آتش بس شکننده بین ایران و آمریکا و منطق بازی مذاکره و دستور ترامپ برای محاصره دریایی ایران اقدامی تندروانه و غیر مؤثر
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که این آتش بس محصول اجبار و در آستانه بسیار خطرناک قرار گرفتن این منازعه و یا جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران بودهاست.
به همین دلیل هم آمریکا و هم ایران به آتش بس و پایان موقت جنگ رضایت دادند تا در این فرصت آتش بس بتوانند با مذاکره ، شرایط را طوری مدیریت کنند تا حداقل از آستانه ی خطرناک و ویرانگری گسترده کمی فاصله بگیرند.
حال در این دو هفته و یا در احتمالا در صورت تمدید زمان آتش بس طرفین می توانند برای پایان دادن به این جنگ به توافق برسند یا نه ، باید به انتظار نشست تا تصمیم سازان و تصمیم گیران در تهران و واشینگتن چه عکس العملی نسبت به جنگ ، آتش بس و ادامه و با خاتمه آن خواهند داشت.
ولی اگر منطق صریح بر متولیان ذی ربط برتری داشته باشد ، بایستی به ادامه آتش بس ، مذاکره بیشتر فرصت بدهند ، در غیر اینصورت هر اتفاق بد و بدتر خارج از تصور می توان به انتظار نشست.
اما دستور دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای محاصره دریایی ایران بعد از عدم موفقیت در مذاکرات ، قطعاً اوضاع را پیچیدهتر و آتش بس را شکننده تر خواهد کرد و قطعاً واکنشهای منفی از طرف افکار عمومی دنیا آمریکا را تحت فشار قرار خواهد داد.
اما موضوعی که اهمیت دارد این است که معاون رئیس جمهور آمریکا در کمال ناباوری اعلام می کند که آمریکا شروط خود را اعلام کرد ولی طرف آنرا قبول نکرد!. باید یکی به آقای معاون بگوید که در مذاکره شرکت کرده و مذاکره هم آداب و رسومی دارد که در آن هم باید امتیاز داد و هم باید امتیاز گرفت.
اگر آمریکایی ها آمده بودند که ایران تسلیم شروط آنها بشود ، مانند دور های گذشته مذاکرات ، راه را اشتباهی آمده بودند.
چون ایران نشان داده تسلیم آمریکا نخواهد شد.
و اما چگونگی آتش بس و مذاکره
۱- از همان دقایق ابتدایی آتش بس، به رسم و رسوم همیشگی رژیم اسرائیل که سابقه طولانی در بدعهدی و نقض پیمان دارند، آن را نقض کرد .
با این که با اعلام آتش بس قیمت به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید ، ولی علاوه بر پالایشگاه های جزیره های لاوان و سیری ایران، کشور لبنان نیز زیر آماج حملات وحشیانه رژیم آپارتاید اسرائیل قرار گرفت.
۲ـ در هر مذاکره ای می بایستی شروطی تعیین کرد که نقد شدن آن سهل و آسان باشد. در حال حاضر آتش بس موقت برای آمریکا و رژیم اسرائیل نقد است، و برای ایران نسیه و منوط به پذیرش برخی شروط ایران توسط طرف مقابل می باشد که با توجه به مذاکره ۱۴ ساعته هیات های ایرانی و آمریکایی در اسلام آباد پاکستان ، هیأت ها بدون توافقی به کشور های شان برگشتند.
البته بر کسی پوشیده نیست مذاکره دو طرف دارد و با دیدگاههای متفاوت و متناقض که می بایستی در این فرایند به نتیجه مطلوب و برد ــ برد برسند. چون اگر مذاکرات بر پایه برد ـ برد نباشد هیچ خروجی و نتیجه نخواهد داشت ، پس بایستی هم امتیاز گرفت و هم امتیاز داد.
۳ ـ آنچه مسلم است شورای عالی امنیت ملی ایران با رعایت مصالح کشور تصمیم به این آتش بس و مذاکره گرفت ، اما تجربه این چند ساله و دو دوره قبلی مذاکرات اخیر، بدعهدی طرف مقابل را عیان کرده است .
به نظر می رسد که آمریکا و رژیم اسرائیل و برخی دیگر کشورها در این فرصت آتش بس و مذاکره می خواهند بیشترین استفاده را ببرند، از این رو تمام تلاش آنها بر کنترل نارضایتی و اعتراضات داخلی آمریکا ناشی از افزایش قیمت نفت و بنزین و کنترل هوشمند تنگه هرمز، خرید نفت به اندازه کافی و ذخیره و پر نمودن مخازن، تنفسی برای هم پیمانان غربی، تقویت و ترمیم لایه های پدافندی و آفندی دشمن و ترمیم
پایگاه های نظامی آسیب دیده می باشد، کما اینکه آسمان خطوط هوانوردی منطقه مملو از پرواز و ترابری و هواپیماهای تدارکاتی و نظامی دشمن آمریکایی می باشد.
۴ـ حزب الله لبنان تنها نیروی مقاومت بود که از شروع جنگ در کنار نیروهای مسلح مقتدر ایران علیه رژیم اسرائیل وارد کارزار دفاع شد ، و به بخشی از توان نظامی رژیم اسرائیل ضرباتی وارد کرد و بخشی از نیروهای نظامی اسرائیل را از کارکرد خارج نمود.
۵ـ پیش فرض مسلم برای ایران تا قبل از توافق باید این باشد که نقض آتش بس قطعی است، بنابراین هرگونه نقضی چه در خصوص ایران و چه در خصوص لبنان ، می بایستی با پاسخی محکم و قاطع همراه باشد.