ابعاد شکست ژئوپلیتیکی ــ راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران؛
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که جنگ افروزی و تجاوز گری دونالد ترامپ ، رئیس جمهور تندرو، خودشیفته آمریکا و نتانیاهوی جنایتکار علیه ایران ، در دو مرحله خسارت های مهم انسانی و زیرساختی را از نظر برتری نظامی بر ایران و ایرانیان وارد کرده است و امکان دارد در صورت ادامه یافتن حملات نظامی دشمنان آمریکایی و اسرائیلی ، باز هم بیش از پیش می توانند به ایران خسارت های هنگفتی وارد کنند ، ولی در بحث شکست دادن ایران ، آمریکا نمیتواند به این هدف خود برسد و برای این دلایل بسیاری وجود دارد.
بسیاری از صاحب نظران معتقدند ،سپری شدن بیش از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ، این تقابل را به نقطه عطفی و خاصی در تاریخ سیاست خارجی آمریکا تبدیل کرده است.
جنگی تجاوزکارانه ای که با هدف تغییر رژیم سیاسی در ایران و بازطراحی نظم جدید خاورمیانه کلید خورده بود، اکنون در وضعیتی قرار دارد که به شکستی ژئوپلیتیکی ــ راهبردی برای آمریکا بدل شده است.
در این ارتباط می توان به برخی از ابعاد شکست ژئوپلیتیکی ــ راهبردی آمریکا در این جنگ اشاره کرد که عبارتند از:
ــ شکست و بن بست در تغییر رژیم سیاسی در ایران
دونالد ترامپ با همراهی رژیم اسراییل در حالی جنگ علیه ایران را آغاز کرد که هدفش تغییر نظام سیاسی ایران در طول کمتر از یک هفته بود؛ اما او اکنون با گذشت بیش از دو ماه عملاً با بنبست کامل روبرو شده است.
حمایت و همراهی ایرانیان از ایران و نظام مستقر و نیروهای مسلح در طول این دو ماه، تمام معادلات آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل را به هم زده است.
تحلیلگران تأکید میکنند که عدم وقوع شورش داخلی علیه حکومت ایران، نشاندهنده شکستِ فرضِیه آمریکا و رژیم اسرائیل مبنی بر همراهی مردم با تهاجم خارجی و بیگانگان است؛ موضوعی که از ابتدای این جنگ تحمیلی تاکنون، استراتژی آمریکا را با چالش جدی و بن بست مواجه کرده است.
ــ فشار سیاسی شدید و افکار عمومی داخلی آمریکا و بینالمللی علیه ترامپ
در طول دو ماه اخیر، تحلیلگران آمریکایی و بینالمللی صراحتاً به شکست ژئوپلیتیکی ــ راهبردی آمریکا اذعان میکنند.
بسیاری از استراتژیستها این جنگ را «خطای محاسباتی تاریخی» میدانند و بر این باورند که آمریکا از همان ابتدای کار در باتلاقی گرفتار شده که راه خروج آبرومندانهای برای آن متصور نیست.
به اذعانِ کارشناسان در هفتههای اخیر، فشار سیاسی شدیدی را از سوی دموکراتها و سایر جریانهای سیاسی و افکار عمومی داخلی امریکا و افکار عمومی بینالمللی بر ترامپ وارد کرده و او را در موضعی انفعالی و حتی کمک خواستن از چین و کشورهای دیگر برای پایان این جنگ قرار داده است.
ــ ایران تسلیم نمی شود
از آغاز این جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، ایرانیان به دلیل مخالفت ژنتیکی ،تاریخی و تمدنی با موضوع سلطه پذیری و بیگانه ستیزی و برخورداری از فرهنگ عمیق تاب آوری ،مقاومت و تسلیمناپذیری شهره آفاق هستند ، در مقابل هر متجاوز به مام میهن ، کوچکترین درنگ در نفی و مبارزه با دشمن بیگانه نمی کنند و نکردند .
برخلاف آنچه تیم ترامپ در دو ماه گذشته تصور میکرد، به هیچ عنوان آنان نمی توانند الگوی لیبی یا عراق و ونزوئلا در ایران پیاده کنند. اکنون در هیأت حاکمه آمریکا و بویژه شخص ترامپ، واهمه شدیدی از مقایسه این جنگ با «شکست خفت بار در ویتنام» شکل گرفته است.
ترامپ خودشیفته و از خود راضی ، در حال حاضر با سایه سنگین و کمرشکن این مقایسه روبروست و از اینکه این جنگ، میراثی مشابه فاجعه ویتنام برای او رقم بزند، بهشدت بیمناک است. زیرا ایران نشان داده که نه در جنگ و نه در مذاکره تسلیم زیاده خواهی های آمریکا نمیشود.
