ترامپ مجبور است به توافق محدود برد ـ برد با ایران قناعت کند
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که آمریکا با شروع جنگی بدون برنامهریزی شده و بدون اینکه چشم اندازی داشته باشد ، وارد چالش جدی شدهاست که محصول نگاه و عملکرد غلط هیأت حاکمه تندرو به رهبری دونالد ترامپ و مشاوران تندرو و لابی قدرتمند یهودیان سیاسی تندرو ( صهیونیست ها) در آمریکا می باشد.
تندرو های حاکم در آمریکا در تصور خود با توجه به وجود نارضایتی و مخالفت ایرانیان با دولت مستقر و اعتراضات دیماه سال ۱۴۰۴ ،دچار اشتباه محاسباتی فاحش شدند و فکر می کردند ،مردم در داخل ایران بر علیه نظام جمهوری اسلامی اقدام خواهند کرد که چنین نشد و مردم ایران با تمام اعتراضات و انتقادات و مخالفت هایی که با عملکرد نظام مستقر در ایران داشته و دارند ، به هیچ عنوان حاضر نیستند که میهن خود را تحت اشغال و زیر چکمه سربازان و ژنرال های بیگانگان و دشمنان ایران ببینند.
ایرانیان با تاب آوری و ایستادگی در مقابل تجاوز گری و بمباران کشور ، آمریکا و رژیم اسرائیل را
ناامید کردند و با رفتار خود به امپریالیسم آمریکا اعلام کردند که آمریکای متجاوز و سلطه طلبی ،نمی تواند ناجی و حامی ایران و ایرانیان باشد.
و اما ترامپ مجبور است به توافق محدود و برد ـ برد با ایران تمرکز کند
تغییر موازنه قدرت به سمت توافق برد ـ برد
واقعیت های موجود نشان می دهد که موازنه قدرت حداقل در بخشی از حوزهها در جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران ،به نفع ایران تغییر کرده است و همین موضوع
مهم باعث شده تا آمریکا نتواند شرایط یک فاتح و پیروز بلامنازع در این جنگ را به ایران دیکته کند.
این در حالی که ایران اکنون دو اهرم دارد یکی برنامه هستهای و دیگری مدیریت و کنترل هرمز هرمز.
ترامپ و تندرو های هیأت حاکمه آمریکا ،انتظار داشتند بمباران، ایران را وادار به پذیرش توافقی بهتر از برجام کند و عملاً نتوانست به خواسته های خودش برسد. هم اکنون اگر به فرآیند ها و روند توافق نگاه کنیم ، در واقع برجام با اسم دیگری بنام اولیه تفاهم و ثانویه قرارداد در حال احیاء شدن می باشد.
چون پس از حدود سه ماه ، ایران مقاومت کرده و اکنون دو اهرم مهم و استراتژیک در اختیار دارد.
برای رسیدن به توافق، ترامپ باید خواستههای حداکثری خود را با واقعیت راهبردی که اکنون به نفع ایران است تنظیم کند.
اعتبار آمریکا در جهان دچار خدشه شده است (credible assurances):
ترامپ با تجاوز و حمله به ایران در بحبوحه مذاکرات و تهدید به نابودی کل تمدن ایران ، اعمال و رفتار متناقض، ارائه هرگونه تضمین قابل قبول به ایران را غیرممکن کرده است و
ایران نمیتواند خواستههای آمریکا را بپذیرد، زیرا تنها با تهدیدهای قهری همراه است و کاملاً فاقد تضمینهای قابل قبولی است که به تهران اطمینان دهد ،واشنگتن با حسن نیت مذاکره میکند؟!.
ترامپ و دولت تندرو آمریکا ،مذاکرات متعدد را با حملات نظامی مختل کرده و با این رفتارهای متناقض هم اکنون حرف او( ترامپ )برای رهبران جدید ایران ارزش چندانی ندارد.
صاحب نظران معتقدند ، ایران به درستی حق دارد تا نسبت به قول و قرار های دولت ترامپ تردید داشته باشد.
ایران تردید دارد که احیانأ پس از بازگشایی تنگه هرمز و احتمالا تحویل اورانیوم غنی شده، آمریکا، واقعاً به تعهدات خود عمل نکند.
سه گزینه بد پیش روی ترامپ و پیامدهای منفی آنها
۱ـ ادامه محاصره
درست است که ادامه محاصره دریایی بنادر ایران ، فشار بر ایران را حفظ میکند، اما هزینهها برای آمریکا و اقتصاد جهانی به زودی به شدت افزایش خواهد یافت.
