در ستایشِ زبانِ فارسی و گرامیداشت یادِ حکیمِ ابوالقاسم فردوسی طوس؛
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که براساس تحقیقات زبانشناسان دنیا ، زبان فارسی به علت بهره گیری از حروف ،کلمات ، جملات و هجاهای تکلمی، استعاره ها، ضرب المثل ها ، ایما ها، اشاره ها و تمام مولفههای استاندارد مربوط به یک زبان ، زبانی شیوا ، شیرین ،سلیس و موزون می باشد.
زبان فارسی ، زبان انسانی ، حقوق بشر ، تمدن است و از آنچنان بن مایه و زیرساخت های اساسی و در هم تنیده ای برخوردار بوده و هست که در برابر سختیها ، دشواری ها و موانع سخت تر از نابودی ، با تاب آوری مثال زدنی از تمام این تنگناهای در حد مردن و نابودی ، دوام آورده است.
و اما نقش بزرگ و جاودانه حکیم ابوالقاسم فردوسی در زنده نگهداشتن زبان فارسی
صاحب نظران و کارشناسان ادیب و زبانشناس معتقدند، زبانِ فارسی نه صرف آلتِ تکلّم است و نه جامهای عاریتی بر اندیشه ، بلکه جوهرِ هویّت و خزانهٔ خردِ تاریخیِ این سرزمین است. در این زبان، جانِ ایرانِ کهن با تمام معنویتِ تمدنی ، آیینی درآمیخته و رشتهای استوار از معنا و حافظه پدید آورده است، رشتهای که هزاران هزار سال و قرون و اعصار را درنوردیده و چراغِ اندیشه و فرهنگ را در این اقلیم و اقصی نقاط دنیا فروزان نگاه داشته است.
در چنین افقی بود که حکیمِ بلندآوازهٔ طوس، ابوالقاسم فردوسی، به رسالتِ سترگِ خویش جان فشانی کرد و برای زنده نگهداشتن و مانایی زبان فارسی ، جان عزیزو آسایش خود در گرو این حماسه انسانی و وطن پرستانه گذاشت.
فردوسی فهمیده بود که اگر زبان بماند، ملّت نیز خواهد ماند و اگر سخن فرسوده شود، بنیادِ هویّت نیز سست خواهد گردید.
پس با رنجِ سیساله و صبرِ مثال زدنی، بنایی از لفظ و معنا بر افراشت که طوفانِ های ایام بر آن نتوانست چیره شود.
خود آن بزرگ مرد چنین می فرماید:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
شاهنامه نه تنها دفترِ روایتِ گذشته، که آیینهٔ سرشتِ این ملت است؛ آیینهای که در آن آزادگیِ کاوه، صلابتِ رستم و پاکیِ سیاوش، تمثیلی از حقیقتِ جاری در جانِ ایرانیان است.
از همین رو، هرگاه این ملت در برابرِ ضحّاکصفتانِ روزگار به پای خاسته، پژواکِ همان روحِ حماسی در رگهای تاریخ طنین افکنده است.
پاسداشتِ زبانِ فارسی، در حقیقت پاسداری از حافظهٔ تمدنی و استقلالِ معنوی این ملت است؛ چراکه زبان، مأوای اندیشه و مهبطِ فرهنگ است. از این رو اهلِ قلم و اربابِ فرهنگ را رسالتی است همسنگِ رسالتِ حکیمِ طوس، آنکه فکر و هنر و زبان را درهم آمیزاند و حماسهٔ بیداری و ایستادگی این مردم را چنان روایت کرد که در دفترِ روزگار ماندگار شد؛ تا فارسی همچنان نه تنها زبانِ سخن، که زبانِ جانِ ایران و ایرانیان باقی بماند.