به بهانه ی سالروز تولد حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی ، رهبر جنبش اصلاحات ایران ؛

مردم سالاری توسعه گرا ، گفتمان جدید رهبر جنبش اصلاحات ایران

دوره ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ، برندی از پاکدستی و اقتصاد سالم و پویایی طبقه ی متوسط و بهترین رئیس جمهور ایران بود/سید محمد خاتمی به اصلاحات برای مردم و جامعه اعتقاد راسخ دارد و اصلاحات برای اصلاحات را پاشنه آشیل روند اصلاحات در ایران می داند

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار

 

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم ضمن احترام به تمام رؤسای جمهور ایران در سال های اخیر، از حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد خاتمی به عنوان بهترین رئیس جمهور ایران یاد کنم و بمناسبت سالگرد تولدشان، همه ویژگیهای خوب ایشان را ابتدا به وجود نازنین شان و در ادامه به مردم دوستدار ایشان صمیمانه تبریک عرض نمایم.
سید محمد خاتمی ، یکی از محبوبترین رؤسای جمهور ایران و رهبر اصلاحات ، معتقد است اگر چه بسیاری از رفتارهای تمامیت خواهانه را نمیشود فراموش کرد ولی برای حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز و تأمین منافع ایرانیان بایستی خیلی از رفتارهای تمامیت خواهانه را بخشید ولی فراموش نکرد تا جامعه ی ایران به آرامش و توسعه برسد.
دولت اصلاحات به راهبری و مدیریت حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ، یکی از بهترین و پر رونق ترین دولت های روی کار آمده بعد جنگ ۸ ساله با عراق بود که اکثر شاخص های اقتصادی دولت اصلاحات را تاکنون هیچ دولتی نتوانسته است جابجا کند و یا حتی به آن کمی نزدیک شود.
البته بغیر از دولت تدبیر و امید آن هم در سالهای اجرایی شدن برجام که موقتا تورم در ایران تک رقمی شد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، در سالهای اخیر با ارائه ی تئوری «مردم سالاری توسعه گرا» به نظر می رسد در نظر  دارد دو باره روند اصلاحات در ایران را با گفتمان و استراتژی
روز آمدتری احیاء نماید.
ایشان با مطرح کردن بحث
« مردم سالاری توسعه گرا به جای مردم سالاری دینی » در صدد ارائه ی گفتمان جدیدی برای بازگرداندن جامعه به سمت مطالبه گری بدور از خشونت ورزی و نفرت افکنی می باشد که با توجه به کاریزمای شخصیتی حقیقی و حقوقی ایشان در میان افکار عمومی ایرانیان می تواند با استقبال مردم و برخی کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و برخی صاحب نظران علوم سیاسی و اجتماعی مواجه گردد.

تغییر گفتمان به سمت مردم سالاری توسعه گرا و یا همان دمکراسی توسعه گرا ،نشان می دهد که تحولات سالهای اخیر بعد از دوره اولیه ی اصلاحات ، روند تحولات اجتماعی به سمت قهقرا و عقب گرد تغییر جهت داده و باعث بروز مشکلات زیادی در تمام شقوق جامعه شده است.

اهمیت تعیین این روش کنش‌گری سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی در این است که شاید  بتواند ،روند تغییرات و تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران را از روند خشونت ورزی و نفرت افکنی به سمت مبارزات و مطالبات مدنی ،مستمر و با درصد بالای همگرایی و هم افزایی در سطح جامعه و عاری از خشونت و نفرت افکنی هدایت نماید.
احتمالاً سید محمد خاتمی ، به عنوان رهبر اصلاحات در ایران می خواهد تا مبارزات منفی بدور از خشونت ورزی را همانند مهاتما گاندی و نلسون ماندلا رهبری نماید تا ساختار و اندام وارگی جامعه ی ایران برای استقرار جامعه ی مدنی ،حفظ ، تداوم و قوام یابد و تحولات به صورت دمکراتیک و با حضور و مشارکت مدنی هوشمندانه ی قشر های مختلف مردم در عرصه های سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی نهادینه شود هر چند در شرایط کنونی کاری سخت به نظر می رسد.

در این ارتباط سخنان آقای خاتمی را می توان «نارضایتی از وضع موجود، همراهی و همنوایی با جامعه و تاکید بر اصلاح طلبی برای مردم و جامعه نه برای اصلاحات،به عنوان یگانه راه نجات» تأکید کرد.
استفاده ی ایشان   از کلیدواژه ی «مردم سالاری توسعه گرا» یکی از نکات اساسی و کلیدی سخنان یکی از نجیب ترین سیاستمداران چهار دهه ی اخیر ایران ، باعث ایجاد اشتیاق در سطوح مختلف در پیگیری مطالبات و روش های سیاست ورزی مدنی و بدور از هرگونه خشونت ورزی شده است که می تواند جامعه را هم مطالبه گر و هم مشتاق رهاوردهای جدید دمکراتیک و بدور از خشونت ورزی و نفرت افکنی و همچنین پویا نگهدارد.

