با روزنامه نگاری ، بی قرار برای آگاهی بخشی،نوشتن ، دانستن، جستجو کردن حقیقت و واقعیت ها هستم
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام ، سالروز شهادت زنده یاد محمود صارمی، بدست طالبان متحجر و جنایتکار را به پیشگاه خانواده محترم ایشان و ملت نجیب و بزرگوار ایران عرض تسلیت و پاسداشت دارم و همچنین روز ملی خبرنگار را به تمام همکاران واقعی،عزیز و دغدغه مندم ضمن خداقوت، عرض تبریک دارم.
و اما….ی
مناسبت ها خوب هستند و باعث میشوند تا کمی بیشتر آدم ها در مقولات مختلف مربوط به مناسبت ها، تأمل و تفکر کنند تا شاید بر کیفیت انجام امور ، وظایف و کارها افزوده شود.
یکی از این مناسبت ها ، گرامیداشت و برگزاری روز ملی خبرنگار بواسطه شهادت همکار خوب مان زنده یاد محمود صارمی توسط طالبان متحجر و جنایتکار افغانی در کنسولگری ایران در مزار شریف است.
شاید این جنایت آشکار و ضد انسانی باعث شود ، تا برخی در ساخت قدرت در ایران که دل در گروه متحجران و طالبان جنایتکار افغانی دارند، کمی بیشتر تأمل کنند و از یک سوراخ چند بار گزیده نشوند!!!.
علی ایحال ، روز خبرنگار را به خبرنگاران و روزنامه نگاران بی قرار و طالب حقیقت ، شفافیت و اطلاع رسانی آزاد !!شاد باش می گویم و آرزوی سلامتی و پیمایش کم رنج و کم حادثه ی این شغل پر استرس و پر دردسر و کم درآمد را دارم.
ما روزنامه نگاران و خبرنگارانی که وابسته به اهرم های قدرت و یا جایی در ساخت قدرت نیستیم و به برخی از ما بهتران دسترسی نداریم،انسان های عجیب و غریبی هستیم.
هم هیچ چیز مان به هیچ چیز نمی ماند و هم همه چیز مان به همه چیز می ماند، تعجب نکنید ، واقعاً این چنین هستیم.
بدا بحال آن کسانی که ما آنان قرارداد تامین یک زندگی شرافتمندانه( همسر و فرزندان)را می بندیم ، ولی عملاً نمی توانیم آن را تأمین کنیم و بدتر به حال فرزندان مان که مجبورند تمام مشکلات ما بدون آنکه کوچکترین نقشی در آنها داشته باشند، بایستی را تحمل کنند!؟!؟.
روزنامه نگار واقعی، بی قراری اگاهی بخشی،نوشتن ، دانستن و کشف حقیقت و….
مولانای جان معتقد است که انسان به لحاظ فطری و ذاتی طالب حقیقت و کمال است و این مطالبه ، او را در زندگی بی قرار می کند.
این بی قراری انسان را به تفکر ، تأمل و جستجو در محیط پیرامون و جهان وا میدارد.
این کلام حضرت مولانا در یک روزنامه نگار به شکلی فزون تر عریان می شود و یا جلوه گر است.
در حال حاضر با تمام فراز و فرود ها چه حرفه ای و چه غیر حرفهای بیش از سه دهه است که نوشتن با روح و جانم عجین شده است.
کار رسانه ای در جامعه و ساختار حکمرانی ایران ، با رنج و زحمت فراوان همراه بوده است.
گاهی اطرافیان و حتی مردم کوچه و بازار که مرا می شناسند که چه سختی هایی را تحمل کرده و می کنم،از من می پرسند ، چرا از این دشواری و رنج عبور نمی کنم ؟
این موضوع مهمی است که گاهی حتی از درون به از بیرون مورد پرسش قرار می گیرم.
سئوال خیلی ساده و روشن است ، می گویند وقتی با نوشتن و روزنامه نگاری هزینهها و گرفتاریهای یک زیست معمولی صد چندان می شود ، چرا آن را رها نمی کنید ؟
وقتی با روزنامه نگاری، کار رسانه ای و نوشتن هر از گاهی با مانع و بی قراری جدید روبرو می شوید ، پس چرا به نوشتن ، کار رسانه ای و روزنامه نگاری ادامه می دهید؟
اساساً چه کسی این ماموریت را به یک روزنامه نگار داده است که «صدای بی صدایان باشد» ؟
وقتی که صدای فریاد یک منتقد از پس واژگان ، کلمات و جملات شنیده میشود ، اندیشه که نه،تمام وجود و زندگی روزنامه نگار و نویسنده را به چالش می برند، پس این چه درد آگاهی بخشی و نوشتنی است که همراه روزنامه نگار می ماند ؟
در پاسخ به همه ی این پرسش ها و دهها سؤال مشابه ، دلم می خواهد سکوت کنم و تنها با یک عبارت کوتاه پاسخ را از زبان مولانای جان می آورم.
«من می نویسم ، چون بی قرارم ، بی قراری تنها راه زنده ماندن روح من است و نمی خواهم در میان انبوه خلق بی روح باشم.»
بی قراری یکی از مضامین اصلی در تفکر ، منش ، مکتب و شعر مولانا است.
او بیقراری را نه به عنوان حالت منفی ، بلکه به عنوان یک نیروی محرکه مثبت برای رسیدن به آرامش و وصال معنوی می داند و درک می کند.
مولانا معتقد است که بی قراری ناشی از طلب و اشتیاق به معشوق و حقیقت است و این بی قراری انسان را به جستجو و حرکت وا می دارد.
بی قراری مورد نظر حضرت مولانا ،در یک نویسنده و روزنامه نگار به شکلی متفاوت متجلی می شود.
این بی قراری نه تنها او را رنج نمی دهد ، بلکه به او نیرو و انگیزه میدهد تا به دنبال کشف حقیقت ،واقعیت ها و آگاهی بخشی باشد.
حضرت مولانا معتقد است ، انسان فطرتا و ذاتأ طالب کشف حقیقت و کمال انسانی است و این مطالبه او را
بی قرار می کند.
این بی قراری ، انسان را به تفکر ، تأمل و جستجو در جهان وا می دارد و این اعتقاد و باور مولانا در یک روزنامه نگار معتقد به منشور و میثاق روزنامه نگاری و خبرنگاری، به شکلی فزون تر عریان می شود و تجلی مییابد.
با این فرآیند موصوف، رجاء واثق دارم هرچه جامعه و مردم از آگاهی و دانش بیشتری بهره مند باشند ، تغییرات و تحولات در آن جامعه دمکراتیک و بدور از نفرت افکنی و خشونت ورزی خواهد بود ،
صاحب نظران و آگاهان هم معتقدند،به هر میزان که جامعه دانا ،هوشمند و فرهیخته باشد ،بستر تحولات در فضای آرام و بدون خشونت های معمول هویدا خواهد شد.
تمام تلاش فرهیختگان ، نویسندگان ، مصلحان ، فعالان سیاسی و اجتماعی دمکراسی خواه ، روزنامه نگاران و… این است که آستانه ی تحمل مردم و جامعه با آگاهی بخشی و کشف حقیقت بالا برود تا آرامش و تحولات دمکراتیک در جامعه نهادینه گردد.
بقول مولانای جان ؛
«جمله بی قراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت».
علی ایحال ، امید است بی قراری همه ی روزنامه نگاران و خبرنگاران و نویسندگان طالب حقیقت میهنم برای رسیدن به حقیقت به قرار آرامش جامعه و مردم و زیست شرافتمندانه و بی دغدغه به آنان کمک کند.
ایام بکام


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0