علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که تاب آوری، مقاومت و ایستادگی ایران و ایرانیان در مقابل تجاوزگری و قلدوری آمریکای ترامپ در حال ثمردهی می باشد.
همچنین به نظر می رسد با توجه به واقعیت های میدانی ، جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران ، بصورت واقعی «گیر کرده » است ، یعنی نه جنگ ، نه صلح ، نه کشتیرانی ، نه نفت خام، گاز و نه تجارت.
به این وضعیت به اصطلاح می گویند ، « گیر کردن ».
و اما تاب آوری و ایستادگی ایران و ایرانیان تمام معادلات آمریکا و حتی اروپا را نیز به هم ریخته است
جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران برای تحقق اهداف تندروها و تمامیت خواهان آمریکای ترامپ و رژیم آپارتاید اسرائیل جهت سلطه و هژمونی رژیم اسرائیل در خاورمیانه و حتی غرب آسیا طراحی و عملیاتی شده است.
در یک سطح، این درگیری ،یک نبرد وجودی است که میان توانمندیهای موشکی و پدافندی به همراه تاب آوری و ایستادگی ایران و ایرانیان در برابر توانمندیهای آمریکا و رژیم اسرائیل در جریان است.
تفکر سنتی بر این مبنا بود که این یک رقابت یکطرفه و بدیهی است , ایران در برابر تکنولوژی و قدرت ارتش و آتش آمریکا و رژیم اسرائیل مغلوب و مجبور به تسلیم خواهد شد!؟.
تصور میشد که تحقیر نظامی ایران، به همراه ترور رهبری آن، منجر به فوران خودجوش خشم مردمی میشود که حاکمیت در ایران را از پای درآورده و آن را دوباره به مدار همراهی و پیروی از غرب بازمیگرداند!.
اما در سطح نبرد دوجانبه ، تاب آوری و ایستادگی، ایران اگر در موضع قدرت برتر این جنگ تحمیلی قرار ندارد ولی به هیچ عنوان هم در موضع ضعف ،عقب نشینی و شکست در مقابل آمریکا و رژیم اسرائیل قرار ندارد
و مهم تر از همه ،نظام حکومتی ایران فرو نپاشیده، بلکه توانست با وارد کردن خسارات سنگین پهپادی و موشکی به پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر کشور های عربی منطقه خلیج فارس و رژیم اسرائیل را با موشکهای هایپر سونیک مجهز به کلاهکهای چندگانه و هدایتپذیر هدف قرار دهد به طوری که هنوز آشفتگی در امیر نشین های خلیج فارس نه تنها برطرف نشده بلکه وارد فاز جدی تری گردیدهاست.
بطوریکه ایران با اقدامات خود باعث شد تا ذخایر موشک های رهگیر در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در آستانه تمام شدن بود که آتش بس به کمک شان آمد.
همچنین ایران با راهبردی گمراه کننده، با اولویت دادن به پهپادها و موشکهای قدیمیتر برای تخلیه پدافند هوایی دشمن، به شدت ذخایر دفاعی رو به کاهش اسرائیل و آمریکا را مصرف کرده است.
در این جنگ تحمیلی، موشکهای تراز اول ایرانی که با سرعتی بیش از ۴ ماخ پرواز میکنند، تا حد زیادی در برابر پدافندهای اسرائیلی نفوذناپذیر نشان دادهاند.
ترور رهبر ایران که توسط دستگاههای اطلاعاتی آمریکا هدایت شد، یک اشتباه استراتژیک و بنیادین از آب درآمد.
این اقدام به جای فروپاشی نظام حکمرانی در ایران ، منجر به موج حمایت مردم از جمهوری اسلامی ایران شد و آمریکا با تعجب مشاهده کرد که این اقدام، شیعیان منطقه را با فراخوانهای جهاد و انتقام برای خون یک رهبر سیاسی و مذهبی مورد احترام، شعلهور کرده است.
آمریکا و رژیم اسرائیل در شناخت فضای میدانی به شدت دچار اشتباه محاسباتی شدند
علی ایحال ، اگر ایران تابآوری لازم را در مقابل این تهاجمات و تبعات آن در طولانی مدت داشته باشد که و در درازمدت مقابل تهاجمات نظامی و غیرنظامی آمریکا ایستادگی کند ( به نظر میرسد چنین باشد)؛ کشوری که محاسباتش بر پایه یک جنگ سریع «بزن و در رو» بود — استراتژیای که عمدتاً به دلیل کمبود مهمات, مباحث لجستیکی ، دوری مسافت و ضربه خوردن اعتبار آمریکا در دنیا بر آمریکا تحمیل شده است.
در ضمن پادشاهیهای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال لرزش هستند. «برند» خلیج فارس، یعنی رفاه، پولهای کلان، هوش مصنوعی، سواحل و گردشگری و… احتمالاً به پایان رسیده است و یا با چالش های بسیار جدی روبرو خواهند شد.
