درست است که رفتارهای دونالد ترامپ متناقض ، متوهمانه و همراه با دروغگویی است ،ولی نباید از آن غفلت کرد
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم نکته بسیار ظریف و مهمی را یادآوری کنم و آن این است که برخی در دنیا و ایران دارند به نقطهای میرسند تا دشمن متجاوز آمریکایی و اسرائیلی را دست کم بگیرند و با احمق دانستن ترامپ به نظر می رسد در حال غفلت از مهندسی و نقشه های شوم و خطرناک اتاق فکر امنیتی امپریالیسم آمریکا می باشند.
نباید از این موضوع غافل شویم که افرادی چون اوباما ، بایدن، ترامپ ، کارتر، نیکسون و… مهرههای شطرنج سیاست ورزی در آمریکا بوده و هستند که در برخی مواقع به دمکرات های چپگرا و برخی مواقع به جمهوری خواهان راست گرا و بعضاً افراطی و تندرو میدان عمل می دهند تا پیش برنده پلتفرمهای اتاق فکر امنیتی و استعماری امپریالیسم آمریکا باشند. در موضوع جنگ امپریالیستی و تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران نیز تمام نقشه های چهار دهه گذشته برای عملیاتی شدن در حال آزمایش می باشد تا بتوانند مسئله ایران را به نفع خود در سطح بینالمللی و منطقهای حل و فصل نمایند.
اگر دشمن آمریکایی را احمق فرض کنیم ، یقیناً دچار اشتباهات محاسبهای خواهیم شد.بایستی موضوع محاصره دریایی آمریکا علیه ایران را بسیار جدی بگیریم و با اتخاذ بهترین تدابیر منطقی و عقلانی از منافع ملی ایران و ایرانیان دفاع مبتنی بر تحلیل مشخص از اوضاع مشخص داشته باشیم و درعین داشتن تاب آوری ، ایستادگی و مقاومت با عقلانی ترین روش و بهترین شیوه از امتیازات در مناسب ترین زمان استفاده بهینه کنیم.
اگر چنین رفتار کنیم می توانیم مسئله را بخوبی مدیریت نماییم اما اگر خود را به طوفان حوادث و برخی رفتارهای هیجانی و بدون محاسبه بیندازیم ، قطعاً دچار چالش های بسیار جدی خواهیم شد.
باید بدانیم که محاصره دریایی موضوع پیچیده ای است که از دل مسئله ایران در اتاق فکر امپریالیسم آمریکا بیرون آمده است و بسیار خطرناک میباشد چون در این اتاق سلیقه ها و اختلافات حزبی در آمریکا کمترین اثری بر طراحی مدل های آنها ندارد.
باید باور کنیم که محاصره دریایی در دل آتش بس صرفاً تصمیم شخص ترامپ نبوده و نیست ،چون ظرفیت ترامپ در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها بسیار ساده و ابتدایی است ، ترامپ فقط مجری این طرح خطرناک میباشد.
این قلم از تمام دلسوزان ملک و ملت تقاضای عاجزانه دارد تا برای حفظ تمامیت ارضی کشور و تأمین منافع ملی ایران و ایرانیان برای یکبار هم که شده تمام ایرانیان با تمام علایق و سلایق مختلف و متنوع سیاسی ، فکری و… در هم افزایی و همگرایی بیشتر تلاش مضاعف و از خودگذشتگی کنند ، هم هیأت حاکمه و هم کنش گران ، هم نخبگان و هم فرهیختگان و صد البته مردم بزرگوار و صبور طوری یکی بشوند تا دشمن از طمع ، زیاده خواهی و نقشه های شوم اش منصرف گردد.
نقد بی عقلی محض و خطرناک ترامپ و اقدامات اتاق فکر امنیتی آمریکا در موضوع ایران
برخی صاحب نظران معتقدند ؛از یک لحاظ، دورۀ اول ریاستجمهوری ترامپ با دورۀ دوم آن تفاوتی فاحش دارد.
آنچه در دورۀ اول شوکه کننده به نظر میرسید، حالا به قاعده تبدیل شده است. وقتی ترامپ تازه در سال ۲۰۱۶ رئیسجمهور شده بود، کسی باور نمیکرد یک سیاستمدار، اینقدر راحت دروغ بگوید. در همان دوره بود که مفاهیمی مثل «پساحقیقت» رواج یافت. اما در دورۀ دوم، گویی دیگر همهچیز ممکن است. دونالد ترامپ امروز مینویسد؛ «بسیار بعید» است آتشبس با ایران را تمدید کند، اما فردای آن روز بیانیه میدهد که تا مدتی نامعلوم آتشبس را تمدید کرده است.
همچنین در سالهای پس از ۲۰۱۶، ترامپ حملهای گسترده را علیه رسانههای حرفهای آغاز کرد که بسیاری اوقات بااتهامزنیهای واهی همراه بود. رسانههای حامی ترامپ نیز این روند را تقویت کردند و انتقادها و هشدارهای عقلانی نیز نتوانستند با تأثیر این حملات مقابله کنند. اما اکنون، پس از گذشت یک دهه، مسأله صرفاً تحریف حقیقت نیست؛ زیرا بسیاری معتقدند که سیاست وارد مرحلهای شده که در آن
«بی عقلی محض و بسیار خطرناک با نقشه های مهندسی شده و شوم از طرف اتاق فکر امنیتی آمریکا» فرمانروایی میکند.
