ثروت به تنهایی نتوانست امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را تأمین کند /تمام کشورهای حوزه خلیج فارس بایستی در ارتباط با راهبرد های توسعه مندی، امنیتی ، تنش‌زدایی و همزیستی مسالمت آمیز شان تجدید نظر اساسی نمایند

جنگ تحمیلی امریکا علیه ایران، چگونه ثروت افسانه‌ای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را می‌بلعد؟!

 

 

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که توهم پناه بردن به ابرقدرت های امپریالیستی برای ایجاد امنیت اجاره‌ای ، اثبات شده‌ است که نمی‌تواند آرامش و امنیت کشورهایی که بدین شکل می خواهند در دنیای کنونی زندگی کنند ، تضمین شده نیست. نمونه بارز این روش ، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می باشند که اساس امنیت ملی خود را برون سپاری به کشورهای دیگر از جمله به آمریکا سپردند و در مناقشه اخیر در خلیج فارس و جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، با چالش های بسیار جدی مواجه شده‌اند. در ضمن ثابت شد که اگر همزیستی مسالمت آمیز و سیاست تنش‌زدایی بصورت واقعی جدی گرفته نشود ، این کشورها با ثروت های افسانه ای اگر بخواهند استراتژی خود را بر مبنای امنیت برون سپاری شده و یا اجاره‌ای استوار کنند به وضعیتی مبتلا خواهند شد که می‌تواند خیلی بدتر از شرایط کنونی باشد.
هم اکنون ثروت افسانه‌ای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس توسط جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران و مماشات و بعضاً همکاری برخی از این کشورها با آمریکا بر علیه همسایه شأن یعنی ایران ، خرج ماشین جنگی آمریکا و رژیم اسرائیل می‌شود و این جنگ در صورت تداوم ، ثروت افسانه‌ای آنان را بطور کامل خواهد بلعید.

و اما رابطه معکوس ثروت و امنیت اجاره‌ای در منطقه

صاحب نظران و آگاهان معتقدند ، صندوق‌ های ثروت ملی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که قرار بود ضامن آینده پسانفتی باشند، اکنون در خدمت تأمین هزینه‌ های جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران شده‌اند.
منابع عظیم مالی که قرار بود صرف ساختن شهرهایی مثل نئوم و پروژه‌های آنچنانی در دبی، ابوظبی ، دوحه و…شود، اکنون صرف خرید سامانه‌های پدافندی، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده و حفظ ثبات ریال عربستان و درهم امارات و…می‌شود.
در مناقشه کنونی بین ایران و آمریکا اثبات شد که ثروت جایگزین امنیت پایدار نمی تواند باشد، فقط می‌تواند زمان چالش ها و گرفتاری‌ها را به تأخیر بیاندازد.
در ارتباط با ‌جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران، اگر حتی کمی طولانی تر از این وضعیت شود و با میانجیگری ها متوقف نشود، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مجبور به توقف پروژه‌های توسعه‌ای یا پذیرش کسری بودجه‌ای خواهند شد که ثبات سیاسی آنان را نیز مورد تهدید جدی قرار خواهد داد
و اگر چنین بشود ، می توان در آینده مشاهده کرد که چطور بلند پروازی و رویای بزرگ اقتصادی، زیر سایه دخالت بیگانگان در امور منطقه ی خلیج فارس و همچنین در قالب امنیت اجاره‌ای و همچنین خرابی های جنگ، بصورت وحشتناک ، ویرانی و عقب ماندگی مزمن را به ارمغان خواهد آورد.

بلعیدن ثروت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس توسط جنگ

ــ تغییر ماهیت صندوق‌های ثروت،
از «قلک‌و ذخیره آینده» به «پمپ بنزین جنگ»

به نظر می رسد ، ادامه جنگ در خلیج فارس و منطقه شوک منفی و ویرانگر بزرگ برای اقتصاد منطقه‌ است.
این صندوق‌ها که قرار بود موتور محرک «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و پروژه‌های عظیمی مثل «نئوم» و… باشند، حالا تبدیل به یکی از منابع نقدینگی فوری برای «بقا» شده اند به چند دلیل که عبارتند از:

– تغییر اولویت ها

پولی که قرار بود برای ساخت شهرهای هوشمند باشد، پارک‌های تفریحی و تنوع‌بخشی به اقتصاد و توسعه مندی صرف بشود، الان مستقیماً به سمت خرید سامانه‌های پدافندی و تعمیر زیرساخت‌های آسیب‌دیده می‌روند.

