آمریکا باید بفهمد که ایران بدنبال تغییر نظم جهانی نیست/ایران فقط بدنبال تثبیت جایگاه مهم خود در در نظم منطقه ای خلیج فارس و دریای عمان می‌باشد

تحلیل راهبردی سیاست خارجی ایران و پارادایم فشار حداکثری آمریکا و هم پیمانانش علیه ایران

 

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که برخی تندروهای ساکن در اتاق فکر کاخ سفید که توسط هواداران نتانیاهو تندرو و لابی پرقدرت یهودی در آمریکا هدایت می شوند ، آدرس های غلط به دونالد ترامپ داده‌اند و آن اینکه ایران در نظر دارد تا نظم جهانی را دچار چالش کند.
حال پس از گذشت دو دوره جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران ، کم کم برخی سیاستمداران کاخ سفید دارند به این درک می رسند که مورد سواستفاده یهودی های ‌تندرو حاکم بر اسرائیل قرار گرفته اند.
آنان دارند می فهمند که ایران با اهرم بازدارندگی تنگه هرمز فقط می خواهد جایگاه مهم خود را ‌در نظم منطقه ای خلیج فارس تثبیت کندو از منافع ملی و تمامیت ارضی و استقلال خود دفاع نماید.
در ضمن این قلم باور دارد که اگر ایران در دو دهه گذشته برای ساختن بمب و سلاح هسته‌ای جسورانه تر و بی محابا تر ،‌همچون هندوستان و پاکستان عمل می کرد ، امروز بدین صورت مورد بمباران جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی به هیچ عنوان قرار نمی گرفت و نساختن بمب اتمی با توجه به زیاده خواهی های امپریالیسم آمریکا، یکی از اشتباهات حاکمیت در ایران بود.

 

و اما ، آمریکا با فشار حداکثری نمی تواند ایران را وادار به تسلیم یا عقب نشینی کند

 

دنیا همچنان به سوال اشتباه خود در باره تنگه هرمز از ایران ادامه می‌دهد.‌این در حالی است این آبراه مهم درست است که کاربری بین‌المللی دارد ، اما در قلمرو حاکمیتی ایران واقع شده است و در شرایط جنگی که دشمنان ایران برای ضربه زدن به منافع ملی و تمامیت ارضی کشور ، بخواهند از این آبراه استراتژیک بر علیه ایران استفاده کنند ، قطعاً بدون کوچکترین تردیدی ، ایران در آن حداقل برای دشمنان و همپیمانان آنها ممنوعیت و محدودیت قائل خواهد شد.
حتی پیش از استقرار نظام جمهوری اسلامی هم، این کشور همیشه در ارتباط با تنگه هرمز و تمامیت ارضی خود یک خواسته‌ی ثابت داشته است.
ایران یک «بازیگر ثابت‌قدم» منافع منطقه ای و بین المللی است و به حاکمیت و استقلال خود اصرار دارد و این رفتار نه لزوما محصول نظام فعلی بلکه به ریشه‌های تاریخی و هویتی این کشور باز می گردد.
مشاهده شد که تحریم ها و فشار های نظامی همه جانبه نتیجه قطعی برای آمریکا و رژیم اسرائیل نداشت .
بر عکس نتیجه این تحریم ها ، فشار ها و جنگ تحمیلی و غیر قانونی علیه ایران ، «تغییر بنیادین رفتار ایران» را به همراه نداشت ، بلکه ایران را نسبت به بحران های ایجاد شده از سوی آمریکا، سازگارتر و منعطف‌تر کرده و آموخت که چگونه فشارها را دور بزند یا جذب کند.
درضمن تنگه هرمز به عنوان ابزار اهرم فشار ایران است‌ و
آمریکا نمی‌تواند ایران را کاملاً وادار به تسلیم کند،‌بلکه تنها راه حل این تخاصم دیرینه و تاریخی، مذاکره و ایجاد بستری لازم برای بازی برد ـ برد می باشد.

