برای پاسداشت سالروز دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و پیروزی گفتمان اصلاحات ؛
علی کریمی پاشاکی_ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری یادآوری کنم که جنبش رفرمیسم یا همان اصلاحات در ایران ، با تمام پتانسیل ها، ظرفیت ها ، چالشها و نقاط ضعفش، یکی از جنبش های دمکراتیک و هنجار گونه تاریخ معاصر می باشد.
جنبش اصلاحات و باورمندان به وضعیت مطلوب نه با حرکات سیستماتیک و وجود رقابت های سیاسی حزبی ، بلکه در ابتدا به عنوان یک جنبش تحول خواهانه توده وار و متکی به قشر های مختلف مردم اعم از روشنفکران ، دانشجویان ، کارمندان ،کارگران، جنبش زنان ، نخبگان و…توانست در یک رقابت سخت با محافظه کاران یا همان مدافعان وضعیت موجود در انتخابات ریاستجمهوری دوم خرداد سال ۱۳۷۶ با اختلاف چشمگیری از طریق صندوق های رأی به پیروزی رسید و چون دامنه ی نیروهای در برگیرنده آن شامل نیروهای رادیکال طرفدار تحول خواهی بدون توسل به خشونت ورزی و نفرت افکنی و افرادی با تعلقات قوی محافظه کارانه در باطن و در ظاهر طرفدار اصلاحات حداقلی می شد، در فرآیند عملکرد خود ، دچار پارادوکس های مختلف گردید.
اینکه بخشی از بدنه و حتی برخی در هرم بالای اصلاحات ، اصلاحات را برای مردم و جامعه نمی خواستند ، بلکه اصلاحات را برای اصلاحات می خواستند ، باعث شد تا جنبش اصلاحات پس از یک دوره حکمرانی مناسب توسط سید محمد خاتمی و دولت تحت مدیریت ایشان ، نتواند با همگرایی و همبستگی و به علت چند دستگی در دوره های دیگر انتخابات ریاست جمهوری ، پیروز میدان باشد، البته موضوع عدم پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس و…یک مانع بزرگی در مقابل خود داشت و آن نظارت حداکثری و استصوابی بود.
با تمام این تفاسیر جنبش اصلاحات در ایران نشان داد ، با وجود ضعف های درونی و اعمال فشار های مخالفان ، از قابلیت های بسیار بالایی در میان افکار عمومی برخوردار است.
و اما ضرورت فرآیند تغییر گفتمان و تجدید حیات و تجدید نظر در برخی مولفه های جنبش اصلاحات در ایران
به نظر می رسد که آقای سید محمد خاتمی ،رهبر جنبش اصلاحات در نظر دارد روند اصلاحات در ایران را با گفتمان و استراتژی
روز آمدتری احیاء نماید.
ایشان با مطرح کردن بحث
« مردم سالاری توسعه گرا به جای مردم سالاری دینی » در صدد ارائه ی گفتمان جدیدی برای بازگرداندن جامعه به سمت مطالبه گری بدور از خشونت ورزی و نفرت افکنی می باشد که شاید بتواند در همین ابتدای راه جدید با استقبال برخی کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و برخی صاحب نظران علوم سیاسی و اجتماعی مواجه گردد.
تغییر گفتمان به سمت مردم سالاری توسعه گرا و یا همان دمکراسی توسعه گرا ،نشان می دهد که تحولات سالهای اخیر بعد از دوره اولیه ی اصلاحات ، روند تحولات اجتماعی به سمت قهقرا و عقب گرد تغییر جهت داده و باعث بروز مشکلات زیادی در تمام شقوق جامعه شده است.
اهمیت تعیین این روش کنشگری سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی در این است که شاید بتواند ،روند تغییرات و تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران را از روند خشونت ورزی و نفرت افکنی و قهرآمیز به سمت مبارزات و مطالبات مدنی ،مستمر و با درصد بالای همگرایی و هم افزایی در سطح جامعه و عاری از خشونت و نفرت هدایت نماید.
به نظر می رسد سید محمد خاتمی ، به عنوان رهبر اصلاحات در ایران می خواهد تا مبارزات منفی بدور از خشونت ورزی را همانند مهاتما گاندی و نلسون ماندلا رهبری نماید تا ساختار و اندام وارگی جامعه ی ایران برای استقرار جامعه ی مدنی حفظ و قوام یابد و تحولات به صورت دمکراتیک و با حضور و مشارکت مدنی هوشمندانه ی قشر های مختلف مردم در عرصه های سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی نهادینه شود هر چند در شرایط کنونی کاری سخت به نظر می رسد.
در این ارتباط سخنان آقای خاتمی را می توان «نارضایتی از وضع موجود، همراهی و همنوایی با جامعه و تاکید بر اصلاح طلبی و مردم سالاری توسعه گرا به عنوان یگانه راه نجات» تأکید کرد.
استفاده ی ایشان از کلیدواژه ی «مردم سالاری توسعه گرا» یکی از نکات اساسی و کلیدی سخنان یکی از نجیب ترین سیاستمداران چهار دهه ی اخیر ایران ، باعث ایجاد اشتیاق در سطوح مختلف در پیگیری مطالبات و روش های سیاست ورزی مدنی و بدور از هرگونه خشونت ورزی شده است که می تواند جامعه را هم مطالبه گر و هم مشتاق رهاوردهای جدید دمکراتیک و بدور از خشونت ورزی و نفرت افکنی و همچنین پویا نگهدارد.آقای خاتمی با این تغییر محسوس در گفتمان روند اصلاحات، تصمیم گرفته است تا در آینده ی ایران نقش مؤثر تر از گذشته داشته باشد و با اعلام این گفتمان جدید به جامعه پیام داده است.
به نظر می رسد ،حذف پسوند «دینی »از مردم سالاری و جایگزین کردن پسوند « توسعه گرا» به مردم سالاری ، اتفاق سادهای نباشد که توسط ایشان اعلام شده است.
باید منتظر ماند و از پیش داوری در این زمینه پرهیز کرد تا از روند جدید در کنشگری آقای سید محمد خاتمی در آینده رونمایی کامل شود که آیا
می تواند برای جامعه ی ایران مؤثر باشد یا نه؟!
به نظر می رسد ، سید محمد خاتمی و کنشگران سیاسی طرفدار اصلاحات و تغییرات از وضع موجود به سمت وضعیت مطلوب، به این نتیجه رسیده اند که صرف وجود توسعه ی سیاسی و دمکراسی محض باعث توسعه همه جانبه نمی شود ، بایستی به شکل دیالکتیکی روندی ساختارمند در جامعه ی دموکراسی خواه حاکم باشد تا به توسعه گرایی و پیشرفت های اولیه و ثانویه برسد، زیرا اثبات شده است که صرف توسعه ی سیاسی، به توسعه ی همه جانبه و دمکراسی توسعه گرا و تضمین کننده ی رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی به شکل عام و خاص ختم نمی شود ، بلکه باید توسعه ی سیاسی و دمکراسی را مقید به توسعه ی همه جانبه با اصالت واقعی توسعه ی همه جانبه ی نیروی انسانی کرد و اگر چنین باشد می توان ادعا کرد ،این دغدغه ی آقای خاتمی ، دغدغه ی بجایی است.
باید منتظر ماند و عکس العمل جامعه نسبت به این گفتمان جدید ،چگونه خواهد بود. آیا این اسلوب و دیالکتیک جدید واقعاً می تواند برای پویایی بیشتر روند اصلاح طلبی و تأمین منافع مردم و ملی راهگشا باشد؟!