دکتر پزشکیان یکی از با کفایت ترین ، نجیب ترین و واقع گرا ترین رؤسای جمهور در ایران است
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__در روزهای اخیر ، سخنان رئیس جمهور پزشکیان در باره وضعیت واقعی کشور و دشواری های اقتصادی و سیاسی موجود، مذاکرات ، تفاهمنامه و سیاست های خارجی و…، واکنش های متعددی را از سوی برخی مخالفان رادیکال ، تندرو و بویژه برخی وابستگان به جبهه ی پایداری در مجلس دوازدهم و روحانی بنام آقای خرازی را برانگیخته است.
برخی مخالفان رئیس جمهور پزشکیان این صراحت و واقع گویی ایشان را « بی کفایتی سیاسی » دانسته اند.
جناح رادیکال و تندرو که امتحان خود را در کشور در دو دوره ی ریاست جمهوری پس داده و در هر دو دوره عملاً بعد از پایان کار برای ادامه ی روش های خود با عدم استقبال ملت مواجه شد، میکوشد کفایت سیاسی رئیس جمهور پزشکیان را برای قرارگیری در مسند ریاست جمهوری زیر سئوال ببرد و همچنین بنا به سخنانشان در حال برنامهریزی برای حمله به رئیس جمهور پزشکیان هستند.
در این ارتباط بسیاری از فعالان سیاسی، اساتید دانشگاه، فرهیختگان، روزنامه نگاران و مدیران سیاسی کشور در گذشته و حال، با اعلام حمایت از رئیس جمهور پزشکیان ، وی را یکی از واقع گرا ترین ، نجیب ترین و با کفایت ترین رؤسای جمهور در ایران پس از رئیس جمهور سید محمد خاتمی با تمام مشکلات موجود می دانند.
به نظر می رسد آنچه که جناح رادیکال و تندروها را در ایران بیش از همه ناراحت کرده است ، کلام صریح ، شجاعت ، صداقت و واقع گرایی رئیس جمهور پزشکیان است که دست روی نقاط ضعف سیاست های هزینه ساز تندروها و تمامیت خواهان در طی ۲۰ سال اخیر چه در قامت دولت و چه در کسوت دولت سایه محفلی و چه در نهادهای دیگر گذاشته است و ضرورت دارد تا افکار عمومی، دلسوزان ملک و ملت ، روشنفکران و فعالان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدالی و روزنامه نگاران و فعالان رسانهای از این منش رئیس جمهور پزشکیان حمایت کنند.
رئیس جمهور پزشکیان، با انتخاب مسیر واقعگرایی، صراحت و صداقت با رعایت و لحاظ میثاق نامه نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی عزت ـ حکمت و مصلحت در حال نمایش کفایت سیاسی به معنای واقعی کلمه است. مخالفانی که این رویکرد را ضعف مینامند، در حقیقت، طرفدار تکرار همان خطاهایی هستند که کشور را طی سالها در چرخه وعده ها و شعار های تندروانه و هزینه ساز و تحریم های ظالمانه و فشار های امپریالیسم آمریکا گرفتار کرده است.
این در حالی است که تجربه دنیای مدرن در سیاستورزی مدرن، بهویژه در آسیا که مسیر توسعه توسط کشورهایی همچون چین، ژاپن، مالزی، ویتنام و…را پیمودهاند، نشان میدهد که «کفایت سیاسی در توانایی شناخت دقیق واقعیت ها و بیان شجاعانه آنها نهفته است.»
رئیس جمهور پزشکیان و دولت وفاق ملی چهاردهم، برخلاف جریان تمامیت خواه و تندرو در جمهوری اسلامی که تمایل به «رجزخوانی» و وعدههای اغراقآمیز دارد، مسیر سیاستورزی واقعبینانه را انتخاب کرده است؛ مسیری که اگر بهدرستی ادامه یابد، میتواند نقطه آغاز اصلاحات ساختاری، پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی واقعی کشور باشد.
واقعگرایی، صداقت ، شجاعت و پذیرش اشتباهات گذشته؛
زیربنایی ترین عنصر کفایت سیاسی
کفایت سیاسی در معنای سیاست ورزی مدرن خود، ترکیبی از سه عنصر کلیدی است:
ــ تشخیص درست مسئله
ــ انتخاب راهحل عملی
ــ و توانایی ایجاد اجماع برای اجرای آن راهحل.
