وحدت؛فرمان راهبردی یا توصیهای که نباید سلیقهای تفسیر شود؟
در هر نظام سیاسی، بهویژه در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی، جنگ روانی، تحریم یا بحرانهای امنیتی روبهرو است، حفظ انسجام داخلی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی به شمار میآید. به همین دلیل، هنگامی که عالیترین مقام کشور بر وحدت، همدلی و حمایت از ارکان قانونی نظام تأکید میکند، این سخن را نباید […]
در هر نظام سیاسی، بهویژه در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی، جنگ روانی، تحریم یا بحرانهای امنیتی روبهرو است، حفظ انسجام داخلی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی به شمار میآید. به همین دلیل، هنگامی که عالیترین مقام کشور بر وحدت، همدلی و حمایت از ارکان قانونی نظام تأکید میکند، این سخن را نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی یا شعاری مقطعی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از راهبرد کلان اداره کشور تلقی کرد.
با این حال، همواره این پرسش مطرح است که چرا با وجود چنین تأکیدی، برخی افراد، رسانهها یا جریانهای سیاسی همچنان بر طبل اختلاف میکوبند و فضای عمومی را به سمت دوقطبیسازی سوق میدهند؟
پاسخ را باید در چند عامل جستوجو کرد. نخست آنکه برخی، تحلیل و برداشت شخصی خود را بر مصالح کلان کشور مقدم میدانند. آنان گمان میکنند هرچه لحن تندتر و برخوردها رادیکالتر باشد، نشانه انقلابیگری بیشتری است؛ در حالی که تجربه نشان داده است تندروی، اگر از چارچوب عقلانیت خارج شود، میتواند بیش از دشمن، به منافع ملی آسیب بزند.
عامل دوم، غلبه نگاه جناحی بر نگاه ملی است. هنگامی که رقابتهای سیاسی جای خود را به تسویهحسابهای دائمی میدهد، هر اقدام یا تصمیمی نه بر اساس منافع کشور، بلکه بر اساس سود و زیان جناحی ارزیابی میشود. نتیجه چنین رویکردی، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی است.
عامل سوم، نادیده گرفتن تفاوت میان «نقد» و «تخریب» است. هیچ جامعهای بدون نقد رشد نمیکند و هیچ مدیری نیز از خطا مصون نیست. اما نقد زمانی سازنده است که با انصاف، استدلال و هدف اصلاح همراه باشد. اگر نقد به برچسبزنی، اهانت و ایجاد شکاف در جامعه تبدیل شود، دیگر در خدمت اصلاح نیست؛ بلکه به ابزاری برای تشدید اختلاف تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر، دشمنان هر کشوری همواره تلاش میکنند اختلافات داخلی را برجسته کنند، زیرا شکاف در داخل، هزینه فشار خارجی را کاهش میدهد. به همین دلیل، یکی از شاخصهای بلوغ سیاسی آن است که جریانهای مختلف، با وجود اختلاف دیدگاه، در مسائل کلان و منافع ملی، زبان مشترک پیدا کنند و از تبدیل اختلاف سلیقه به نزاع دائمی بپرهیزند.
نکته مهم آن است که وحدت، به معنای تعطیلی نقد یا چشمپوشی از کاستیها نیست؛ بلکه به معنای آن است که نقد در چارچوب قانون، اخلاق، انصاف و با حفظ انسجام ملی انجام شود. جامعهای که بتواند هم مطالبهگر باشد و هم از افتادن در دام تفرقه دوری کند، قدرت بیشتری برای عبور از بحرانها خواهد داشت.
بنابراین، اگر بر وحدت و حمایت از ارکان قانونی کشور تأکید میشود، این تأکید را باید در چارچوب حفظ منافع ملی و تقویت انسجام داخلی فهمید، نه به معنای حذف نقد یا اختلافنظر. در مقابل، هرگونه رفتار یا گفتاری که به تشدید شکافهای اجتماعی و سیاسی بینجامد، فارغ از انگیزه گوینده، میتواند پیامدهایی داشته باشد که در نهایت به سود هیچیک از جریانهای داخلی و به زیان همبستگی جامعه تمام شود.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0