خودکامگی ،قدرت مطلق ، تجاوز گری در آیینه‌ سیاست ورزی توتالیتاریستی ترامپ/از آموزه های مهاتما گاندی و نلسون ماندلا در سیاست ورزی معاصر غفلت های بزرگی شده‌است /تمام علائم منحط قدرت مطلق ، خودکامگی و خودشیفتگی ترامپ ریشه در قرون وسطی دارد /انسانیت ، همزیستی مسالمت‌آمیز ، تنش زدایی ،حقوق بشر قربانی سیاست ورزی عاری از اخلاق در جهان معاصر است

با نگاهی به عملکرد امپریالیستی ، خودکامگی و توتالیتاریستی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور خودشیفته آمریکا ؛

 

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که دنیای کنونی با مولفه‌های قدرت ، زور، خودکامگی ، تجاوز گری و …
شباهت های زیادی به دنیای سیاست ورزی در قرون وسطی و خودکامگی حاکمان مستبد و خود رأی دارد.
بویژه وقتی برخی ملت‌ها در تمام قاره‌های دنیا با شدت و ضعف انتخاب های بسیار شگفت‌انگیز و بعضاً ناامید کننده نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های مورد ادعایی در بسیاری از امور اعم از مذهبی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و… دارند.
در دنیای کنونی اثبات شده است که اگر سیاست ورزی با اخلاق انسانی و تساهل و تسامح ، فداکاری و بخشیدن یکدیگر همچنین فراموش نکردن برخی اعمال بد در سرلوحه و به عنوان استراتژی کشورهای مختلف و جوامع بین‌المللی نباشد ، جهان به وحشتکده ای غیر قابل تحمل تبدیل خواهد شد‌ کما اینکه هم اکنون در برخی مناطق دنیا شاهد این وضعیت اسف‌بار هستیم.

اما اگر اصول اخلاقی سیاست ورزی در دنیا با شعار زنده باد مخالف من، بخشندگی و درس گرفتن از وقایع تلخ همراه باشد ، آنوقت جهان به زیست بوم هنجار گونه تمام اقوام و نژاد های بشری بدون استثناء بدل خواهد گشت.

دنیایی که انسان‌های بزرگواری ‌چون آلفرد نوبل ، آلبرت شوایتزر ، نلسون ماندلا ، پاتریس لومومبا، سالوادر آلنده ، هوشی مینه، ماهاتما گاندی و…. بدنبال برپایی آن بودند تا تمام انسان‌ها فارغ از رنگ پوست ، نژاد ، زبان، پوشش ، عقیده و باورهای مختلف انسانی در آرامش و امنیت پایدار و بدون دغدغه روزگار بگذرانند و شادی ، نشاط و نوعدوستی سکه رایج آن باشد.
اما با کمال تأسف ، آنچیزی که هم اکنون در اقصی نقاط دنیای زر ، زور ، تزویر و قدرت لجام گسیخته مشاهده می شود ، عقبگرد برخی رهبران جوامع به سوی خودکامگی ، استبداد ، تجاوزگری و خودشیفتگی و جنایت های آشکار و پنهان علیه بشریت می باشد که از این بدتر نظاره گر شدن و بعضاً همراه شدن برخی جوامع توسعه یافته و مدرن ، با این روند وحشتناک که خدعه ، نیرنگ ، دروغ، دزدی، ارتشا و اختلاس و غارت منابع ملت‌ها هم توسط برخی رهبران کشورها و هم برخی رهبران ابر قلدر های عالم همچون دونالد ترامپ و تمام وابستگان وی در دو دوره ی ریاست جمهوری در آمریکا می باشد!؟!.
آیا این روند با ادعاهای آمریکایی های مدعی دمکراسی ، آزادی ، حقوق بشر و برتری ارزش های انسانی شان مطابقت دارد ؟!

 

و اما برای خودکامگانی چون دونالد ترامپ و نتانیاهو ، هدف وسیله را توجیه می‌کند…

 

ترامپ و تیمش و نتانیاهو برای رسیدن به هدف از هر وسیله‌ای استفاده می کنند همانند تمام دیکتاتور ها و توتالیترها

 

