فصل جدید همکاریهای اقتصادی ایران و پاکستان؛
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران ، باعث شد تا ایران در منطقه خلیج فارس ، دوستان و دشمنان و همچنین همسایگان بی طرف و بی آزار خود را بخوبی شناسایی کند.در این میان کشورهای امارات و بحرین با اتخاذ سیاست های نسنجیده ، احساسی و وابستگی بی قید و شرط به آمریکا و رژیم اسرائیل ، عملاً دشمنی خود را با ایران و ایرانیان به اثبات رساندند.
همچنین کشورهایی مانند عربستان سعودی ، قطر ، عمان با تجدید نظر در برخی سیاست ها ، باعث شدند تا دامنه جنگ افروزی آمریکا علیه ایران کمی مهار شود، چون کشور پادشاهی عربستان سعودی در آخرین اقدام خردمندانه ، اجازه نداد که از آسمان و فرودگاه های این کشور توسط دولت تندرو آمریکا اقدامات علیه ایران و تنگه هرمز انجام شود و همچنین سکوت دولت قطر و همراهی دولت عمان با ایران در کاهش مناقشات در کنار تاب آوری و ایستادگی ایران و ایرانیان بسیار مؤثر بودهاست.
پاکستان می تواند جایگزین مناسبی به جای امارات متحده عربی باشد
مواجهه چند دههای جمهوری اسلامی ایران با شرایط تحریمی و انواع تحریمهای اقتصادی و مالی موجب شده اقتصاد ایران ظرفیت بالا و مثبتی در برابر هر گونه شرایط دشوار اقتصادی و یا مدلهای جدید تحریمی از خود نشان دهد. دقیقاً بر همین اساس است که پس از اعمال تحریم و محاصره دریایی از سوی آمریکا، اقتصاد ایران نه تنها با فروپاشی و ویرانگر شوک و عمیق مواجه نشد، بلکه بر مبنای بهرهگیری از تجربههای پیشین، بلافاصله در جستوجوی مسیری برای عبور از این فیلتر برآمد.
در این چارچوب مسیر تجارت زمینی با پاکستان به عنوان بهترین گزینه ممکن شناخته شد، به ویژه آنکه بنادر پاکستان در نزدیکترین فاصله جغرافیایی با مرزهای زمینی ایران قرار داشته و حتی امکان تبادلات اقتصادی در امتداد آبهای ساحلی دو کشور نیز قابل بررسی بود.
تلاش برای تأمین امنیت سخت افزاری و نرم افزاری در مرز های ایران و پاکستان بسیار ضروری است
تردیدی وجود ندارد که هر گونه تلاش برای ارتقای همکاریهای تجاری و اقتصادی میان تهران و اسلامآباد بدون فراهم شدن بستر امنیتی لازم برای این تبادلات، محکوم به ناکارآمدی خواهد بود. طی این سالها، مسئله چالشهای امنیتی در مرزهای دو کشور موضوع مهمی بوده که همواره بر روند روابط اقتصادی دوجانبه سایه انداخته است. بر همین اساس در ملاقاتهای چند سال اخیر مقامات سیاسی و امنیتی دو کشور بارها بر عبور از چالشهای امنیتی و تغییر شرایط مرزها از امنیتی به اقتصادی تأکید شده است.
در شرایطی که این تأکیدها با اقدامهای عملی همچون توافقنامه همکاریهای امنیتی میان تهران و اسلامآباد در سال ۱۳۹۳ هجری ـ شمسی و تشکیل کمیته ویژه امنیتی مشترک همراه شده، اما با این حال هیچ گاه امنیت مرزها در سطح مطلوب و ایدهآل برای مراودات گسترده تجاری قرار نگرفته است.
بنابراین شایسته است برای دستیابی به اهداف میانمدت و بلندمدت تجاری و اقتصادی جدید میان دو کشور، برنامهها و ترتیبات امنیتی مشترک و جدیتری مورد توجه قرار گیرد. البته با در نظر گرفتن تثبیت نسبی اوضاع سیاسی در پاکستان و جدیت تهران و اسلامآباد در برقراری فصلی نو از روابط دوجانبه، میتوان چشمانداز روشنی برای بهبود اوضاع امنیتی در آینده ترسیم کرد تا این محور مهم ، جایگزین مناسبی برای کشور امارات متحده عربی باشد.
استفاده بهینه از ظرفیتهای اقتصادی دوجانبه
این موضوعی مورد تأیید است که با وجود پایداری روابط سیاسی دو کشور طی چند دهه اخیر، متأسفانه سطح روابط تجاری و اقتصادی آنها با وجود جمعیت فراوان، بازار فوقالعاده و برخورداری از ظرفیتهای اقتصادی مکمل، حتی پایینتر از سطوح معمولی قرار داشته است. بر این اساس پاکستان هیچ گاه در میان شرکای تجاری عمده ایران قرار نداشته و در این مورد حتی از افغانستان نیز عقب مانده است.
در این میان نکته مهم آنکه این ظرفیتها صرفاً به روابط دوجانبه محدود نشده و به حوزه ترانزیت منطقهای نیز گسترش پیدا میکند. در این راستا قرار گرفتن ایران در مسیر کریدورهای عمده تجاری شمال به جنوب و شرق به غرب، میتواند برای دسترسی پاکستان به روسیه، آسیای مرکزی و همچنین ترکیه و کشورهای غرب آسیا تعیینکننده باشد.
تکلیف بندر چابهار با هند بایستی روشن شود
بندر چابهار گل سرسبد و نگین بنادر دریایی ایران است که به سبب برخورداری از موقعیت جغرافیایی و اسکلهها و باراندازهای بسیار مساعد، میتواند نقشی حیاتی در آینده تجارت ایران ایفا کند. همجواری این بندر با بندر گوادر در پاکستان و استفاده از ظرفیتهای آن برای اتصال کریدورهای «کمربند و جاده» و «سیپک» با کریدورهای شمال- جنوب و شرق –غرب، ایجاب میکند که این بندر و شرایط استثنایی آن بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. اما با وجود این ویژگیها، بندر چابهار در دو دهه اخیر اسیر تعللها و تردیدهای هندیها شده و بهرهگیری از آن با فراز و نشیبهای زیادی توأم شده است.
در جریان جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و با بالا رفتن تنشها میان تهران و واشنگتن و محاصره دریایی ایران، هندیها یک بار دیگر زمزمه ترک این بندر را مطرح کردهاند و شرایط بلاتکلیفی را برای آن رقم زدهاند. بنابراین شاید لازم باشد برای رونق بندر و همچنین کمک بهینه آن به برنامههای کلان تجاری و اقتصادی میان ایران و پاکستان و حتی تجارت با چین، تصمیمگیریهای جدید و قاطعانهتری در قبال شرایط این بندر اتخاذ شود.
برنامهریزیهای دقیقتر برای گذر از تنگناهای مالی
موضوع تحریمها و محدودیتهای بانکی موجود برای ایران ،ایجاب میکند مسائل مالی و ارزی این تجارت دوجانبه و در حال گسترش به شکلی ویژه مورد توجه واقع شود و راهکارهای مناسبی برای آن تعریف و عملیاتی شود.