رئیس جمهور پزشکیان در گام نخست این فرآیند، با تشخیص دقیق و صادقانه وضعیت کشور، نشان داده است که به اصول حکمرانی کارآمد و مناسب پایبند است.
او در سخنانش، شرایط کشور را نه «فتحالفتوح» که «صحنه دشوار جنگی» توصیف کرد.
این تشبیه، بیانگر پذیرش فشارهای اقتصادی، تحریمهای خارجی، مشکلات ساختاری داخلی و محدودیتهای منابع است.
چنین رویکردی، برخلاف ادبیات سیاسی رایج در بخشی از حاکمیت که گاهی به نفی مشکلات یا ارائه تصویری غیرواقعی میپردازد، بر مبنای دادههای واقعی و تحلیل کارشناسانه بنا شده است.
تجربه چین؛ دنگ شیائو پینگ و شجاعت اعتراف به عقبماندگی، پلی شد برای چین امروز
در سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰، چین از منظر اقتصادی و اجتماعی در شرایطی بسیار سخت قرار داشت ، کشاورزی سنتی، کمبود مواد غذایی، اقتصاد بسته و ناکارآمد، و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی «انقلاب فرهنگی» مائو تسه دونگ، کشور را فرسوده کرده بود.
«دنگ شیائو پینگ» رهبر وقت جمهوری خلق چین که پس از مرگ مائو به قدرت رسید، برخلاف بسیاری از رهبران انقلابی، به جای شعارهای حداکثری، صراحتاً اعتراف کرد که چین «عقبمانده» است و برای رسیدن به رفاه باید از تجربههای موفق جهان استفاده کند.
او جمله معروفی دارد که می گوید:
«مهم نیست گربه سفید باشد یا سیاه، مهم این است که موش بگیرد.»
این جمله، نماد عبور از ایدئولوژی زدگی کور و پذیرش واقعیتهای اقتصادی بود.
دنگ شیائو پپنگ با این رویکرد، اصلاحات واقعی اقتصادی گستردهای را آغاز کرد.
آزادسازی تدریجی بازار، جذب سرمایه خارجی و ایجاد مناطق ویژه و آزاد اقتصادی و…نتیجه این واقعگرایی، جهش اقتصادی بیسابقهای بود که طی چهار دهه، چین را از کشوری فقیر به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده است.
اگر دنگ شیائوپینگ ،واقعیت تلخ عقبماندگی را انکار میکرد، این مسیر هرگز آغاز نمیشد.
تجربه ویتنام؛
«دوی موی» و پذیرش فقر و واقعیت ها ،پلی شد برای ویتنام امروز
ویتنام، پس از جنگ طولانی با آمریکا و متحدانش تا دهه ۱۹۷۰، در دهه ۱۹۸۰ با اقتصادی ویران، زیرساختهای تخریب شده و فقر گسترده مواجه بود.
حزب کمونیست ویتنام، که سالها بر اقتصاد برنامهریزی متمرکز و مدل اتحاد جماهیر شوروی شوروی سوسیالیستی محور ، پافشاری کرده بود، در کنگره ششم خود در ۱۹۸۶ با صراحت اعلام کرد که این مدل، کشور را به بنبست رسانده است.
رهبران ویتنام، با شجاعت سیاسی کمسابقه، برنامه «دوی موی» یا نوگرایی را آغاز کردند.
این برنامه شامل اصلاحات ساختاری،اصلاحات بازار، آزادسازی نسبی قیمتها، جذب سرمایه خارجی، و تشویق بخش خصوصی بود.
نکته کلیدی این بود که این تغییرات از پذیرش صادقانه «بحران و مشکلات پیچیده و فراوان ویتنام» آغاز شد.
اگر رهبران وقت، همچون گذشته، صرفاً به شعار پیروزی و خودکفایی ادامه میدادند، ویتنام هرگز به رشد اقتصادی پایدار دست نمییافت.
امروز، ویتنام یکی از موفقترین اقتصادهای نوظهور آسیا است؛ صادرات عظیم، سرمایهگذاری خارجی گسترده، و کاهش شدید فقر نتیجه همان تصمیم واقعگرایانه بود.