اسرائیل نیز با وضعیت فعلیاش دچار خسارت و چالش های جدی و شدیدی شده و به پیامدهای ژئوپلیتیکی همسان ایران و کشورهای خلیج فارس دچار گردیدهاست .
بستن اجباری و طبیعی تنگه هرمز توسط ایران در اثر جنگ و تخریب گسترده تأسیسات بندری در تمام کشورهای حوزه خلیج فارس، گویای داستان دیگری است.
موضوع تمرکز خاص ایران بر وارد کردن خسارات شدید به زیرساختهای ناوگان پنجم آمریکا در بحرین توجه کنید. ناوگان پنجم ستون فقرات هژمونی منطقهای آمریکا را تشکیل میداد.
باید توجه داشت که تقریباً ۹۰ درصد تجارت نفت جهان از این مناطق عبور میکند و کنترل آمریکا تضمین کننده زنجیره های تأمین انرژی مرتبط بود. این ناوگان همچنین سه گلوگاه استراتژیک حیاتی را پوشش میداد که عبارتند از:
تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه بابالمندب و ستاد مرکزی آن در بحرین نیز صرفاً یک بندر نیست، بلکه یک مرکز جامع رادار، اطلاعاتی و پایگاه دادهها است که هم اکنون با آسیبها ، صدمات و خسارات شدیدی توسط ایران مواجه شده است.
همچنین ایران موفق شده رادارها و بخش بزرگی از زیرساختهای لجستیکی و اداری بندر بحرین و سایر پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس را با آسیب های بسیار جدی و هنگفتی دچار کند.
ایران با تاب آوری دراز مدت میتواند با چالش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه را به حداقل برساند و یا به طور سیستماتیک در حال بیرون راندن نیروهای آمریکایی از خلیج فارس باشد.
جنگ آمریکا علیه ایران صرفاً برای این طراحی نشده که آمریکا منابع نفتی و معدنی و…ایران را به خود (مانند مدل ونزوئلا) اضافه کند.
ایران در سال گذشته تنها حدود ۱۴ درصد از کل نفت وارداتی دریایی چین را تأمین میکرد که مولفه مهمی است ولی حیاتی محسوب نمیشود.
با این حال، جنگ علیه ایران تماماً درباره یک بازی بزرگتر از سوی آمریکا علیه چین دومین اقتصاد جهانی است و آن عبارتند از:
کنترل گلوگاههای استراتژیک و مسیرهای ترانزیت انرژی به منظور محروم کردن چین از دسترسی به بازارهای انرژی و در نتیجه محدود کردن رشد اقتصادی ، تکنولوژیکی ، نظامی و… چین و همچنین برتری یافتن رژیم اسرائیل در منطقه غرب آسیا می باشد و چون بسیاری از کشورهای مستقل و نیمه مستقل از نقشه های شوم آمریکا مطلع شدهاند ، همکاری لازم را با این کشور در جنگ علیه ایران را انجام نمی دهند.
اگر ایران در مقابل تهاجمات آمریکا و رژیم اسرائیل تاب آوری و پایداری کند، تمام معادلات منطقهای و حتی بینالمللی دچار تحول خواهد شد
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در اصل برای ایجاد هژمونی (سلطه) اسرائیل در خاورمیانه به راه افتاده است
گیر کردن جنگ آمریکا تحمیلی آمریکا علیه ایران ، نه جنگ، نه صلح ، نه کشتیرانی ، نه نفت ، گاز ، هلیوم، نه تجارت …
جنگ آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران در واقع به اصطلاح استراتژیست ها «گیر کرده» و به نظر می رسد این سه راه پیش روی آن باشد.
جنگ ایران تا زمانی که شرایط تغییر نکند، «گیر» خواهد ماند. محتملترین تغییرها عبارتند از:
ــ آمریکا و اسرائیل حملات نظامی را با هدف وادار کردن ایران به پذیرش موضع شان از سر میگیرند.
ــ ایران بنبست را به اندازه کافی حفظ میکند تا قیمت نفت خام را به سطوح غیرقابل تحمل برای جهان توسعهیافته برساند و آمریکا و اسرائیل را مجبور به پذیرش مواضع ایران کند.
ــ حدس زده میشود گزینه سوم این باشد که محاصره آنقدر درد اقتصادی بر ایران تحمیل کند که آنها را مجبور به پذیرش مواضع آمریکا کند.
اما نکته اصلی این است که جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران به معنای واقعی «گیر کرده» است.
نه جنگ ،
نه صلح،
نه کشتیرانی،
نه نفت خام، ال ان جی، کود شیمیایی و یا هلیوم
و تا زمانی که شرایط به نفع طرفین با معادله برد ـ برد تغییر نکند، «گیر» خواهد ماند , چون این جنگ از آندسته درگیریها و جنگ هایی است که برنده و بازنده مطلق نخواهد داشت.