در روزگاری که سیاست ردای اخلاق بر تن می‌کند و قدرت در هیأت فضیلت به صحنه می‌آید، گاه رفتار ها و رخدادهایی پدیدار می‌شوند که پرده از این صورت‌بندی ظاهری و آراستگی می‌درند و ما را به تأملی ژرف‌تر در نسبت میان اقتدار ، خودکامگی،استبداد ، تجاوزگری ، جنگ افروزی با سیاست ورزی، اخلاق و صداقت فرا می‌خوانند.
از عدم همخوانی اخلاق و صداقت با خودکامگی و قدرت مطلق در این روزگار در شرق، غرب، شمال و جنوب عالم ، نمونه ها آنقدر فراوان هستند که اگر آورده شود،‌مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.
یکی از این نمونه‌ها، ماجرایی است که نام جرد کوشنر ـ داماد رئیس‌جمهور کنونی آمریکا و یکی از مأموران مذاکرات با ایران را در پیوند با معامله‌ای شگفت‌آور با حکومت عربستان سعودی بر سر زبان‌ها انداخته است.
منابع غیر رسمی می گویند که نام او در شمار دریافت‌کنندگان مبالغ هنگفت از عربستان سعودی، با رقمی نزدیک به دو میلیارد دلار ثبت شده است؛ رقمی که نه در آیین رایج سیاست در ممالک دیگر نیز وجود دارد ولی کم سابقه است جای تفسیر ساده می‌یابد. شگفت‌تر آن‌ که همین شخص، در همان حال که به طلب سرمایه‌های تازه از شاهزادگان و شیوخ عرب بر می‌آید، در کسوت هدایت‌ کننده‌ی دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه نیز ظاهر می‌شود؛ گویی عرصه‌ی سیاست به بازارمکاره ای بدل شده که در آن مرز میان خدمت عمومی و منفعت خصوصی، به لطافتی نامحسوس محو می‌گردد.

در اینجا پرسشی بنیادین رخ می‌نماید؛
آیا می‌توان تصور کرد که یک سفیر عادی آمریکا، در حالی که بر مسند نمایندگی رسمی کشور خویش نشسته است، از محمد بن سلمان ، ولیعهد عربستان سعودی مطالبه‌ی میلیاردها دلار کند؟!
بی‌گمان اگر چنین واقعه‌ای رخ می‌داد، نه تنها وجدان عمومی، بلکه خود ساختار حقوقی آمریکا نیز آن را برنمی‌تافت.
لیکن چنین می‌نماید که هرگاه پای خاندان‌های مقتدر به میان آید، قواعدی که برای دیگران وضع شده‌اند، رنگ می‌بازند؛ گویی جهانی دیگر با قوانینی دیگر برای آنان که در حریم ثروت قدرت مطلق ، خودکامگی و اقتدار زورمدارانه جای دارند، برقرار است.

چنان‌که گفته‌اند:
«چو زر به کف آید، ادب دور شود
قدرِ مرد، به زر افزون شود، نه به خِرَد»

و این ماجرا محدود به شخصی واحد نمی‌ماند. آنچه در سال‌های اخیر در ممالک مختلف دنیا رخ داده ، نه صرفاً وجود فساد، بلکه نوعی بی‌پروایی در عیان‌ کردن آن است.
در گذشته، رسم بر آن بود که اگر خطایی می‌رفت، دست‌کم پرده‌ای بر آن کشیده می‌شد و صاحبان قدرت، احتیاطی در پوشاندن آن به خرج می‌دادند. اکنون اما چنین می‌نماید که همان پرده نیز از میان برداشته شده است.
از همین‌رو برخی ناظران، آنچه پیرامون باند ترامپ و امثال ترامپ در جای جای این جهان پهناور شکل گرفته را به ساختاری تشبیه کرده‌اند که فساد را به مرتبه‌ای تازه رسانده است؛ مرتبه‌ای که نه تنها در اندازه، بلکه در بی‌پروایی و آشکارگی، کم‌سابقه می‌نماید.
این روایت، بیش از آن‌که قصه‌ی فردی معین باشد، آیینه‌ای است برای نگریستن به نسبت قدرت، خودکامگی، استبداد، دیکتاتوری، ثروت و اخلاق در جهان سیاست؛ آیینه‌ای که اگر در آن با دقت نظر افکنیم، درمی‌یابیم که خطر اصلی فساد، نه فقط در وقوع آن، بلکه در عادی‌ شدن و بی‌ پرده‌ شدن آن است؛ جایی که ناهنجاری، صورت هنجار به خود می‌گیرد و زشتی، در تکرار، آراسته می‌نماید باید در روزگار برای انسانیت عزا گرفت.

علی ایحال ، این نقیصه و عیب ضد انسانی و ضد اخلاقی تقریباً در بسیاری از کشورهای دنیا با شدت و ضعف رواج پیدا کرده است و فساد در شقوق مختلف در ساختار های حکومت های مختلف و حتی در ساختارهای بین‌المللی هم خودنمایی می‌کند ، یکی از نمونه‌های بارز آن اعمال ، رفتار و گفتار ترامپ ، رئیس جمهور خودشیفته ، از خود راضی ، متوهم، دروغگو و جنایتکار آمریکا می‌باشد که برای کشتار بیش از ۱۶۷ نفر دخترکان دانش آموز بیگناه مینابی، حتی عذرخواهی هم نکرد ، این یعنی تهی شدن سیاست ورزی از اخلاق ، شرف ، انسانیت و صداقت می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News by Ascendoor | Powered by WordPress.