تنگه هرمز، باتلاق ابرقدرت تنها و متجاوزآمریکا
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران با توجه به تمام خسارت های عظیم و غیر قابل جبران انسانی و همچنین آسیب دیدن زیر ساخت های بسیاری در کشور ، دارای فواید و مزیت های ژئوپلیتیکی بوده است.
در واقع بنا به ضرب المثل معروف « عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد…» دشمنی و تجاوزگری آمریکا باعث شد تا واقعیتهای مغفول مانده وجود آبراه مهم تنگه هرمز بخوبی عیان شود و تنگه هرمز خود به عامل بازدارندگی و در واقع به بمب هستهای بدل گردد.
تنگه هرمز تا قبل از اقدامات امپریالیسم آمریکا و نادانی برخی متحدان آن در منطقه ، باز بود و همه بغیر ایران در حال برخورداری از نعمت وجودی آن بودند که با آغاز تجاوز آمریکا به ایران ، بسته شده است و تا در میدان دیپلماسی و مذاکره منافع ملی ایران توسط متجاوزان تأمین نشود ، تنگه هرمز حداقل بر روی کشورهای متخاصم و هم پیمان آمریکا جنایتکار بسته خواهد بود.
تنهایی امپریالیسم آمریکا در جهان و منطقه خلیج فارس
این قلم ،کسوف استعارهای از محدود شدن قدرت بیرونی و خسوف نیز استعارهای برای فرسایش قدرت و کاهش مشروعیت می داند. در این چارچوب، یک قدرت ممکن است همزمان دچار خسوف و کسوف شود.
خسوف قدرت
در دنیای امروز و در نظام بینالملل، قدرت صرفاً به توان نظامی محدود نیست؛ بلکه شامل سرمایه اجتماعی ،مشروعیت در افکار عمومی، انسجام اجتماعی، کارآمدی اقتصادی و اعتماد متحدان، اعتماد شهروندان و…میشود.
هنگامی که این مؤلفهها دچار کاهش شوند، میتوان از «خسوف قدرت» سخن گفت. در این معنا، کاهش اعتبار درونی و بیرونی یک قدرت محلی ، منطقه ای و جهانی، توان آن را در تحمیل اراده راهبردی کاهش میدهد.
کسوف قدرت
از سوی دیگر کسوف قدرت در سطح بینالمللی زمانی رخ میدهد که هزینههای مداخله افزایش یابد و رقبا بتوانند معادلات منطقهای را پیچیده کنند یا ابزارهای بازدارنده رقیب، آزادی عمل قدرت مداخلهگر را محدود نمایند. در چنین شرایطی، قدرت حاکم و قدرت جهانی مانند آمریکا با وجود برخورداری از توان نظامی، ناگزیر به احتیاط و بازاندیشی در اقدامات خود میشود.
تنگه هرمز؛ باطل السحر توطئهها علیه ایران
تنگه هرمز یک نقطه ژئوپلیتیکی ـ ژئواکونومیکی است که اثرگذاری آن فراتر از جغرافیای منطقه ای و قارهای می باشد.
این گذرگاه مهم آبی ،مسیر حیاتی انتقال بخش قابل ملاحظهای از انرژی و مواد اولیه صنایع غذایی و استراتژیک جهانی است که پیوند دهنده اقتصادهای بزرگ به منابع انرژی است و گره امنیتی–تجاری حساس در نظام بینالملل محسوب میشود.
در این چارچوب، هرگونه طرح بیثبات کننده علیه ایران با یک واقعیت غیر قابل انکاری روبهرو است که عبارتند از:
اثر بازگشتی بحران بر بازار انرژی و امنیت دریایی.
به بیان راهبردی این رابطه، تنگه هرمز را به «باطلالسحر» سناریوهای پرهزینه علیه ایران تبدیل میکند؛ زیرا هر اقدام خصمانه میتواند پیامدهای گسترده و غیرقابل پیشبینی برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
سازوکار افزایش هزینههای مداخله
تنگه هرمز حداقل از سه طریق، هزینههای دشمنان به ویژه امریکا را افزایش میدهد که عبارتند از:
هزینههای اقتصادی
نوسان قیمت انرژی، افزایش بیمه کشتیرانی، اختلال در بازارهای مالی، اختلال در امنیت غذایی و صنایع مدرن.
هزینههای امنیتی
نیاز به استقرار گسترده نیرو، افزایش ریسک درگیری، پیچیدگی محیط عملیاتی.
هزینههای سیاسی–دیپلماتیک
فشار افکار عمومی جهانی برای جلوگیری از بیثباتی انرژی و پرهیز از بحران.
بدین ترتیب، تنگه هرمز همزمان موجب کسوف قدرت مانور و تسریع خسوف اعتبار راهبردی یک قدرت مداخلهگر همچون امریکا یا همان « ابر قدرت تنها و منزوی »میباشد؛ که لازم است که ایران و حتی در صورت همگرایی تمام کشورهای حوزه ی خلیج فارس با طرحریزیهای مربوطه و اقدامات مؤثر، حداکثر استفاده از این نعمت خدادادی به عمل آید.
راهکارهای بهرهگیری از تنگه هرمز
راهکار اول:
تدوین دکترین جامع هرمز با تعریف رسمی اهداف، خطوط قرمز، قواعد بازدارندگی و چارچوب دیپلماسی دریایی در قالب یک سند ملی در راستای قوانین و ضوابط تأمین کننده منافع ملی ایران.
راهکار دوم:
نهادینهسازی امنیت منطقهای بدون مداخله خارجی با پیشنهاد ایجاد سازوکار امنیت جمعی میان کشورهای ساحلی خلیج فارس و دریای عمان به منظور افزایش مشروعیت منطقهای و کاهش توجیه حضور خارجی.
راهکار سوم:
تقویت بازدارندگی هوشمند و نامتقارن با سرمایهگذاری در سامانههای نظارتی، دفاع ساحلی، فناوریهای دریایی پیشرفته بهگونهای که هزینه هر اقدام خصمانه افزایش یابد.
راهکار چهارم:
پیوند ژئوپلیتیک با ژئواکونومیک با توسعه بنادر، خدمات ترانزیتی، صنایع لجستیک و بیمه دریایی برای تبدیل هرمز به منبع قدرت اقتصادی پایدار.
راهکار پنجم:
مدیریت روایت بینالمللی با تبدیل تصویر تنگه هرمز از «اهرم فشار» به «ضامن ثبات و امنیت انرژی جهانی» از طریق دیپلماسی عمومی و رسانهای برای تقویت همزیستی مسالمتآمیز و تنش زدایی.
راهکار ششم:
ایجاد ائتلافهای موضوعی انرژی در همکاری راهبردی با کشورهای مصرفکننده بزرگ انرژی همچون چین و برخ کشورهای اروپایی ، ژاپن، کره جنوبی و…برای تعریف منافع مشترک در ثبات تنگه هرمز.
راهکار هفتم:
افزایش تاب آوری داخلی با
کاهش آسیبپذیری اقتصادی کشور از طریق تنوع بخشی به درآمدها، تا ابزار ژئوپلیتیکی تنگه هرمز به اهرمی پایدار و غیر پرریسک تبدیل شود.