روز خبرنگار فقط اسیر یک برگ تقویم است/خبرنگاران واقعی از ابتداییترین حقوق حرفه ای و معیشتی محرومند/نه امنیت شغلی ،نه امنیت حرفهای و نه امنیت معیشتی
علی کریمی پاشاکی _روزنامه نگار___خبرنگاران واقعی در جای جای این جهان پهناور ، گاها بی رحمانه به شکل های مختلف به مسلخ می روند و یا آنچنان سختی تحمل می کنند که دیگر روح و جانشان برای آگاهی دادن و خبر و اطلاع رسانی نمی ماند و پرپر می شوند. قطعا شرافت کاری و وجدان […]
علی کریمی پاشاکی _روزنامه نگار___خبرنگاران واقعی در جای جای این جهان پهناور ، گاها بی رحمانه به شکل های مختلف به مسلخ می روند و یا آنچنان سختی تحمل می کنند که دیگر روح و جانشان برای آگاهی دادن و خبر و اطلاع رسانی نمی ماند و پرپر
می شوند. قطعا شرافت کاری و وجدان حرفه ای برای روزنامه نگاران وخبرنگاران واقعی حرف اول را در این بازار مکاره می زند، بازار مکاره ای که استعمارگران و مستبدین و عوامل متمول و انحصار گر و تمامیت خواه آنان طوری طراحی کرده اند تا حق را باطل و باطل و زشت را حق و زیبا جلوه گر دهند.
در این بازار مکاره خبرنگاران و روزنامه نگاران شرافتمند حاضرند برای روشن شدن حقایق برای مردم و رونمایی چهره پلید عوامل زشتی زندگی آنان، سخت ترین مشکلات و تا حتی مرگ را نیز تحمل نمایند تا رسالت واقعی خود را به انجام رسانند.
کاری که شهید صارمی و هزاران خبرنگار واقعی در جای جای این جهان انجام داده و می دهند.
ناگفته نماند، خبرنگاران و روزنامه نگاران علی رغم ذات پر مسئوولیت و مهم
حرفه ای شان که می بایست سختی های فراوانی را تحمل نمایند ولی در آوردگاه زندگی مادی به اندازه سختی های حرفه ای خود از نعمات مادی برخوردار نیستند.
درصد بالایی از همکاران شریف، زندگی ساده و کوچکی دارند. البته این را بایستی متذکر شوم فعالین واقعی عرصه ی اطلاع رسانی حلاوت و شیرینی این زندگی ساده را به هیچ مطاع و تحفه ای نخواهند فروخت. آنان ساده اند و ساده زیستن و فارغ از استرس فلان چک برگشتی و عدم پرداخت قسط های کمرشکن را در این روزگار با هیچ چیز دیگری عوض نمی کنند.
خبرنگار واقعی باید عادت کند که برای مردم زندگی کند و برای مردم بمیرد، چون با خوشی های شهروندان و روستاوندان شاد و با اندوهشان غمناک می شود.
ما خبرنگار و روزنامه نگاریم و آگاهی می دهیم
… ما خبر را می گیریم ، می سازیم و می پردازیم، ما اصحاب خبر و رسانه ایم شاید هیچ چیزمان به هیچ چیز دیگرمان نخورد اما یک چیز مشترک داریم، یک حلقه وصل، یک عنصر برانگیزنده که ما را با همه تلاطم ها در یک مسیر مستقیم نگه داشته است و آن، « پذیرش مسئولیت اجتماعی» است. ما این مسئولیت اجتماعی را با کلمات ، واژگان و اصطلاحات و… انجام می دهیم، ما دوستدار تغییر و تحول و مخالف جمود و ایستایی هستیم و اینچنین شد که ما خبرنگار و روزنامه نگار شدیم و هنوز مانده ایم. شاید هیچ دلیل عقلی و منطقی برای ماندگاری در این حوزه نداشته باشیم، وقتی قیمت اجناس و کالاها روی آسانسور سوار است، وقتی برخی یک شبه میلیاردر می شوند و وقتی برخی با رانت خواری و ویژه خواری و آقازادگی ره صد ساله یک شبه طی می کنند و کلی هم مدعی و طلب کار مردم هستند و …..و تو چشم به راه اندک درآمدی … وقتی که می گویی شغلت
روزنامه نگاری و خبرنگاری است برخی، جوری نگاهت می کنند که نمی دانی تمجید است یا تقبیح اما تو خودت می دانی، متفاوتی، شغلت، عشقت و حرفه ات. پس بی خیال همه این نگاه ها، بی خیال همه این دودو تا چهار تاها. ما خبرنگار و روزنامه نگاریم و خواهیم ماند.
