پرهیز از تفرقه، دودستگی و متهم کردن مسئولان سابق و کنونی، افتادن در دام ترامپ و نتانیاهو است

ایران در شرایط کنونی به خردمندی و تلاش برای اجرای کامل تفاهمنامه بین ایران و آمریکا نیاز مبرم دارد

  علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار   قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که در شرایط سخت کنونی و شرایط در پیش، ضرورت جدی دارد تا برای مهار اقدامات ضد انسانی و ضد بشری آمریکای ترامپ، از سوی ایران اقدامات خردمندانه و مدبرانه ای اتخاذ و عملیاتی شود تا هم منافع ملی […]

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار

 

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که در شرایط سخت کنونی و شرایط در پیش، ضرورت جدی دارد تا برای مهار اقدامات ضد انسانی و ضد بشری آمریکای ترامپ، از سوی ایران اقدامات خردمندانه و مدبرانه ای اتخاذ و عملیاتی شود تا هم منافع ملی و تمامیت ارضی کشور حفظ شود و هم با تکیه بر اصول عزت، حکمت و مصلحت، پایان جنگ آمریکا علیه ایران را بخوبی پیش ببریم‌ و بقول رئیس جمهور پزشکیان، هم اکنون بهترین موقع برای پایان ‌جنگ آمریکا علیه ایران می باشد.
بیاییم با تصمیمات خردمندانه و هوشیارانه ایران و ایرانیان را از اقدامات ویرانگرانه امپریالیسم آمریکا محفوظ داریم.

 

توطئه ها و دام های ترامپ جبران ناپذیر است

ترامپ تندرو گفت:
«اعلام می‌کنم که کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی‌ای که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده، آغاز خواهد شد. این جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه علیه ایران خواهد بود.»

ساده لوحانه از کنار این تهدید نباید گذشت. این تهدید شرایط را به مراتب وخیم تر از کوبا و کره شمالی و عراق اشغالی و افغانستان جنگ زده را در ذهن متبادر می نماید.
عراق اشغالی که پدر و مادر گرسنه به ناچار دخترک نازنین را به ۱۰ دلار می فروخت یا پدر درمانده افغانی، فرزند دلبندش را در بورس برده فروشی غزنین به حراج می گذارد. چنین فلاکتی از مرز چین تا ساحل آتلانتیک تنها نمایشی تراژیک از جنایات کاخ سفید است.
پس آگاه باشیم و به آینده ایران بیندیشیم و شعار فاقد شعور ندهیم.

برخی شعارهای تند و تیز لایه اوزون را می شکافد، ولی می تواند این ملک و ملت را هم به ویرانی و فلاکت برساند.
مسئولان و تصمیم سازان و تصمیم گیران مملکتی بایستی به منافع ملی،‌تمامیت ارضی ایران و تمام ایرانیان بدرستی بیندیشند و با تدبیر در باره ایران و تخاصم با آمریکا و تفاهمنامه امضاء شده خردمندانه ترین تصمیم را بگیرند، چون هم زمان کوتاه و تنگ است واین چنین موقعیت خوب و راهبردی شاید دیگر تکرار نشود.

صاحب نظران و آگاهان می گویند از ۱۹۴۵ یعنی بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز ،
هیچ دولت در آمریکا چنین تفاهمنامه ای که ‌به طرف مقابل این ‌همه امتیاز بدهد، امضاء نکرده است. در این تفاهم‌نامه که در اسلام آباد تنظیم شد و به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسید، ایران ۱۷ امتیاز در مقابل آمریکا ۹ امتیاز گرفته است و این خودش پیروزی بزرگی است که بایستی مغتنم بشماریم و از آن بخوبی بهره‌برداری کنیم.

همه بایستی بدانند،ایران باید متحد و یکپارچه بماند. پس خردمندانه نیست که انسان آگاه چشم بر شاخ گاو بگذارد و نگران هم نباشد.

