سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی
بسمالله الرحمن الرحيم
⬅️ اينکه در روزهاي اخير مسئولان نظام جمهوري اسلامي با عبارات مختلف اعلام ميکنند تنگه هرمز براي عبور و مرور کشتيهاي کشورهاي مختلف باز است و فقط به کشورهائي که مرتکب تجاوز و خصومت با ايران شدهاند و ميشوند اجازه تردد از اين تنگه داده نميشود، سياست عاقلانهاي است.
مديريت ايران بر تنگه هرمز و اِعمال مقرراتي که با حقوق قانوني ما منطبق است و تمام کشورها ملزم به رعايت آن هستند، امري ضروري است. چنين مقرراتي را تمام کشورها ميپذيرند و اگر چند کشور متجاوز و جنگافروز به آن گردن نمينهند و يا با ممنوعيتهائي مواجه هستند، مشکلي است که خودشان به وجود آوردهاند و راهي غير از تحمل آن ندارند مگر آنکه دست از خصومت بردارند و تابع مقررات بينالمللي شوند.
ايران امروز با ايران قبل از جنگ تحميلي سوم کاملاً متفاوت است. قبل از اين جنگ تصور آمريکا و همدستان متجاوزش اين بود که با يک حمله برقآسا و به شهادت رساندن رهبر و تعدادي از فرماندهان نظامي و شخصيتهاي سياسي و ايجاد رعب و وحشت در جامعه با قتلعام دانشآموزان و مراکز حساس کشور ميتوانند ظرف چند روز ايران را وادار به تسليم کنند و به نتيجه دلخواه خود برسند. برخلاف تصور آنها اين جنگ 40روز ادامه يافت و ايران با چهرهاي قوي، تسليمناپذير و قدرتمند ظاهر شد بطوري که رئيسجمهور آمريکا چارهاي غير از توقف جنگ و درخواست آتشبس نداشت. ديديم که آتشبس نيز با اينکه قرار بود دو هفتهاي باشد در حال نزديک شدن به دو ماه است و مردم ايران باصلابت کامل در برابر تهديدهاي دشمن ايستادگي ميکنند و پرخروشتر از روزهاي اول جنگ در تمام صحنهها حاضرند. نيروهاي مسلح نيز آمادهتر از گذشته و قويتر از هميشه براي دفاع از کشور و رفع تجاوز دشمن دست به ماشه هستند. مسئولان نيز برخلاف جنجالهاي تبليغاتي و رسانههاي وابسته به بيگانگان بدون آنکه خم به ابرو بياورند در سنگرهاي خدمت به کشور حاضرند و به وظايف خود عمل ميکنند.
در هفتههاي گذشته و با استفاده از فرصت دوران آتشبس، دشمن تلاش زيادي براي درهم شکستن اراده مردم به عمل آورد و راههاي متعددي را پيمود ولي در نهايت با شکست مواجه شد. ايجاد تفرقه، مخالفت با مذاکره، وارد کردن فشار بر مسئولين براي برخوردهاي قهرآميز با همسايگان و بکار بردن ترفندهائي براي برافروختن آتش جنگ، ازجمله اين تلاشها بودند و اخيراً نغمه جديدي نسبت به کابلهاي زيردريائي تنگه هرمز به راه افتاده که پيداست از جنس داستانسرائيهاي دردسرساز است.
تفرقهافکني تا چند روزي بازارگرمي داشت ولي هوشياري عقلاي قوم آن را با شکست مواجه کرد. مخالفت با مذاکره متأسفانه بازار گرمتري پيدا کرد بطوري که بعضي از گردانندگان تجمعات شبانه تا مدتي آتش آن را شعلهور نگهداشتند و سرانجام آنهم با ورود بزرگترها به خاموشي گرائيد. در مقابل فشارها براي برخورد قهرآميز با همسايگان هم عقلاي قوم ايستادند. براي جلوگيري از برافروخته شدن آتش جنگ نيز صاحبان سخن و قلم و تحليل تلاش زيادي کردند. درباره تنگه هرمز اگر سياست تعامل با کشورهاي غيرمتخاصم بتواند بر سياست قهرآميز غلبه کند، قطعاً منافع زيادي نصيب ايران خواهد شد و آمريکا و همدستان منطقهاي او راه به جائي نخواهند برد. به سراغ کابلهاي زيردريائي رفتن و با استفاده ابزاري از آن، بر کشورهائي که دخالتي در جنگ و برخورد خصمانه با ما ندارند فشار وارد کردن ميتواند به اهرمي براي برانگيختن دشمني اين کشورها عليه ايران تبديل شود. ما ميتوانيم با خودداري از ورود به اين قبيل مسائل، توازن مثبت موجود را حفظ کنيم و به استفاده از موقعيت طبيعي و قانوني که در تنگه هرمز داريم ادامه بدهيم. ترامپ در جنگ عليه ايران، براي پيدا کردن حامي به دريوزگي افتاد ولي نتوانست حمايت هيچ کشوري را جلب کند. ما با اقدامات نامتعارف به او براي يارگيري کمک نکنيم و اين واقعيت را درک نمائيم که سياست عاقلانه، راهبرد موفقي براي پيروزي ما بر دشمن خواهد بود.