نورالله اکبری، فعال سیاسی و فرهنگی اصلاح طلب

مهر امسال بوی دیگری دارد

  مدرسه‌ها پس از ماه‌هایی در می‌گشایند که جنگ، کلاس‌ها را خاموش کرد و کودکان، به‌جای هیاهوی زنگ تفریح، صدای اضطراب و ناامنی را شنیدند. بعضی از آنان دیگر به مدرسه بازنمی‌گردند؛ صندلی‌هایی در میناب و جاهای دیگر خالی مانده‌اند که هیچ زنگی نمی‌تواند غیبت صاحبان شان را عادی کند. یادشان با نخستین زنگ مهر […]

 

مدرسه‌ها پس از ماه‌هایی در می‌گشایند که جنگ، کلاس‌ها را خاموش کرد و کودکان، به‌جای هیاهوی زنگ تفریح، صدای اضطراب و ناامنی را شنیدند. بعضی از آنان دیگر به مدرسه بازنمی‌گردند؛ صندلی‌هایی در میناب و جاهای دیگر خالی مانده‌اند که هیچ زنگی نمی‌تواند غیبت صاحبان شان را عادی کند. یادشان با نخستین زنگ مهر در جان مدرسه خواهد ماند.
دانش‌آموزان امروز با کوله‌باری سنگین‌تر از کتاب به کلاس می‌آیند؛ با خاطره ی جنگ، نگرانی فردا و رنج خانواده‌هایی که زیر فشار گرانی و تنگنای معیشت، هر روز چیزی از آسودگی‌شان کم می‌شود. فقر این روزها فقط پشت در خانه نمی‌ماند؛ با کودک وارد کلاس می‌شود، بر سفره‌اش، لباسش، فرصت آموختنش و حتی رؤیاهایش سایه می‌اندازد. فاصله ی میان مدرسه ی برخوردار و محروم، میان کودکی که همه ی امکانات را دارد و کودکی که برای ساده‌ترین نیازهای تحصیل درمانده است، آشکارتر از همیشه شده است.
و در چنین زمانه‌ای، کار معلم دشوارتر از همیشه است. دیگر تنها درس‌دادن کافی نیست. باید دل ناآرامی را آرام کرد، کودکی را که ترسیده دوباره با جهان آشتی داد، به نوجوانی که خشونت دیده گفت‌وگو آموخت و در میان این همه تلخی، حرمت انسان، مدارا، دوستی و امیدی عاقلانه را زنده نگه داشت.
مهر امسال را نمی‌شود با خوش‌بینی‌های آسان تبریک گفت. زخم‌ها واقعی‌اند، تنگناها پابرجایند و راه پیش رو هموار نیست. اما شاید همین بازگشت به مدرسه، همین دوباره کنار هم نشستن، شنیدن صدای معلم و دیدن چهره ی همکلاسی، خود شکلی از مقاومت زندگی در برابر ویرانی باشد.
پس به معلمان و دانش‌آموزان این سرزمین، مهر را شادباش می‌گویم ؛ نه از سر فراموشی درد و رنج، که از سر احترام به زندگی.
باشد که مدرسه، در این روزگار سخت، هنوز جایی برای آموختن، برای اخلاق ، برای مهربانی، برای عدالت و برای دوباره انسان‌تر شدن بماند.