سفر ترامپ به چین و پیامدهای آن برای جهان و بویژه خاورمیانه
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که سفر دونالد ترامپ به چین ، تقریباً هیچ دستاوردی هم در زمینه تجارت و اقتصاد و هم در زمینه پایان مناقشه خودساخته علیه ایران ، برای آمریکای ترامپ نداشت.
شاهد این ادعا و استدلال ، سخنان عصبی و خشم آلود دونالد ترامپ در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی می باشد.
ترامپ فکر می کرد با اعلام تحریم های جدید علیه بزرگترین پالایشگاه نفت چین و ۴۰ شرکت مهم چینی ، بتواند این کشور را متقاعد کند تا از نفوذ خود در ایران برای پایان جنگ ، البته به دلخواه آمریکا اقداماتی انجام دهد، که موفق نشد به همین علت شروع به تهدید و تبلیغات برای جنگ افروزی جدید علیه ایران کرده است.
به نظر می رسد ، دونالد ترامپ و تندروهای هیأت حاکمه آمریکا واقعاً در ارتباط با جنگی که خود به تحریک نتانیاهو علیه ایران آغاز کردند با اشتباهات مکرر محاسباتی ، عملاً به بن بست رسیده اند.
و اما پیامدهای سفر ترامپ به چین برای جهان و خاورمیانه
حمایت مشروط چین از ایران در مقابل فشار آمریکا ، در واقع موقعیت ناخوشایند ترامپ در سفر به چین بود . چین به طور قطع کشوری است که بهترین رابطه را با ایران دارد و حتی برخی مواقع چین می تواند با اهرم فشار های مختلف بر ایران استفاده کند تا مواضع ایران را تعدیل نماید .
مقامات آمریکایی بارها از دولت چین در ماههای اخیر خواستهاند از این اهرم در طول جنگ فعلی استفاده کند.
با این حال، پاسخ دولت چین تا کنون محتاطانه بوده است و تنها مداخله قابل توجه آن، اعمال فشار بر ایران برای پذیرش شرایط آتشبس اخیر بود.
این رفتار نشان میدهد که رهبران چین به دنبال اخذ امتیازات متقابل از آمریکا هستند.
صاحب نظران و آگاهان معتقدند ،چین حمایت خود از ایران را به دو روش نشان داده است که عبارتند از: ادامه خرید نفت ایران،
و ارائه انواع کمکهای پنهانی و غیر پنهانی به تلاشهای نظامی ایران و ارسال قطعات دو منظوره برای برنامههای موشکی و پهپادی، تسهیل تصاویر ماهوارهای در طول درگیری که به نیروهای ایرانی اجازه میدهد اطلاعات خود را در مورد اهداف آمریکا و متحدان بهبود بخشند، و حتی اجاره ماهواره اطلاعاتی چینی TEE-01B).
ــ درگیریهای تجاری چین و آمریکا
تحریمهای جدید آمریکا از جمله بزرگترین پالایشگاه چین و ۴۰ شرکت کشتیرانی و واکنش چین یعنی فعالسازی قوانین مسدودکننده باعث شده است تا این تقابل همچنان ادامه داشته باشد و تا زمانی که تحریم ها و اقدامات آمریکا منافع ملی چین را تهدید میکند، انتظار آمریکا از چین برای فشار آوردن به ایران تقریباً محال است، مگر اینکه آمریکا از تحریم و تقابل تجاری و اقتصادی علیه چین دست بر دارد.
با وضعیت موجود در روابط آمریکا و چین،هیچ تضمینی وجود ندارد که فشارهای اقتصادی و تجاری آمریکا برعلیه چین به فشار دولت چین بر ایران تبدیل شود.
کشور چین با «قوانین مسدودکننده» اعلام کرده است که شرکتهای چینی را در پیروی از تحریمهای جدید آمریکا منع میکند.
این اولین بار است که چین این قوانین را اجرا میکند و رویارویی حقوقی و دیپلماتیک به عنوان یک «مورد آزمایشی مهم» برای چین و سایر کشورهایی خواهد بود که به دنبال محافظت از خود در برابر فشار اقتصادی آینده آمریکا هستند.
شی جین پینگ، رئیس جمهور چین بعید است که آخرین اقدام تحریمی آمریکا را صرفاً درباره ایران تفسیر کند، زیرا محدودیتهای جدید در شرف تأثیرگذاری بر منابع انرژی داخلی در زمان فشار اقتصادی شدید برای چین است.
کارشناسان می گویند ،از دیدگاه پکن، این اقدامات فرصتطلبانه آمریکا برای ادامه جنگ تلافیجویانه تجاری است که ده سال پیش آغاز شد.
ــ خلیج فارس کلید رقابت فناوری آمریکا و چین باقی میماند
اگرچه انتظار میرود جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران به دلیل تأثیر بیثبات کننده آن بر بازارهای جهانی و جریانهای انرژی، به طور برجسته در دستور کار این سفر قرار گرفت و مذاکرات مفصلی هم در این زمینه بین دو رئیس جمهور انجام شد هر چند که به نظر می رسد ،ترامپ نتوانست رییس جمهور چین را متقاعد کند که برای فشار به ایران بطور جدی وارد عمل شود.
