سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی شنبه 15 دی 1403

سياست خارجي کجا تدوين مي‌شود؟/جمهوری اسلامی است نه جمهوری مداحان

بسم‌الله الرحمن الرحيم ⬅️ در خبرها خوانديم کاردار سفارت ايران در جمهوري آذربايجان هفته گذشته به وزارتخارجه اين کشور احضار شد تا مراتب اعتراض باکو به دولت جمهوري اسلامي ايران از طريق کاردار منتقل شود. درباره علت اعتراض فقط به توهيني اشاره شد که در اردبيل به مقامات دولت باکو شده است. اطلاعات به دست […]

بسم‌الله الرحمن الرحيم
⬅️ در خبرها خوانديم کاردار سفارت ايران در جمهوري آذربايجان هفته گذشته به وزارتخارجه اين کشور احضار شد تا مراتب اعتراض باکو به دولت جمهوري اسلامي ايران از طريق کاردار منتقل شود. درباره علت اعتراض فقط به توهيني اشاره شد که در اردبيل به مقامات دولت باکو شده است.
اطلاعات به دست آمده از واقعه مورد نظر باکو که در اردبيل رخ داده نشان مي‌دهد ماجرا اولاً فراتر از توهين به مقامات باکو بوده و ثانياً توهين نيز فراتر از نوع سياسي بود و به نوع اخلاقي و خلاف ادب انساني و حتي خلاف شرع مربوط مي‌شود. ماجرا از اين قرار بوده که در اردبيل مراسمي به عنوان يادبود شهداي جنگ چالدران و شهداي مقاومت برگزار شد که با پخش زنده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي همراه بود. در اين مراسم که مداحاني از تهران هم حضور داشتند، يک مداح اردبيلي ضمن اعلام بيعت اردبيلي‌ها با خاندان صفوي به عنوان نواده‌هاي شاه ‌اسماعيل صفوي و شيخ‌ صفي‌الدين اردبيلي، نسبت به بخش‌هائي از جمهوري آذربايجان سخناني را مطرح کرد و نسبت‌هاي ناروا و خلاف شرعي هم به خانواده‌هاي مقامات جمهوري آذربايجان داد. متأسفانه بخش مربوط به نسبت‌هاي خلاف شرع دادن به مقامات کشور همسايه بقدري زشت و خلاف اخلاق است که از آوردن عبارات مربوط به آن در روزنامه معذوريم ولي در حاشيه اين واقعه لازم مي‌دانيم چند سؤال اساسي را مطرح کرده و از مسئولين محلي و ملي کشورمان بخواهيم ضمن پاسخ دادن به اين سؤال‌ها براي جلوگيري از چنين وقايع پرعارضه‌اي تدابير لازم را بيانديشند و عملي نمايند.
سؤال اول اينست که اصل برگزاري مناسبت‌ها آيا نبايد چارچوب‌هاي روشني داشته باشد که با نياز جامعه و مصالح عمومي تضاد نداشته باشد؟ برگزاري مراسم يادبود شهداي جنگ چالدران در شرايط کنوني با کداميک از نيازهاي جامعه منطبق است؟ آيا صرف اينکه عده‌اي از قربانيان جنگ چالدران که 5 قرن قبل رخ داده در مجاورت مقبره شيخ ‌صفي‌الدين اردبيلي مدفون هستند، ايجاب مي‌کند چنين مراسمي در اردبيل برگزار شود؟
دومين سؤال اينست که مسئولان محلي چرا بر محتواي چنين مراسمي نظارت نمي‌کنند؟ امام جمعه اردبيل که تنظيم سياست‌هاي فرهنگي استان از وظايف اوست، چرا بر محتواي اين قبيل مراسم نظارت نمي‌کند؟ رسانه ملي چرا اقدام به پخش مستقيم و زنده چنين مراسمي مي‌کند؟
سؤال سوم اينست که مسئولان سياسي محلي با توجه به حساسيت‌هائي که در منطقه وجود دارد و مي‌دانند در لايه‌هاي مختلف حکومت جمهوري آذربايجان عواملي از دشمنان منطقه‌اي و بين‌المللي ما نفوذ کرده‌اند و منتظر به دست آوردن بهانه‌اي براي تحريکات مورد نظر خود هستند، چرا بر اقدامات حساسيت‌برانگيز در حوزه مسئوليت خود کنترل ندارند؟ ممکن است مسئولان محلي توجيهاتي از قبيل عدم توانائي بر کنترل جريانات وابسته به بعضي نهادها و ارگان‌هاي خاص را مطرح و به اين بهانه خود را تبرئه کنند. چنين توجيهاتي بهيچوجه قابل پذيرش نيستند، زيرا مسئوليت تأمين کنترل سياسي، فرهنگي، امنيتي و اجتماعي هر استان برعهده مسئولان عالي آن استان است و تمام نهادها و ارگان‌ها بايد با آنها هماهنگ باشند. غير از اين هرچه باشد نشانه ضعف مسئولان عالي محلي است.
و سؤال چهارم اينکه سياست خارجي کشورمان در کجا و با نظارت چه کساني تدوين مي‌شود؟ آيا قرار است مداحان هرچه مي‌خواهند بگويند، به هرکس مي‌خواهند اهانت کنند و سياست‌هاي داخلي و خارجي کشور را آنها تعيين و تنظيم و ترسيم کنند؟ نام نظام سياسي اين کشور «جمهوري اسلامي ايران» است نه «جمهوري مداحان». چرا اجازه داده مي‌شود تعداد معدودي از مداحان خاص در سياست دخالت کنند و يک روز با پرخاش به شخصيت‌هاي داخلي و روز ديگر با تعرض به مسئولين کشورهاي ديگر بر کشور هزينه‌هاي گزاف تحميل کنند؟ مداحان در طول تاريخ همواره در خدمت معارف ديني بودند و به خاطر سلامت نفسي که داشتند عموم مردم ايران براي آنها احترام قائل بودند. هم‌اکنون نيز مداحان زيادي با همين ويژگي وجود دارند که البته در انزوا قرار دارند. نظام جمهوري اسلامي بايد با اتخاذ سياستي منطقي، به دخالت تعداد معدودي از مداحان که با ورود به سياست، هزينه‌هائي را بر کشور تحميل مي‌کنند و به اعتقادات ديني مردم نيز لطمه مي‌زنند، پايان بدهد.