ترامپ چنان سخن می‌گوید که گویی مردم ایران در این سال‌ها با کمبود، محرومیت روبه‌رو نبوده‌اند؛ گویی تحریم، تنها یک واژه سیاسی صرف بوده، نه فشاری ممتد بر سفره، دارو، تولید، اشتغال و زندگی میلیون‌ها ایرانی!!!.
اما حقیقت تلخ آن است که در نزدیک به نیم‌قرن گذشته، تحریم های شکننده و فشار های اقتصادی فرساینده، پیش از همه، بر دوش همان اقشار کف خیابان و … مردم ایران سنگینی کرده که کمترین سهم را در تصمیم‌ گیری‌های سیاسی داشته‌اند.
بدترین نوع کشتار جمعی آمریکا در جهان، همیشه کشتار با گلوله و بمب اتم نبوده بلکه فجیع ترش کشتارها بی صدا و خاموش انجام شده ،آنجا که
دارویی که به بیمار نمی‌رسد؛
سفره‌ای کوچک‌تر می‌شود؛
با بیکاری؛
با سوءتغذیه؛
با فروپاشی خانواده؛
با محرومیت کودکی که سهم او از زندگی، چیزی جز فقر نیست.
و در برابر این همه رنج ناشی از جنگ کثیف تحریمی آمریکا آیا همه به یک اندازه هزینه داده‌اند؟.

خیر، در ایران عصر تحریم، بخشی از شبکه برخوردار سال‌هاست بر قدرت و ثروت عمومی تکیه زده است؛ در حالی که فرزندان همین طبقه، در بسیاری موارد، از امکانات جهان غرب و به ویژه آمریکا بهره‌مندند. حتی ممکن است کسی در مجلس تهران پرچم آمریکا را به آتش بکشد و همان شب، با گذرنامه یا اقامت آمریکایی، فردای خود را در لس‌آنجلس جست‌وجو کند.
این تناقض، یکی از تلخ‌ترین طنزهای تاریخ معاصر ایران است،
تحریم ها برای مردم؛ امنیت برای برخورداران از قدرت و ثروت؟!؟!.
بایستی بیش از پیش بدانیم که سخن تازه ترامپ فقط تهدید ایران نیست؛ شیبی تند را با پشتوانه جنگ نظامی به سمت محاصره اقتصادی و زندگی مردم ایران آغاز کرده است. او اکنون از جنگ اقتصادی در مقیاسی «بی‌سابقه» سخن می‌گوید و حتی کشورها و مؤسسات خارجی را که به ایران امکان تنفس اقتصادی بدهند، به مجازات اقتصادی تهدید می‌کند.اینجاست که باید پرسید
آیا هر اقدامی در کشورهای حاشیه خلیج فارس که منطقه را به محاصره اقتصادی و تجاری نزدیک‌تر کند،
ناخواسته در خدمت همین راهبرد قرار نمی‌گیرد؟
قطعا اگر تنگه هرمز تنگ‌تر شود، مسیرهای جایگزین شکل می‌گیرند؛ اگر تجارت منطقه‌ای مختل شود، مسیرهای تازه‌ای برای انرژی و کالا ساخته می‌شود؛ و اگر منطقه به میدان رویارویی اقتصادی و نظامی تبدیل گردد، این مردم ایران‌ هستند که نخستین و سنگین‌ترین هزینه را خواهند پرداخت. چرا مردم کشور های عضو شورای همکاری خلیج فارس با مفهوم تحریم آشنا نیستند چون بستر تحریم ایران به آب و نانی رسیده اند.
آمریکا مسیر خود را ترسیم می‌کند؛ مسئله مهم این است که چه کسانی در داخل ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر ریل این مسیر حرکت می‌کنند؟
این پرسش، امروز از هر پرسش دیگری مهم‌تر است.
زیرا در فردای تاریخ، کسی از ما نخواهد پرسید که در آن روز، خود را چپ نامیده بودیم یا راست، اصولگرا بودیم یا اصلاح‌طلب.
تاریخ خواهد پرسید،
وقتی ملت ایران در معرض جنگ، محاصره و فلاکت اقتصادی قرار گرفت، چه کسی در کنار ایران ایستاد و چه کسی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر ریل دشمن حرکت کرد؟
ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به آگاهی و خرد ملی نیاز دارد؛
نه به هیجان، نه به ماجراجویی، نه به تسویه‌حساب‌های جناحی.
به سمتی شتاب نگیریم که خاورمیانه به سرزمینی از خاکستر تبدیل شود.
و در این میان، پرسش بزرگ ایران فردا همین است،
چه کسانی در داخل، بر ریل فضای در حال آماده‌سازی ترامپ حرکت می‌کنند؟ و چرا؟