ذخایر نفت جهان در حال کاهش است و اگر تنگه هرمز تا ژوئن با سپتامبر بسته بماند، قیمت نفت به دلیل حفظ سیستم انرژی به شدت افزایش خواهد یافت و به مرز ۲۵۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید و این موضوع اقتصاد جهانی را فلج میکند.
۲ـ تجدید و تشدید عملیات نظامی و بمباران علیه ایران
در صورت ادامه جنگی و حملات نظامی آمریکا به زیرساختهای انرژی ایران ، به طور قطع منجر به حملات تلافیجویانه ایران نسبت به همسایگانش در حاشیه خلیج فارس میشود که از جمله حامیان آمریکا در حمله به ایران هستند.
همچنین ذخایر نظامی آمریکا به شدت کاهش یافته است و محدودیت های امریکا هم در این ارتباط چند وجهی می باشد.
۳ـ اعلام پیروزی و خروج یکطرفه
شوق سوم مشکلات آمریکای ترامپ ، مسائل مربوط به تنگه هرمز و موضوع هستهای را حلنشده باقی میگذارد، اما از منظر منافع آمریکا قابل قبول است ،چون ایران هستهای تهدید وجودی برای آمریکا نیست و ترامپ با این توجیه در صورت اعلام پیروزی یکطرفه به اقیانوس آتلانتیک بر میگردد.
اما تبعات منفی این اقدام از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار دشوار است و به عنوان نشانه ضعف و بیمسئولیتی آمریکا تلقی میشود و همین موضوع هم به گرفتار های آمریکا در نزد افکار عمومی و متحدان آمریکا خواهد افزود.
ـ مؤلفههای گزینه بد توافق محدود با امتیازات دوطرفه
در این ارتباط اگر توافقی حاصل شود در ارتباط با مباحث هستهای ، فقط آژانس بینالمللی انرژی اتمی نه آمریکا ، می تواند نگهبان اورانیوم غنیشده ایران در داخل و یا خارج از کشور تحت مدیریت کشوری صالح و ثالث باشد.
تا تضمینی امنیتی برای بازگرداندن مواد هسته ای غنی شده در صورت تجاوز آمریکا یا اسرائیل باشد .
بازگشایی هرمز در مقابل لغو فوری محاصره و دسترسی ایران به داراییهای مسدود شده
اگر واشنگتن از ایران بخواهد بدون دریافت عوارض از ناوگان کشتیرانی عبوری از تنگه هرمز ، آن را بازگشایی کند، باید امتیازات آمریکا به ایران ، امتیازات قابل توجهی باشد.
همچنین در مقابل توقف غنیسازی هستهای ، آمریکا بایستی رفع مرحلهای اما فوری تحریمها را درنظر بگیرید و اجرایی کند.
در ضمن تضمین دهد که رژیم اسرائیل را عقب نگه دارد تا اسراییل به ایران حمله نکند.
اگرچه رژیم اسرائیل به شدت به آمریکا برای پدافند موشکی متکی است، ترامپ باید به طور قابل اعتمادی به تهران اطمینان دهد که میتواند اسرائیل را از حمله به ایران در آینده باز دارد با محدود کردن فروش تسلیحات یا دریغ کردن حمایت نظامی.
علی ایحال ، صاحب نظران معتقدند ،توافق محدود و ناخوشایند، کمترین گزینه بد ترامپ برای جلوگیری از تبدیل شدن زخم کهنه جنگ تحمیلی و غیر قانونی اش علیه ایران به یک فاجعه بزرگتر است.
در واقع میتوان چنین نتیجه گرفت که پس از شروع یک جنگ تجاوزکارانه و سلطه طلبانه و بدون استراتژی خروج در نظر گرفتن عواقب آن، این نوع توافق یعنی برد ـ برد ، کمترین گزینه بد و تنها گزینه عملی ترامپ برای توقف دردی است که به یک زخم کهنه و دمل چرکین در دوره دوم ریاستجمهوری او تبدیل شده است.
چنین توافقی برای آمریکا بسیار سنگین و پر خسارت تمام خواهد شد، اما اگر با موفقیت انجام شود، میتواند پایههای خاورمیانهای با ثباتتر را با محدودیت در دخالت آمریکا در درازمدت در خاورمیانه را بنا خواهد کرد..