تجربه ژاپن؛
بازسازی پس از شکست و تبدیل شدن به غول اقتصادی
ژاپن، پس از شکست در جنگ جهانی دوم و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، عملاً نابود شده بود. زیرساختها از بین رفته، اقتصاد فلج شده و روحیه ملی تضعیف شده بود.
رهبران ژاپنیِ پس از جنگ، برخلاف دولتهای شکست خوردهای که سعی در سرپوش گذاشتن بر واقعیت داشتند، با مردم و نخبگان صادق بودند و اعلام کردند،
کشور شکست خورده است و باید از نو ساخته شود.
با این رویکرد، اصلاحات اقتصادی ، اصلاحات ارضی، نوسازی صنعتی، سرمایهگذاری در آموزش و پرورش و فناوری و همکاری همه جانبه و استراتژیک با آمریکا آغاز شد.
نتیجه آن، «معجزه اقتصادی ژاپن» در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ بود که این کشور را به یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای جهان تبدیل کرد.
این مسیر با پذیرش واقعیت تلخ شکست ،آغاز شد، نه با انکار آن.
رجزخوانی رادیکال های تندرودر برابر واقع گویی ، صداقت و شجاعت رئیس جمهور پزشکیان
صاحب نظران معتقدند در عالم سیاست، بهویژه در شرایط بحرانی، دو مسیر وجود دارد:
ــ ساختن تصویر آرمانی برای روحیه بخشی کوتاهمدت
ــ یا تکیه بر تصویر واقعی برای اصلاحات ساختاری و اصلاحات بلندمدت.
مسیر اول ممکن است محبوبیت فوری ایجاد کند، اما در بلندمدت با آشکار شدن تضاد میان وعده ها و واقعیت ها و عدم تحقق وعده ها و شعارها ، اعتماد عمومی را از بین میبرد.
رئیس جمهور پزشکیان با انتخاب مسیر دوم، عملاً ریسک سیاسی بزرگی را پذیرفته است؛ چرا که گفتن حقیقت، همیشه برای بخشی از جامعه و حتی بدنه حاکمیت ناخوشایند است.
اما این همان رویکردی است که در چین، ویتنام ، مالزی و ژاپن جواب داده است.
کفایت سیاسی،
یعنی صادق بودن با مردم ، کاری که رئیس جمهور پزشکیان می کند
برخلاف تصور منتقدانی که کفایت سیاسی را با قدرت رجزخوانی و شعارهای توخالی میسنجند، در دنیای امروز، کفایت سیاسی یعنی توانایی دیدن واقعیت ها، گفتن آنها به مردم، و بسیج منابع برای تغییر به سمت مطلوب از وضعیت موجود.
رئیس جمهور پزشکیان با اعمال ،سخنان و مدیریت شان ، این مسیر را آغاز کرده است.
او نگفته که مشکلات «کوچک» یا «در آستانه حل» هستند، بلکه تاکید کرده که شرایط کشور دشوار است و به تصمیمات سنجیده و سخت نیاز دارد.
اگر این مسیر ادامه یابد و با برنامهریزی دقیق، استفاده از ظرفیت نخبگان، و تعامل واقعبینانه با جهان همراه شود، میتواند همان نقشی را برای ایران ایفا کند که دنگ شیائوپینگ برای چین، رهبران «دوی موی» برای ویتنام، مهاتیر محمد برای مالزی و سیاستمداران پس از جنگ برای ژاپن ایفا کردند.تجربه این چند کشور آسیایی نشان میدهد که پذیرش واقعیت ها، حتی اگر تلخ باشد، پیششرط هرگونه اصلاح، توسعه پایدار و پیشرفت است.
رئیس جمهور پزشکیان، با انتخاب این مسیر، در حال نمایش کفایت سیاسی به معنای واقعی کلمه است. مخالفانی که این رویکرد را ضعف میدانند، در حقیقت، طرفدار تکرار همان خطاهایی هستند که کشور را سالها در چرخه وعده و شعارها، تحریمها ، کمبودها و…گرفتار کرده است.
کفایت سیاسی امروز ایران، نه در فریادها و شعارهای تندروانه و جملات اغراق آمیز، بلکه در شجاعت گفتن حقیقت و واقعیت ها و آغاز اصلاحات ساختاری واقعی بر اساس آن نهفته است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0