دورۀ دوم ترامپ مملو از مثالهای «بی عقلی محض و در عین حال بسیار خطرناک و مخرب» در سطوح مختلف قدرت است .
آوردن چهرهای مثل ایلان ماسک در جلسات هیئت دولت را در نظر بگیرید، تا پافشاریهای هم احمقانه و هم تعمدانه و با برنامه بر سیاستی مثل جنگهای تعرفهای و توسعه طلبی های مختلف از اروپا ، آمریکا لاتین گرفته تا آسیا و…که به نظر می رسد ظاهراً نهتنها سود مشخصی نداشت، بلکه بسیار زیانبار بود.
حتی در حوزههایی مانند بهداشت عمومی، زمام امور به دست کسی سپرده شد که یکی از بدنامترین مخالفان واکسیناسیون در دوران پاندومی کرونا به شمار میرفت. این روند نشان میدهد که اعمال سیاست ها در آمریکای ترامپ درست است که برخی موارد به بیعقلی محض میرسد اما در نهایت چون به امنیت ملی و منافع بینالمللی آمریکا ارتباط مستقیم پیدا میکند، دیگر صرفاً بی عقلی محض و احمقانه، حرفی و الکی نیست ، بلکه به ساختارهای امپریالیستی تصمیمگیری در آمریکا هم نفوذ کرده و هم وابستگی پیدا کرده است.
در مواجهه با این وضعیت سرسامآور معمولاً دو سبک توضیح ارائه میشود.
گروهی تلاش میکنند چنین رفتارهای ظاهراً بیمنطقی را در قالب نظریههای پیچیده توضیح دهند؛ برای مثال میگویند جنگ تعرفهها و دیگر سیاست های توسعه طلبانه و تجاوزکارانه ، در واقع نمایشی پیچده است برای بر هم زدن نظم جهانی پیشین و مقابله با رقبای آمریکا است. گویی پشت هر اقدامات به ظاهر احمقانه و دیوانهوار ترامپ طرح های پنهانی وجود دارند که در نهایت آن را عقلانی برای منافع آمریکا جلوه میدهد.
اما این رویکرد خطرناک است، زیرا بیعقلی را، بهاشتباه، عقلانی میکند و به این ترتیب، به تداوم آن یاری میرساند.
از طرف دیگر، برخی نیز همهچیز را به خصوصیات فردی یا روانی ترامپ و اطرافیان او تقلیل میدهند و سراغ شخصیتشناسی یا روانشناسی میروند. آنها میگویند اگر ترامپ به رقبایش برچسبها واتهامهای ناروا میزند، یا پشت سر هم دروغ میگوید، دلیلش شخصیتِ خودشیفتۀ اوست. یا اگر وزیر دفاع او، پیت هگست، تصمیمات نظامی اشتباه و پرهزینه میگیرد، بهدلیل ناکامیهای او در دوران خدمت نظامی خودش است. هر دوی این نگاهها هم اکنون در هیأت حاکمه کنونی آمریکا وجود دارد و بسیار هم خطرناک میباشد که در وسط آتش بس بین جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران ، محاصره دریایی را عملیاتی می کند، این نشان میدهد که در پس برخی رفتارهای احمقانه ترامپ خودشیفته ، در واقع اتاق فکر منسجم و امنیتی قویی قرار دارد که بر سر توسعه طلبی و زیاده خواهی از دنیا بشدت رادیکال عمل می کند و حداقل در این حوزه در دولت ترامپ هم نوایی وجود دارد ، هر چند هزینه زا و مخرب و دارای درجه ریسک پذیری بالا باشد.
زیرا این نوع عملکرد و نگاه افکار عمومی آمریکا و افکار عمومی بینالمللی را دست کم می گیرد و مسأله مهم یعنی «ساختارهای اجتماعی ملی و بینالمللی» را نادیده میگیرد.
علی ایحال ، به باور این قلم در پشت رفتارهای احمقانه ، خودشیفتگی ، تجاوزکارانه ترامپ و هیات حاکمه کنونی آمریکا ، نقشه های چند وجهی و شوم و خطرناک امپریالیستی نهفته است که به هیچ عنوان نباید از آنها کوچکترین غفلتی صورت گیرد.
در این ارتباط هم بایستی روند تاب آوری ، مقاومت و ایستادگی تمام ایرانیان مورد عنایت باشد و هم تحرکات دیپلماتیک و استفاده از تمام ظرفیت های ارتباطی با تمام کشورهای دنیا و همچنین استفاده به موقع از امتیازات سوقالجیشی ایران در ارتباط با پایان قطعی جنگ و استقرار صلح و ثبات بدور از هیجان زدگی و تندروی و کندروی در اتخاذ تدابیر و تمهیدات لازم بسیار ضروری و حتی از نان شب هم واجب تر می باشد.
همه باید در این شرایط سخت در حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی کشور و پایان قطعی جنگ در یک جبهه هم پیمان باشند تا نقشه های شوم و خطرناک امپریالیستی آمریکا نتواند بیش از این ایران ، منطقه و جهان را دچار چالش های جدیتر نماید.