 

استراتژیک رفتار سیاست خارجی ایران اسلامی و پارادایم فشار

 

برای درک عمیق‌تر این تحلیل، می‌توان موضوع را در سه لایه بررسی کرد که عبارتند از :

۱ـ تداوم استراتژیک و ریشه‌های هویتی

بسیاری از تحلیلگران غربی، رفتار ایران را صرفاً محصول ایدئولوژی‌های پس از سال ۱۳۵۷ می‌بینند. اما همان‌طور که اشاره شد، ایران در طول تاریخ حتی در دوران پهلوی همواره بر اصل «استقلال» و «عدم مداخله» تأکید داشته است.
این رفتار را می‌توان «ژئوپلیتیک بقا» نامید.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخچه تلاطم‌برانگیز در برابر امپراتوری‌ها، هرگونه تلاش برای تحمیل اراده خارجی را به عنوان تهدیدی برای حاکمیت ملی خود تلقی می‌کند.
بنابراین، اصرار بر حاکمیت، یک اصل «ثابت تاریخی» است و هر تغییری در ساختار سیاسی، منجر به تغییر در این اصل بنیادین نمی‌شود.

۲ـ شکست استراتژی «فشار حداکثری» و مکانیسم سازگاری
سیاست تحریم و فشار نظامی معمولاً بر این فرض استوار است که فشار اقتصادی منجر به فروپاشی داخلی یا تسلیم سیاسی می‌شود. اما در مورد ایران، این سیاست با پدیده «سازگاری استراتژیک» مواجه شده است و از معادلات برخی از تحلیلگران غربی و حکمرانان آنان پیروی نمی‌کند و برای کم کردن با تحریم ها و فشار های دیگر پدر حوزه‌های مختلف ، ایران دست به ابتکارات متنوع و در برخی موارد منحصر بفردی زده است.

‌ مثلا در حوزه ی اقتصادی به ‌ابتکار تنوع‌بخشی به اقتصاد دست زده است.
تحریم‌ها ایران را مجبور کرد تا از اقتصاد متکی به غرب به سمت مقوم کردن اقتصاد داخلی و تقویت روابط با چین و روسیه شرق و… حرکت کند.
در حوزه تکنولوژی و برای توسعه تکنولوژی دور زدن تحریم ها و فشارها باعث شد، ایران در زمینه‌هایی مانند سیستم‌های پرداخت، واردات غیررسمی و تکنولوژی‌های نظامی-دفاعی، مهارت‌های جدیدی برای دور زدن محدودیت‌ها کسب کند.
در واقع، فشار به جای «تغییر رفتار»، منجر به «تغییر روش» شد؛ به گونه‌ای که سیستم داخلی یاد گرفت چگونه در شرایط بحرانی، بقا یابد و حتی از بحران برای تقویت انسجام داخلی یا ایجاد اهرم‌های جدید استفاده کند.
۳ـ اهرم‌های فشار و منطق بازدارندگی تنگه هرمز

در تئوری بازی‌ها، برای اینکه یک بازیگر کوچک‌تر بتواند در برابر یک قدرت برتر مانند آمریکا دوام بیاورد، نیازمند «اهرم‌های بازدارندگی» است. تنگه هرمز دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند.
ایران می‌داند که تسلیم کامل به معنای حذف استقلال است، لذا از ابزارهایی استفاده می‌کند که هزینه هرگونه اقدام نظامی یا فشار شدید را برای طرف مقابل و کل اقتصاد جهانی بالا ببرد. این یک «توازن وحشت» کوچک است که مانع از تبدیل شدن تنش‌ها به یک جنگ تمام‌عیار می‌شود.

۴ـ آمریکا در ایجاد بن‌بست، تسلیم ایران در تحلیل‌های خود دچار خطای «تصور همسانی» شده است؛ یعنی تصور می‌کند با تغییر رفتار یک گروه یا اعمال فشار بر یک لایه، کل ساختار ملی ایران تغییر می‌کند.
اما وقتی هدف ایران «حاکمیت و استقلال» باشد، تسلیم شدن به معنای نابودی هویت ملی است و هیچ بازیگری در سطح استراتژیک، چنین ریسکی را نمی‌پذیرد.

علی ایحال ، آمریکا و دنیای غرب زمانی به نتیجه خواهد رسید که متوجه شود ایران به دنبال «تغییر نظم جهانی» نیست، بلکه به دنبال «تثبیت جایگاه خود در نظم موجود منطقه ای» با حفظ استقلال است. بنابراین، هرگونه راهکاری که بر پایه «تسلیم» یا «تغییر رژیم» باشد، محکوم به شکست است و تنها راهبرد پایدار، پذیرش ایران به عنوان یک بازیگر منطقی با اهداف تعریف شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حق نشر و کپی 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News توسط Ascendoor | نیرو گرفته از WordPress.