خاتمی با این تغییر محسوس در گفتمان روند اصلاحات، تصمیم گرفته است تا در آینده ی ایران حضوری مؤثر تر از گذشته داشته باشد و با اعلام این  گفتمان جدید به جامعه پیام داده است.
به نظر می رسد ،حذف پسوند «دینی »از مردم سالاری و جایگزین کردن پسوند « توسعه گرا» به مردم سالاری ، اتفاق ساده‌ای نباشد که توسط ایشان اعلام شده است.

باید منتظر ماند و از پیش  داوری در این زمینه پرهیز کرد تا از روند جدید در
کنش گری سید محمد خاتمی در آینده رونمایی کامل شود که آیا
می تواند برای جامعه ی ایران مؤثر باشد یا نه؟!
به نظر می رسد ، سید محمد خاتمی و کنش گران سیاسی طرفدار اصلاحات واقعی و تغییرات از وضع موجود به سمت وضعیت مطلوب، به این نتیجه رسیده اند که صرف وجود توسعه ی سیاسی و دمکراسی محض باعث توسعه همه جانبه نمی شود ، بایستی به شکل  دیالکتیکی روندی ساختارمند در جامعه ی دموکراسی خواه حاکم باشد تا به توسعه گرایی و پیشرفت های اولیه و ثانویه برسد، زیرا اثبات شده است که صرف توسعه ی سیاسی، به توسعه ی همه جانبه و دمکراسی  توسعه گرا  و تضمین کننده ی رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی به شکل عام و خاص ختم نمی شود ، بلکه باید توسعه ی سیاسی و دمکراسی را مقید به توسعه ی همه جانبه با اصالت واقعی توسعه ی همه جانبه ی

نیروی انسانی  کرد و اگر چنین باشد می توان ادعا کرد ،این دغدغه ی آقای خاتمی ، دغدغه ی بجایی است.
باید منتظر ماند و عکس العمل جامعه نسبت به این گفتمان جدید ،چگونه خواهد بود.
آیا این اسلوب جدید واقعاً می تواند راهگشا باشد و یا روشی دیگر برای تامین اهداف حکمرانی مناسب باشد ؟!

سید محمد خاتمی ، انسانی برتر از سیاست

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی ، رهبر جنبش اصلاحات و رئیس جمهور دولت اصلاحات ،
روحانی‌ فرهنگ مدار و سیاست‌مداری متمایز که با شعارهایی همچون؛
«اخلاق، قانون، آزادی»، «جامعه مدنی»، «ایران برای همه ایرانیان» و «زنده باد مخالف من» در عرصه سیاست داخلی و مشی متفاوت در میان سیاستمداران معاصر، و نیز با ایده «گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها»، «تنش‌زدایی» و «ائتلاف تمدن‌ها»، در عرصه سیاست جهانی، به چهره‌ای تاثیرگذار و ماندگار در تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است.

سید محمد خاتمی ، ۲۱ مهر ماه سال ۱۳۲۲ خورشیدی در خانواده‌‌ ریشه‌دارِ روحانی، در اردکان یزد به دنیا آمد. پدرش، « شادروان آیت‌الله سید روح‌الله خاتمی»، از روحانیون محبوب و علمای برجسته استان یزد و کشور بود و در میان مردم از مسلمان تا زرتشتیان ، یهودیان ، مسیحیان احترام فراوانی داشت. مادرش « شادروان سکینه ضیایی اردکانی» از خاندان‌های نیک‌اندیش و اصیل اردکان به شمار می‌رفت.
سید محمد خاتمی، بعد از دو دختر خانواده ، نخستین پسر «خانواده خاتمی» بود و در سال ۱۳۵۳ با خانم زهره صادقی ازدواج کرده و صاحب سه فرزند (دو دختر و یک پسر) است.
تربیت و آموزش از کودکی تا نوجوانی در نزد پدر، و نیز تحصیل فقه، اصول و فلسفه در حوزه علمیه قم و فلسفه در دانشگاه اصفهان پایه‌های فکری و مدیریتی او را شکل داد.
«ریاست مرکز اسلامی هامبورگ»، «نمایندگی مردم اردکان و میبد در مجلس اول شورای اسلامی»، «یازده سال تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و بنیانگذاری جریانات و رویدادهای مهم فرهنگی، هنری و رسانه‌ای در کشور نظیر جشنواره‌های فجر و رویدادهای مهم ملی و دینی و قرآنی، «ریاست کتابخانه ملی ایران» و «ریاست جمهوری اسلامی ایران» از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ تا پایان مردادماه ۱۳۸۴ با رای قاطع و معنادار مردم در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری و ریاست بنیاد باران، او را همواره به عنوان نماد توسعه پایدار، گفت‌وگو، ایران‌دوستی، مدارا، اصلاحات و قانونمداری شناسانده است.