آقای نقدعلی؛ روحانی قرار نیست کلانتری را اداره کند
محمدتقی نقدعلی، نماینده مجلس، از قول یکی از نمایندگان همفکر خود گفته است که او از درد بیحجابی در خانه گریه میکند؛ روایتی که به نظر میرسد بخشی از دغدغه شخصی خود او و همفکرانش را نیز بازتاب میدهد. آیا بیحجابی اولویت اصلی مردم ایران است؟ اما مسئله اصلی همینجاست: آیا واقعاً این، درد اصلی […]
محمدتقی نقدعلی، نماینده مجلس، از قول یکی از نمایندگان همفکر خود گفته است که او از درد بیحجابی در خانه گریه میکند؛ روایتی که به نظر میرسد بخشی از دغدغه شخصی خود او و همفکرانش را نیز بازتاب میدهد.
آیا بیحجابی اولویت اصلی مردم ایران است؟
اما مسئله اصلی همینجاست: آیا واقعاً این، درد اصلی مردم ایران است؟ البته کسی منکر اهمیت مسائل فرهنگی و اجتماعی نیست؛ پرسش این است که چرا میان این همه مسئله، برخی نمایندگان اصرار دارند یک موضوع را چنان برجسته کنند که گویی مسئله اول و آخر جامعه است.
آقای نقدعلی! اگر قرار است برای درد مردم گریه کنید، چرا از سفرهٔ مردم شروع نمیکنید؟
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، میلیونها ایرانی زیر فشار شدید تورم و کاهش قدرت خرید قرار دارند؛ حتی در برخی گزارشها، از درگیر شدن حدود ۱۸ میلیون نفر با ابرتورم و ۱۱ استان با تورم بالای ۱۰۰ درصد سخن گفته شده است. آیا این اعداد برای یک نماینده مجلس، به اندازه چند تار مو و نوع پوشش یک شهروند، نگرانکننده نیست؟
چرا وقتی قیمت کالاها بالا میرود، قدرت خرید سقوط میکند و خانوادهها برای تأمین هزینههای ابتدایی زندگی تحت فشار قرار میگیرند، خبری از گریه نیست؟ چرا برای جوانی که امکان خرید خانه ندارد، برای خانوادهای که از پس اجارهبها برنمیآید و برای پدری که هر ماه باید میان هزینه خوراک، درمان و آموزش فرزندش یکی را انتخاب کند، نگرانی همسنگ «بیحجابی» دیده نمیشود؟
آیا اینها «درد» نیستند؟ یا فقط وقتی پای پوشش مردم به میان میآید، ناگهان درد جامعه برای برخی نمایندگان جدی میشود؟
محمدتقی نقدعلی از طرف چه کسانی سخن میگوید؟
آقای نقدعلی، شما به عنوان نماینده مجلس، دقیقاً از طرف چه کسانی سخن میگویید؟ آیا ۴۵ هزار رأیی که در انتخابات اسفند ۱۴۰۲ در حوزه انتخابیه خمینیشهر به دست آوردهاید، مجوزی است برای اینکه درباره اولویتهای ۹۰ میلیون ایرانی اظهارنظر کنید؟ اگر قرار است نماینده مردم باشید، چرا صدای نگرانی شما درباره سفرههایی که کوچکتر شدهاند، به اندازه نگرانیتان درباره نوع پوشش مردم بلند نیست؟ با کدام منطق سیاسی و اخلاقی، این ۴۵ هزار رأی را به چک سفیدامضا برای سخن گفتن از جانب میلیونها ایرانی تبدیل میکنید؟
نماینده مجلس، نماینده یک نگاه و یک سبک زندگی نیست؛ نماینده مردمی است که ممکن است درست برخلاف سلیقه او فکر کنند، لباس بپوشند، زندگی کنند و رأی بدهند.
مگر ایران ملک شخصی یک جریان سیاسی است؟ مگر همه مردم موظفاند همان چیزی را بخواهند که شما میخواهید؟ مگر مجلس بهجای خانه ملت به اتاق فرمان سبک زندگی مردم تبدیل شده؟ اگر بیحجابی درد است، علتش را هم از خودتان و هم از همفکرانتان بپرسید.
