکرد برخی نهادهای انتخابی از جمله مجلس شورای اسلامی در ساختار فعلی مدیریت کشور است.
به نظر می رسد ،ریشه های این بی حسی و بی تفاوتی ملی نسبت به تعطیلی مجلس عبارتند از:

ــ سایه سنگین مشکلات معیشتی و بحران های اقتصادی باعث شده است
تا مسائل کلان سیاسی یا باز و بسته بودن نهادهای قانونی، در درجات پایین اولویت برای ملت باشد .
ــ طی سال های اخیر، نتیجه شکل گیری شوراها و‌ نهادهای مختلف موازی با مجلس در کار سیاستگذاری و حتی قانونگذاری، نقش و جایگاه مجلس دچار افت ملی شده است.
ــ کاهش نرخ مشارکت در انتخابات در سالهای اخیر و ریزش سرمایه اجتماعی، پیوند واقعی مردم- مجلس را سست و بسیار ضعیف کرده است.

علی ایحال ، به نظر می رسد، که برای افکار عمومی و مردم در مقیاس ملی، باز و بسته بودن مجلس چندان تفاوتی ندارد و چون مجلس شورای اسلامی تاکنون نتوانسته است در کاهش مشکلات ملک و ملت کاری اساسی و قابل توجه در حوزه قانونگذاری ، نظارت و ریل گذاری برای اقدامات دولت ها انجام دهد!!!.