خبر خوب، انجام وظیفه نیست؛ قاعده شدن آن است
گاهی یک سفر کاری، بیش از چندین گزارش و خبر، نگاه انسان را نسبت به یک مسئولیت تغییر میدهد. در سفر اخیرم به یکی از شهرهای استان، فرصتی پیش آمد تا از نزدیک با دادستان آن شهرستان دیدار و گفتوگو کنم. زمانی که به دیدارش رسیدیم، تازه از بازدید یکی از پروژههای عمومی بازگشته […]
گاهی یک سفر کاری، بیش از چندین گزارش و خبر، نگاه انسان را نسبت به یک مسئولیت تغییر میدهد.
در سفر اخیرم به یکی از شهرهای استان، فرصتی پیش آمد تا از نزدیک با دادستان آن شهرستان دیدار و گفتوگو کنم. زمانی که به دیدارش رسیدیم، تازه از بازدید یکی از پروژههای عمومی بازگشته بود؛ پروژهای که به دلیل اهمیت آن برای حقوق مردم و بیتالمال، مورد بررسی قرار گرفته بود. پیش از آن نیز اخبار متعددی از پیگیری پروندهها، حضور میدانی، ورود به موضوعات مرتبط با حقوق عمومی و برخورد با برخی تخلفات از آن شهرستان منتشر شده بود. اما آنچه برای من اهمیت داشت، نه یک پرونده خاص بود و نه یک اقدام موردی؛ بلکه نوع نگاهی بود که یک مسئول میتواند به مسئولیت خود داشته باشد.
این یادداشت، برای تعریف از یک فرد نوشته نشده است. افراد میآیند و میروند؛ آنچه ماندگار است، نوع نگاه به مسئولیت و الگویی است که از آن در ذهن جامعه شکل میگیرد.
دادستان، تنها مقام تعقیبکننده جرایم نیست؛ او مدعیالعموم نیز هست؛ یعنی نماینده جامعه برای دفاع از حقوق عمومی. قانون، وظایف گستردهای بر عهده او گذاشته است؛ از صیانت از حقوق عامه و بیتالمال گرفته تا تعقیب جرایم دارای جنبه عمومی، نظارت بر اجرای قانون، اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و ورود به موضوعاتی که منافع عمومی، محیط زیست، منابع طبیعی، اموال عمومی یا حقوق شهروندان را در معرض آسیب قرار میدهد. هرجا پای تضییع حقوق مردم در میان باشد، دادستان میتواند و باید نقشآفرین باشد.
وقتی یک دادستان، بهعنوان مدعیالعموم، از پشت میز بیرون میآید و در میدان حضور پیدا میکند، این پیام به جامعه منتقل میشود که قانون فقط برای رسیدگی به پروندههای تشکیلشده نیست؛ بلکه برای پیشگیری از تضییع حقوق مردم نیز هست.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ چرا امروز انجام دقیق وظیفه قانونی یک مسئول، به خبر تبدیل میشود؟ مگر اجرای قانون نباید یک قاعده باشد، نه یک استثناء؟
شاید بخشی از پاسخ این باشد که در برخی ساختارهای اداری مدیر کم حاشیه بیش از مدیر پیگیر مجال ادامه کار پیدا می کند؛ مدیری که کمتر وارد مسائل حساس می شود کمتر مخالفت ایجاد می کند و طبيعتاً هزینه کمتری هم می پردازد.
اگر چنین نگاهی حاکم شود، نخستین قربانی آن، نظارت مؤثر و در نهایت حقوق مردم خواهد بود.
جامعه امروز، بیش از هر زمان دیگری، به چنین رویکردی نیاز دارد. مردم انتظار ندارند همه مشکلات یکشبه حل شود؛ اما انتظار دارند هر جا حقی ضایع میشود، بیتالمال در معرض آسیب قرار میگیرد، پروژهای با تخلف یا ترک فعل روبهرو میشود یا حقوق شهروندان نادیده گرفته میشود، مسئولی باشد که بیتفاوت از کنار آن عبور نکند.
اعتماد عمومی، با سخنرانی و شعار ساخته نمیشود؛ با رفتار مسئولان ساخته میشود. هر مسئولی که قانون را بدون تبعیض اجرا کند، از حقوق عمومی دفاع کند و در برابر تضییع حقوق مردم سکوت نکند، در حقیقت سرمایه اجتماعی کشور را افزایش داده است.
شاید امروز، بیش از ساختن ساختمانهای جدید، به ساختن همین الگوهای مدیریتی نیاز داشته باشیم؛ الگوهایی که به مردم یادآوری کنند مسئولیت، پیش از آنکه یک جایگاه باشد، یک امانت است.
مسئول پیگیر و عملگرا نباید آنقدر کمیاب باشد که هر بار دربارهاش یادداشت بنویسیم؛ باید به قاعدهای تبدیل شود که نبودنش عجیب باشد، نه حضورش.
اگر چنین نگاهی در همه دستگاههای اجرایی، نظارتی و قضایی گسترش پیدا کند، بسیاری از تخلفات پیش از آنکه به پروندههای قضایی تبدیل شوند، متوقف خواهند شد. شاید مهمترین دستاورد یک مسئولیتپذیر نیز همین باشد؛ اینکه مردم احساس کنند اگر حقی ضایع شد، هنوز کسانی هستند که خود را موظف به دفاع از آن میدانند.
#گیرنده_مخاطب_خاص


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0