هدف ترامپ و نتانیاهو از جنگ؛ ایجاد خاورمیانه‌ای تحت کنترل اسرائیل است

ایران در جنگ تحمیلی آمریکا شکست نخورد ، اما نباید دستآورد های تاب آوری و مقاومت ایرانیان را قربانی تندروی و فرصت سوزی تندروها کرد

تلاش پیگیرانه رئیس جمهور پزشکیان برای تداوم روند مذاکرات و دیپلماسی همراه با مقاومت و ایستادگی برای تأمین منافع ملی و حراست از تمامیت ارضی کشور، بهترین روش است/تئوری ایجاد صلح با قدرت ترامپ تندرو و خودشیفته، تکرار و اثبات جنایات ضد بشری هیتلر در جنگ جهانی دوم است

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار

 

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم برای هزارمین بار تأکید کنم که ایران برای تمام ایرانیان است، پس تصمیم سازان و تصمیم گیران مملکتی بایستی در تمام شرایط فقط به فکر تأمین منافع ملی و حراست از تمامیت ارضی کشور، مقاومت و ایستادگی و با خردمندی و هوشیاری کامل از دستاوردهای های ایرانیان در مقابل امپریالیسم آمریکا و دیگر دول توسعه طلب و متجاوز را فدای اقلیت تندرو و فرصت سوز نکنند و از تمام ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در تمام حوزه‌ها برای توقف و پایان عزتمندانه، حکیمانه و همراه با مصلحت جنگ برای ملک و ملت ایران بکنند.
بایستی بپذیریم که هیچ جنگ و صلحی دائمی و همیشگی نیست و بالاخره یک روزی به پایان برسد، اگر آن روز هر چه زودتر و با تأمین منافع ملی و حفاظت از تمامیت ارضی کشور همراه باشد، یکی از روزهای خوب مردم ایران منطقه خلیج فارس خواهد بود.
مقاومت، ایستادگی، تاب آوری با دمیدن بر شیپور جنگ فرق ماهوی دارد. ایرانیان اثبات کرده اند که هیچ جنگی را در تاریخ آغاز نکرده‌اند، اما در دفاع، مقاومت و ایستادگی در برابر متجاوزان به برند تاریخ و تمدن بشری بدل شده‌اند.
پس تمام تندروها چه از نوع خارجی مانند ترامپ و نتانیاهو و…و چه متاسفانه از نوع داخلی آن که بر تنور جنگ و جنگ طلبی می دمندند به هیچ عنوان به نفع جامعه بین المللی، منطقه ای و ملی رفتار نمی کنند و با دمیدن بر خشونت، جهان، منطقه و ایران را در درون چالش‌های جبران ناپذیر گرفتار نگه‌ می‌دارند.

رویاهای ترامپ و نتانیاهو، تعبیر نشد

در جنگ تحمیلی ترامپ و نتانیاهو علیه جمهوری اسلامی ایران
هدف، برانگیختن یک قیام مردمی علیه نهادهای جمهوری اسلامی ایران بود اما این رویا تعبیر نشد. اما آمریکای ترامپ، علیرغم شکست‌ اهداف و برنامه هایش ، همچنان این استراتژی را دنبال می‌کند.
اساساً آمریکا با بمباران اهداف غیرنظامی اعم از مدارس و بیمارستان‌ها، راههای مواصلاتی، پلها،اماکن تاریخی بدنبال تحریک ملت ایران بود که نتوانست به اهداف خود برسد و با تغییر تاکتیک و استراتژی، به سراغ فشار های متعدد اقتصادی رفته است.
تندرو ها در همه جای دنیا تصور می‌کنند وقتی فردی و یا افرادی از گردانندگان حکومتی حذف شوند و می توانند به اهداف خود در تجاوز به ایران دست یابند، اما این ایده درک نمی‌کند که فرهنگ‌هایی وجود دارند که در آنها جامعه بر فرد اولویت دارد در واقع به مدیریت های افقی مجهز شده‌اند نه عمودی .
در ایران روی مدیریت افقی کارهای قابل توجهی شده است که ضرورت دارد تا این ارتباط طوری عمل شود تا جامعه خودش بتواند در شرایط معمولی و دشوار ‌خودش را کیفی تر مدیریت کند و این فقط با احترام کامل به حقوق اساسی ملت و ایرانیان توسط حکمرانی مناسب، کیفی تر از قبل بایستی به استراتژی حکمرانی در ایران بدل شود.
این ایده نه با حماس در فلسطین و نه با حزب‌الله درلبنان کارساز نبود ، آنها را قطعاً نسبت به گذشته شان ضعیف تر کرده ولی نابود نکرده است.
همانطور که در بالا نوشته شد، استراتژی آن‌ها حذف جمهوری اسلامی ایران در یک هفته به عنوان دولتی که با ایجاد «اسرائیل بزرگ» چه از نظر ژئواکونومیک و چه از نظرژئوپلیتیکی مخالف است، بوده و می‌باشد.
براساس نقشه خاورمیانه جدید که مد نظر آمریکایی ها است یعنی خاورمیانه‌ای که تحت کنترل مستقیم صهیونیست‌ها باشد و این موضوع با استراتژی جمهوری اسلامی ایران در تضاد می باشد.