– هزینه فرصت سوزی

هر دلار که صرف جنگ می‌شود، یک دلار از سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی پسانفتی کسر می‌شود، این یعنی منطقه دارد دارایی‌هایش را برای «حفظ وضعیت موجود» می‌فروشد، نه برای «ساختن آینده».

توهم «ثروت به مثابه امنیت»

نکته‌ی کلیدی و دردناک اینجاست که حاکمان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باید بدانند که ثروت جایگزین امنیت نیست.
زیرا کشورهایی که به این صندوق‌ها تکیه کردند، فکر می‌کردند پول می‌تواند مثل یک سپر نامرئی عمل کند. اما جنگ اخیر نشان داد که پول می‌تواند فقط کمی «زمان» برای آنان بخرد، نه «امنیت پایدار» .
زیرا وقتی هزینه‌های جنگ از درآمد نفت بیشتر شود، این کشورها مجبور خواهند شد یا پروژه‌های عمرانی را متوقف کنند که باعث بیکاری و نارضایتی اجتماعی می‌شود یا کسری بودجه ایجاد کنند که ارزش پول ملی را به خطر می‌اندازد.

تهدید ثبات سیاسی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس

اگر جنگ کنونی آمریکا علیه ایران ادامه پیدا کند این چرخه معیوب می‌تواند به ثبات سیاسی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ضربه بزند،به چند دلیل که عبارتند از:

ـ فشار بر پول ملی

برای حفظ ثبات ریال عربستان و درهم امارات، بانک‌های مرکزی مجبور به تزریق نقدینگی از صندوق‌ها خواهند شد که در بلندمدت تورم‌زا می‌‌شود.

ـ توقف پروژه‌ها

پروژه‌های عظیمی مثل نئوم که نماد امید و توسعه‌اند، اگر متوقف شوند، اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را از دست خواهند داد.

ـ ناامیدی اجتماعی

مردمی که انتظار رفاه از این ثروت افسانه‌ای را داشتند، حالا با کاهش خدمات و افزایش هزینه‌ها مواجه می‌شوند که می‌تواند منجر به بی‌ثباتی داخلی شود.

پایان دوران «پول، همه چیز است»

درس نهایی این تحلیل این است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال گذار از یک دوره‌ی طلایی اقتصادی به یک دوره‌ی «بقا» هستند.

هشدار استراتژیک

تکیه صرف بر منابع مالی برای حل مسائل امنیتی، یک استراتژی ناکارآمد و خطرناک است. امنیت واقعی نیازمند دیپلماسی فعال، کاهش تنش‌ها ، همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد ساختارهای امنیتی پایدار است، نه فقط خرید سلاح.
می توان پیش بینی کرد ،اگر تا مدت قابل توجهی جنگ و درگیری‌های اخیر در منطقه خلیج فارس ادامه پیدا کند، همه شاهد «شوک اقتصادی» ویرانگر خواهند بود که نه تنها پروژه‌های توسعه‌ای را متوقف می‌کند، بلکه می‌تواند تعادل سیاسی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را به هم بزند. ثروت فقط یک «تأخیردهنده» برای چالش‌های جدی و ویرانگر است نه یک «پیشگیری‌کننده» و دولت خود شیفته و قلدور آمریکا و متحدانش در حاشیه خلیج فارس باید این را بدانند.
در غیر اینصورت به انزوا و گرفتاریهای ساختاری و ویرانگر شان زمان زیادی باقی نخواهد ماند.
در ضمن کشوری می تواند در این شرایط باقی بماند و بازیگری داشته باشد که تاب آوری و مقاومت بیشتری بخرج دهد ،که ایران و ایرانیان با تمام ‌مشکلات ریز و درشت ،دارای این ویژگی منحصر به فرد هستند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News by Ascendoor | Powered by WordPress.