ــ چالش و بنبست در محاصره و راهزنی دریایی آمریکا و کارتهای سوخته
ترامپ در جنگ اخیر در حوزه امنیت اقتصادی نیز با بنبست مواجه شده است.
او با اجرای طرح محاصره دریایی در پاسخ به بسته ماندن تنگه هرمز توسط ایران، عملاً به «دزدی دریایی» روی آورده است؛ اقدامی که نهتنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه تنگه هرمز را همچنان بسته نگه داشته است. علاوه بر این، ایران هنوز از برخی کارتهای مهم خود، همچون تنگه بابالمندب، استفاده نکرده است.
ضمن اینکه هرگونه تشدید حملات نظامی احتمالی در وضعیت فعلی، علیرغم مشکلاتی را که برای ایران و ایرانیان به همراه خواهد داشت ، نهتنها تغییری در ثبات سیاسی و اقتصادی و نظامی ایران و ایرانیان ایجاد نمیکند، بلکه ایران و ایرانیان را مصممتر میسازد تا هم پاسخهای نظامی مستقیم به اسرائیل و همپیمانان آمریکا را با شدت بیشتری ادامه دهد و هم حمایت ایرانیان از تمامیت ارضی کشور و نظام مستقر نیز تشدید خواهد شد.
ــ موازنه قدرت و امتیازگیری ایران
ایران در طول این دو ماه دریافته است که ترامپ بیش از ایران به دنبال توافق و پایاندادن به جنگ است. این درکِ موقعیت، به ایران جسارت میدهد که با وجود تداوم درگیری، آمادگی کامل نظامی خود را حفظ کند و در صورت تمایل آمریکا برای آتشبس، با موضعی مقتدرانه در مذاکرات احتمالی، به دنبال اخذ بیشترین امتیاز از آمریکا باشد.
ــ شکست اعتبار نظامی و ژئوپلتیکی آمریکا
علیرغم بودجه تقریبی هزار میلیارد دلاری نظامی که آمریکا سالانه صرف میکند، هم اعتبار و هیمنه نظامی و هم از نظر ژئوپلیتیکی ــ راهبردی این کشور در برابر ایران در این جنگ شکسته شده است. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای واشنگتن محسوب میشود و در مقابل، قدرتهایی چون روسیه و چین با مشاهده این روند، بیشترین سود را از تضعیف موقعیت آمریکا در عرصه بینالمللی میبرند.
فلذا آمریکا در رقابت راهبردی با دشمنان و رقبای بینالمللی شکست خورده و آنان این وضعیت را فرصتی برای گسترش نفوذ خود و باز تعریف نظم نوین جهانی به نفع خود ارزیابی میکنند.
علی ایحال ،
جنگ افروزی امریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ، علیرغم خسارت های عظیم انسانی و زیرساختی که به ایران وارد شدهاست ، به نماد بارز شکست ژئوپلیتیکی ــ راهبردی آمریکا بدل شده که ناشی از خطای محاسباتی عمیق هیأت حاکمه تندرو آمریکا در درک فرهنگ سیاسی و راهبردی و تاب آوری ایرانیان است.
ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که هرچه بیشتر به جنگ ادامه دهد، بنبست او عمیقتر میشود.
نه حملاتِ دو ماه اخیر تغییری در ثبات داخلی ایران ایجاد کرده و نه محاصره و راهزنی دریایی اراده ملت بزرگ و مقاوم ایران را درهم شکسته و یا خواهد شکست است.
شکست اعتبار نظامی و ژئوپلتیکی ــ راهبردی آمریکا، فرصتی بینظیر به رقبای بینالمللی آمریکا داده است. ترامپ در میانه فشارهای افکار عمومی داخلی و بینالمللی، انزوای بینالمللی، بنبستِ راهبردی و خدشهدار شدن اقتدار نظامی، بیش از هر زمان دیگری در برابر تاب آوری ، ایستادگی و همبستگی ملی واقعی و مقاومت ایران و ایرانیان درمانده شده است.
همچنین برای هزارمین بار این قلم عاشق ایران و ایرانیان به حاکمیت کنونی مستقر در ایران یادآوری می نماید ، تا از این محبت و نعمت ، همراهی ، همبستگی ملی ، همگرایی و هم افزایی تمام ایرانیان را بخوبی درک و قدر بداند و با اتخاذ تدابیر و سیاست های روز آمدتر و تجدیدنظر در برخی روشهای حکمرانی تقلیل گرایانه، حذفی و تقویت عینی و ذهنی « ایران برای تمام ایرانیان بدون کوچکترین فرق و تبعیضی » را به راهبرد اساسی خود تبدیل نماید.