اما مسئله عمیقتر و در معرض خطر، آینده همسویی فناوری و اقتصادی خاورمیانه است. کشورهایی مانند عربستان و امارات میلیاردها دلار برای تنوع بخشیدن به اقتصاد خود سرمایهگذاری کردهاند تا خود را به عنوان قطبهایی برای هوش مصنوعی، تولید فناوری و نوآوری انرژی قرار دهند.
امریکا و چین برای نفوذ بر این تحول ،زیرساخت دیجیتال، مشارکتهای امنیتی، معاملات اقتصادی و جهتگیری ژئوپلیتیک در حال رقابت جدی هستند ، با این حال، جنگ خلیج فارس ، آسیبپذیریهای روابط آمریکا و خلیج فارس را بطور جدی آشکار کرده است. چون ترامپ در جریان آغاز جنگ علیه ایران ،از رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در مورد تصمیم برای شروع جنگ مشورتی نشد و در این جنگ بدلیل استفاده از پایگاه های آمریکا در این کشورها علیه ایران عملیات نظامی انجام شد ،ایران نیز بر اساس اصل دفاع از خود صدها موشک و پهپاد به سمت آنها شلیک کرده است.
با این وجود، بعید است دولت آمریکا ،کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را برای قطع کامل روابط با چین تحت فشار قرار دهد، به ویژه اکنون که آنها به طور فزآینده سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی بیش از ملاحظات دیگر بنا کردهاند.
در نتیجه، اهمیت راهبردی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس با تبدیل شدن به هابهای مورد اعتماد برای فناوری در حالی که روابط اقتصادی با آمریکا و چین را حفظ میکنند، در حال رشد است.
ــ مسکو و سفر ترامپ به چین
خط لوله قدرتمند سیبری ۲، معامله نفت و گاز و اهرم بلندمدت علیه غرب
صاحب نظران و آگاهان میگویند که به نظر نمیرسد دیدار های دونالد ترامپ و شی جین پینگ ،هیچ جنبه منفی برای مسکو داشته باشد، زیرا روسیه، چین و ایران در تلاش برای کاهش نقش آمریکا در جهان همسو هستند.
چندی پیش ولادیمیر پوتین اعلام کرد که روسیه به یک معامله جدی گاز طبیعی و نفت با چین نزدیک میشود. این سخنان پوتین نه تنها به دلیل زمانبندی سفر ترامپ به چین بیان شده ، بلکه به دلیل ادامه محاصره نظامی آمریکا بر آبراههایی که چین نفت زیادی از آنجا دریافت میکند، قابل توجه است . پوتین می داند که چین احتمالاً از عرضه مستقیم نفت و گاز روسیه از طریق خط لوله استقبال میکند. به همین خاطر در سپتامبر گذشته، دو دولت توافقنامه ساخت خط لوله قدرت سیبری ۲ را امضا کردند. اگر این معامله بخوبی پیش برود ، اهرم بلندمدت مسکو را در رویارویی با غرب تقویت میکند. به ویژه، یک مسیر تضمینشده برای فروش نفت و گاز روسیه در خارج از اروپا به تأمین منابع مالی مورد نیاز مسکو برای نیازهای مختلف کشور روسیه ایجاد خواهد شد.
ــ دیدگاه اروپا،
سرگردانی و برزخ اروپایی ها در همراهی و عدم همراهی با آمریکا با چین
اروپایی ها در واقع بقول شش ضربالمثل معروف هم خرمایی بغداد را می خواهند و هم ترش کونوس گیلان را !
هم میخواهند در قضیه تنگه هرمز با آمریکا همکاری کنند و هم نظر و دولت چین برایشان مهم است!.
اروپاییها ارزیابی آمریکا از ایران به عنوان یک نیروی بیثباتکننده منطقهای را به اشتراک میگذارند و بنابراین بدون شک از قطعنامه در حال انتظار شورای امنیت سازمان ملل در مورد دفاع از آزادی دریانوردی در تنگه هرمز حمایت خواهند کرد. با این حال، برخی از مهمترین منافع اروپا و چین در بحران فعلی همسو هستند, هر دو به شدت در معرض پیامدهای عدم بازگشایی تنگه هرمز قرار دارند.
به همین دلیل است که برخی از مقامات اروپایی خود را طرفدار نتیجهای مییابند که چین از آن حمایت میکند.
کاهش تنش واقعی که تنگه را قادر به بازگشایی میکند، همراه با رد هر گونه سیستم حق عبور دائمی.
موضوع اخیر پس از اظهارات اخیر ترامپ در مورد یک سرمایهگذاری مشترک احتمالی «حقالملل کاری» با ایران برای اروپایی ها گیج کنندهتر شده است.