سیاستگذاری فرهنگی و مسئولیت نهادهای فرهنگی
مگر همین دختران و پسرانی که امروز از سبک زندگی و پوشش آنها انتقاد میشود، بخش بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی خود را در نظام آموزشی و فرهنگی همین کشور سپری نکردهاند؟
اگر نتیجه مطلوب حاصل نشده، آیا نباید از مسئولان فرهنگی و آموزشی در صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و… پرسید که حاصل سالها سیاستگذاری، برنامهریزی و هزینهکردها چه بوده است؟
بر چه اساسی میتوان میلیاردها تومان از بودجه عمومی را صرف دستگاههای فرهنگی، تبلیغاتی و آموزشی کرد، اما وقتی نتیجه مطابق انتظار نیست، فقط مردم را مقصر دانست؟ اگر خروجی با انتظار شما متفاوت شده، به جای اینکه این دستگاههای عریض و طویل فرهنگی را به پای میز محاکمه بکشانید، چرا همه تقصیرها را به گردن مردم میاندازید؟
آقای نقدعلی، مردم از نماینده مجلس انتظار دارند درد زندگیشان را نمایندگی کند، نه اینکه سبک زندگیشان را داوری کند. اگر بناست برای وضعیت جامعه اشک بریزید، چرا ابتدا سراغ آمارهای رسمی اقتصاد نمیروید؟ چرا درباره تورم و کاهش قدرت خرید مردم که در بیشتر موارد خودتان منشأ آن هستید، پاسخ نمیدهید؟
نماینده مجلس؛ وکیل مطالبات مردم یا قاضی سبک زندگی؟
آقای نقدعلی! مأموریت روحانی و مبلغ دینی، پیش از آنکه از جنس برخورد و تهدید باشد، اقناع و تبلیغ است. روحانی قرار نیست کلانتری را اداره کند. با دستور و تهدید، ایمان تولید نمیشود. جامعه را نمیتوان با بخشنامه اداره کرد.
واقعیت جامعه ایران را نمیتوان با تصویر ساختهشده در استودیوهای صداوسیما یا پشت تریبونهای رسمی تغییر داد. نسل جدید پرسشهای متفاوتی دارد و این واقعیت، هرچند ممکن است برای بخشی از سیاستگذاران خوشایند نباشد، اما با انکار تغییر نمیکند.
اگر نوع پوشش و علایق بخش قابل توجهی از مردم با آنچه برخی نهادهای رسمی طی سالها تبلیغ کردهاند فاصله دارد، پیش از متهم کردن مردم، باید کارنامه سیاستگذاری فرهنگی را بررسی کرد.
چه کسی سیاستگذاری کرده است؟ چه کسی بودجه گرفته است؟ چه کسی برنامه نوشته است؟ چه کسی سالها وعده داده است؟ و چه کسی امروز باید پاسخگوی نتیجه باشد؟
اولویت مردم؛ معیشت یا سبک زندگی؟
مجلس باید صدای مردم باشد، نه بلندگوی یک سلیقه. شاید یکی از دلایل فاصله مردم با مجلس همین باشد که شهروندی که هر روز با تورم و هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکند، ناگهان از تریبون پارلمان میشنود که نمایندهای از گریه کردن برای بیحجابی سخن میگوید.
او حق دارد بپرسد: واقعاً اولویت شما همین است؟ مردمی که درگیر هزار مسئله واقعیاند، چرا باید احساس کنند برخی نمایندگان بیشتر نگران سبک زندگی آنها هستند تا کیفیت زندگیشان؟ این پرسش، پرسش سیاسی نیست؛ پرسش اجتماعی است و پاسخ آن نیز نمیتواند با متهم کردن مردم به بیدینی، بیتفاوتی یا بیحجابی داده شود.
مردم بهخوبی میان دردهایی که هر روز با آن زندگی میکنند و دردهایی که برخی مسئولان برای آنان تعریف میکنند، تفاوت قائلاند. کاش یک بار، به جای اینکه برای مردم تعیین کنیم از چه چیزی باید رنج ببرند، از خودشان بپرسیم واقعاً از چه چیزی رنج میبرند. مردم از نماینده مجلس انتظار دارند وکیل مطالباتشان باشد، نه قاضی سبک زندگیشان.
اگر قرار است گریهای باشد، برای مردم گریه کنید
آقای نقدعلی! اگر قرار است گریهای باشد، برای مردمی گریه کنید که سفرهشان کوچک شده است. برای اعتمادی گریه کنید که بهشدت آسیب دیده است. چه کردهاید که بخش بزرگی از همین مردم دیگر صدای شما را نمیشنوند؟
شاید بهتر باشد، به جای اینکه بپرسیم چرا مردم شبیه تصویر مطلوب ما زندگی نمیکنند، از خودمان بپرسیم چرا تصویر مطلوب ما نتوانسته برای بخش قابل توجهی از مردم جذاب و اقناعکننده باشد.
مسئله این نیست که کسی حق ندارد درباره حجاب یا فرهنگ سخن بگوید. حق اظهارنظر برای همه محفوظ است. مسئله این است که آیا میتوان با اتکا به یک نگاه سیاسی و فرهنگی خاص، آن را به عنوان دغدغه همه جامعه معرفی کرد؟ مگر ایران فقط متعلق به یک سلیقه، یک سبک زندگی و یک نگاه فرهنگی است؟ این پرسش، شاید از صدها ساعت سخنرانی و هزاران بخشنامه فرهنگی مهمتر باشد.
مردم از نمایندگان چه میخواهند؟
مردم بیش از آنکه به گریه مسئولان بر سر سبک زندگیشان نیاز داشته باشند، به مسئولانی نیاز دارند که برای معیشت، امنیت اقتصادی، آینده جوانان، کیفیت آموزش، سلامت، اشتغال و کرامت آنان پاسخگو باشند و شاید بد نباشد نمایندگان محترم مجلس، پیش از آنکه برای انتخاب پوشش مردم نگران باشند، یک بار هم از مردم بپرسند: «شما از ما چه میخواهید؟»


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0