روزگار بسیار سخت روزنامه نگاری ایرانی
مشکل این است که مطبوعات و رسانه های گروهی به بنگاه مطبوعاتی تبدیل نشدند
رسانه نگاری مکتوب و غیر مکتوب یا مجازی و الکترونیکی در کل روزنامه نگاری ایرانی، سخت ترین سالهای حیات خود را از بدو پیدایش تا به امروز تجربه می کند بویژه مطبوعات.
تیراژ نسخه های کاغذی به کمترین حد خود رسیده ، برخی روزنامه نگاران با سابقه دیگر انگیزه ی سال های قابل تحمل گذشته را ندارند، جوانان جویای نام کمتر می توانند افقی پیش روی آینده خویش ترسیم کنندو ظهور فضای مجازی و شبکه های اجتماعی این پرسش را بوجود آورده که نکند دوران روزنامه های کاغذی یا همان مطبوعات مکتوب به سر آمده و مخاطبان هر آنچه را می خواهند، می توانند در گوشی های تلفن همراهشان پیدا کنند. کار به جایی رسیده که برخی کارشناسان سخن از بحران مخاطب و مرگ مطبوعات مکتوب گفته اند و دیگران را به خداحافظی با اینگونه رسانه ها تشویق می کنند!!!؟؟.
قطعا نمی توان منکر اهمیت و اثر گذاری رسانه های دیجیتالی و نوین شد، اما شاید یک بار هم بد نباشد به این پرسش بپردازیم که آیا افول مطبوعات صرفا محصول ظهور رسانه های نوین و مجازی است؟
اگر نه، آیا نمی توان برای برداشتن موانع پیش رو تلاش کرد؟
آیا مطبوعات مکتوب و نشریات ایران نمی توانند دوباره روزهای اوج را تجربه کنند یا اوجی دیگر و متناسب با جهان جدید را رقم بزنند؟
باید قبول کنیم که مطبوعات مکتوب و نشریات جدا از تمام کارکرد هایشان، همواره بزرگترین مرکز پرورش روزنامه نگاران بوده اند.
باید پاسخ داده شود،چرا با تضعیف رسانههای مکتوب دیگر روزنامه نگاران مؤلف و تدوین گر در سالهای اخیر مانند دوران طلایی مطبوعات بوجود نیامده اند؟!
ساختار نشریات و مطبوعات مکتوب، خلاف رسانه های مجازی و دیجیتالی که این روزها مخاطبان به آنها رجوع می کنند، به گونه ای بوده و هست که می تواند محلی برای انتقال تجربیات به روزنامه نگاران تازه کار و پرورش آنان باشد. شمار عظیمی از روزنامه نگاران بزرگ ایران، دست پرورده ی تحریریه هایی هستند که در آنها، ساعت ها روی یک موضوع بحث می شد و یک ایده ی اولیه بر اثر گفت و گو و نقد، به گزارشی اثر گذار یا یادداشتی تامل برانگیز تبدیل می شد. این همان اتفاقی است که در مورد آنچه امروز رسانه های جدید می نامیم، نمی افتد و یا شاید بندرت اتفاق بیفتد.
بماند که این اتفاق جدا از محصولی که ببار می آورد، بزرگترین عامل برای آفریدن اشتیاق و شور به عنوان عنصر ضروری روزنامه نگاری در میان روزنامه نگاران است. گزارش ها و رسانه های مکتوب و کاغذی اهم از روزنامه ها، هفته نامه ها و … عموما حاصل تحقیق صورت گرفته و در یک گروه و بررسی مدام چند کارشناسی است که به روزنامه نگار یاری می رسانند تا بارش را به منزل مقصود برساند.
مفهوم «تحریریه » همان حلقه مفقوده ی روزنامه نگاری امروز با رسانه های مدرن و دیجیتالی است، «جایی برای هم اندیشی و تضارب آراء. »
اگر این نبود هر روزنامه نگاری به خانه اش می رفت و آنجا هر چه دل تنگش می خواست می نوشت و به رسانه ی مربوط ایمیل می کرد.
حال می توان این پرسش را مطرح کرد که چرا بسیاری از رسانه های مکتوب اعم از روزنامه ها و هفته نامه ها و … عملا با مفهوم تحریریه وداع کرده اند و چرا برخی روزنامه نگاران دیگر حاضر نیستند تمام روزشان را در تحریریه بگذرانند؟
احتمالا پاسخ های بسیاری برای این پرسش وجود دارد اما قطعا یکی از مهمترین شان، افول حیرت انگیز « اقتصاد فرهنگ» در روزنامه نگاری ایرانی بوده است. چون روزنامه ها و هفته نامه های ایرانی کمتر توانسته اند تبدیل به یک « بنگاه مطبوعاتی» شوند و از این رو نتوانستند ضرورت های بازارهای جدید را درک کنند که از دل توسعه تکنولوژیک برآمده است. نتیجه این شد که اقتصاد نشریات مکتوب اعم از روزنامه ها و هفته نامه ها و…هر روز ضعیف تر و ضعیف تر شده است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0