بمباران حس ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را به بدنه حکومت و حتی بخش هایی از جامعه تزریق کرد و بمباران نه نمی تواند و نه توانست جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد

 

بر پایه تجربیات تاریخی معاصر تمامی نبردهای هوایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون نشان می‌دهد که بمباران اگر به قصد تغییر رژیم ها اتفاق افتاده است به علت تحریک احساسات ناسیونالیستی و ملی گرایی ، موفق نشده است.
وقتی بمباران ها را برای تغییر رژیم اعلام می‌کنند، در حالی که ابزار دیگری جز حملات هوایی در اختیار ندارند، باید بدانند که این روش در طول بیش از ۱۰۰ سال گذشته جواب نداده است.

مشکل اینجاست که وقتی آن بمب‌ها فرود می‌آیند حس ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را به بخش های وسیعی از جامعه تزریق کردند .
دیدیم پس از این اقدامات یعنی بمباران ، هم انسجام عمومی بیشتر شد و بدنبال آن حکومت تقویت گردید .
در ضمن مشاهده شد که جامعه و حکومت مستقر ،دست به اقدامات پرخطرتر و پر ریسک تری زد و کارهایی انجام داد که پیش از این هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد.
این روند یعنی تجاوزات و اقدامات مخرب آمریکا در صورت تداوم،قطعاً بر ثبات و نظم منطقه ای و بین المللی تأثیرات بسیار مخربی دارد و هم همزیستی مسالمت آمیز و تنش زدایی را نیز هدف قرار می‌دهد.

در ضمن اقدامات ترامپ و نتانیاهو ، اقداماتی مخالف و ناقض حقوق داخلی آمریکا و حقوق بین‌الملل می‌باشد و محکوم است.
ایجاد کمبود مواد غذایی و دارویی ، بمباران بیمارستان ها ، مدارس و سایر امکان عمومی در ایران توسط متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی از طریق بمباران ، اقدامات ضد انسانی و ضد بشری می باشد که بایستی مورد حساسیت محافل بین المللی قرار گیرد.

ایجاد صلح با قدرت توسط ترامپ تندرو و خودشیفته، تکرار جنایات هیتلر در جنگ جهانی دوم است

تئوری ضد انسانی و ضد حقوق بشری « ایجاد صلح با قدرت و زور» توسط ترامپ تندرو و خودشیفته در واقع تکرار جنایات آلمان نازیسم در جنگ جهانی دوم است که میلیون ها انسان را در اروپا و دیگر نقاط درگیر در جنگ دوم جهانی قربانی کرد.
اینکه ترامپ در قرن بیست‌ویکم اعلام می کند که من صلح را با قدرت، زور و تجاوز نظامی و میلیتاریسم بر دیگر کشورها و ملل مختلف تحمیل می کنم ، باید هشدار جدی برای رهبران تمام کشورها و ممالک دنیا ، فعالان حقوق بشری و نیروهای صلح دوست باشد تا در این دام خطرناک قرار نگیرند و چرخه تولید نفرت و خشونت را موجه جلوه ندهند.
بر تمام فعالان و کنشگران ضد جنگ، خشونت ورزی و نفرت افکنی و مردم و رهبران دیگر ممالک دنیا است تا در مقابل چنین روند ضد صلح ، ضد همزیستی مسالمت آمیز و ضد تنش زدایی ، مخالفت،مقاومت و ایستادگی کنند.
چون اگر چنین روش ها و شیوه‌های ضد زندگی و ضد انسانی رواج پیدا کند، دنیا دیگر محل زندگی انسان نخواهد شد ، بلکه شیاطین و جنایتکارانی همچون دونالد ترامپ و نتانیاهو بر آن تسلط پیدا خواهند کرد.