معنای وفاق ملی بایستی حکمرانی مناسب و بهبود وضعیت مردم بصورت همه جانبه باشد/تغییرات مدیریتی اگر صرفاً برای اعلام تغییر است ، کارگشا نیست ، تغییرات باید برای بهبود وضعیت حکمرانی مناسب ، بهبود وضعیت زندگی مردم و جامعه باشد
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام اعلام می کنم ، تغییرات مدیریتی بایستی روند عبور از وضعیت نامناسب موجود را به روند وضعیت مطلوب تبدیل کند تا از این تغییرات هم روش حکمرانی مناسب شود و هم وضعیت زندگی مردم شرافتمندانه گردد ، اگر فرآیند تغییرات مدیریتی همانند دهه های گذشته ،قرار است خروجی آن بدتر شدن وضعیت حکمرانی و وضعیت زندگی مردم را به همراه داشته باشد ، دور باطلی بیش نخواهد بود.
برای نمونه ،دولت سیزدهم آمد تغییرات مدیریتی را چنان گسترش داد که حتی آبدارچی ها را هم عوض کرد ، آیا در بهبود وضعیت حکمرانی و وضعیت زندگی مردم و جامعه تأثیر مثبت گذاشت ؟
یا دولت آقای روحانی با تغییراتی که داد ، مشکلات کشور و مردم کاهش پیدا کرد ؟
همچنین در دولت آقای احمدی نژاد که دست به تسویه حساب سیاسی زد و تمام منتقدان را خانه نشین کرد ، آیا توانست با تغییرات مدیریتی شرایط زندگی مردم و حکمرانی را مناسب کند ؟
می توان ادعا کرد بطور نسبی فقط در دولتهای آقای خاتمی مقداری آرامش در زندگی مردم از نظر اقتصادی ، سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی بوجود آمد که تا به امروز به برند حکمرانی در سالهای پس از انقلاب ۵۷ تبدیل شده است.
البته در دولت های سازندگی شادروان هاشمی رفسنجانی بدلیل ساماندهی کشور پس سالها جنگ پارامترهای خاصی وجود دارد که نمی توان خیلی آن را با دولت های دیگر مقایسه کرد ولی مشکلی که از دولت سازندگی برای دولت اصلاحات به ارث رسید ، پدیده زشت و اسفبار قتل های زنجیره روشنفکران و کنشگران سیاسی بود که هزینههای فراوانی را به جامعه تحمیل کرد.
حال با این سابقه ی بسیار طولانی در تغییرات بیحاصل و کم حاصل مدیریتی که دلایل نرم افزاری و سخت افزاری متعددی دارد ، اگر در شرایطی که دولت چهاردهم با نام « وفاق ملی » آمده ، اگر نخواهیم در این شرایط جدید آستانه ی تحمل همه ی کنشگران اصلاح طلب ، اصولگرا و میانهرو ها برای تحمل یکدیگر و رواداری بیشتر نسبت به همدیگر بالاتر از گذشته ی کم حاصل و کم بازده نشود و قرار باشد همچون دولت های سیزدهم بصورت حداکثری و دولت آقای روحانی بصورت نسبی و دولت آقای احمدی نژاد به شکل حداکثری و فله ای مدیران را تغییر داده بشوند حاصلی بدست نخواهد آمد و شکاف های موجود عمیق تر خواهد شد.
ضرورت دارد برای همگرایی بیشتر ، حداقل آن دسته از مدیرانی که براساس عملکرد ، هدف گذاری و برنامه ریزی اگر به ۵۰ درصد از اهداف شان رسیدهاند را حفظ کرده و پایین تر از این میزان عملکرد، مدیران را از ادامه ی مدیریت باز داشت.
این روش هم عقلایی است و هم می تواند در کاهش اختلافات و فاصله ها تاثیر گذار باشد.
اگر تحلیل و برداشت از «وفاق ملی » کاهش و در ادامه رفع مشکلات عدیده ی مردم باشد ، بایستی فداکاری برای همگرایی جامعه ی ایران را بلد باشیم .
صد البته تمام این مولفه های همگرایی شامل تندروهای تمامیت خواه و خود حق پندار و پایدارچی ها نمی شود.
مسئولان محترم ،مطالبات مردم را جدی بگیرید
علی ایحال ،در شرایط کنونی که جامعه با مسائل و مشکلات مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روبه روست، جدی گرفتن مطالبات مختلف صنفی و مدنی و سیاسی و همچنین دغدغه های معیشتی مردم با اهمیت تر از همیشه باید در دستور کار مسئوولان قرار بگیرد.
به نظر می رسد، معمولا مردم در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها بر اساس فرمول و تجربیات خود قضاوت می کنند، وقتی می بینند که مشکلات کمتر نشده و با نگاه کردن به صلاحیت و ظرفیت های مدیریتی کشور اعتماد خود به نظام اداری _ اجرایی و تصمیم سازی و تصمیم گیری را نیز از دست می دهند.
این نا امیدی که در صورت نداشتن برنامه و اراده ی جدی برای حل مشکلات مردم با بی اعتمادی کاهش سرمایه اجتماعی و بی میلی در مشارکت اجتماعی و چه بسا با اقدامات تند هم همراه می شود، زنگ خطری برای مسئوولان و سیاستگذاران کشور است که فراموش نکنند اگر چاره جویی های خود را بر مبنای سیاست های تریبونی ، تبلیغاتی و پروپاگاندایی غیر واقعی و غیر اساسی قرار داده اند، شدیدا در اشتباهند.
مردم احساس می کنند مسئوولان به جای چاره جویی عاقلانه برای مشکلات کشور، سرگرم دغدغه ها و اهداف سیاسی و جناحی خود هستند تا زمان انتخاباتی دیگر برسد و همین مردم که زخم بی اعتمادی در ذهن و باور آنها نشسته است، بار دیگر مطالبات و زندگی شان ورد زبان مسئوولان فعلی و بعدی شود و پس از آن به جای رفع گرفتاری هایشان به تحمل وعده های دور و دراز دعوت شوند که ما برای مشکلات کشور برنامه داریم و جامعه اگر همراهی ( بخوانید تحمل) کند از این مشکلات هم عبور می کنیم.
جامعه و مردم تحمل می کند همانطور که تاکنون کرده است، اما دعوت به تحمل، زمانی اثر بخش است که صداقت و توانایی گویندگان آن برای مردم قابل باور باشد.
باور نکردن مردم و کاهش اعتماد مردم با شیب تندتر، از نقشه های دشمنان خارجی برای زمین گیر کردن ایران، خطرناک تر و مهلک تر است و البته راه حل بر طرف کردن این بی اعتمادی ها خیلی هم پیچیده نیست.
ارتباط مستمر، صادقانه و نزدیک مسئوولان با مردم، پایین آمدن از پشت تریبون ها و میزهای مصاحبه و ورود به عرصه ی عمل و میدان بر اساس قانون و تلاش صادقانه نه تبلیغاتی و بدون رانت جویی و رانت خواهی و برنامه ریزی واقعی و مبارزه ساختارمند و اساسی با فساد در نظام اداری و مدیریتی کشور با اصلاح قوانین ، رویه ها و مقررات و بستر سازی اساسی، ترمیم ارتباط اقتصادی و مالی کشور با اقتصاد جهانی ، تلاش برای تنش زدایی در سیاست خارجی و…می تواند اعتماد از دست رفته و یا صدمه خورده را بازگرداند و مردم را به این باور برساند که مسئوولان نه فقط در آمار و ارقام بلکه با گوشت و پوست خود مشکلاتشان را لمس می کنند و خواب از چشمان آنها گرفته شده تا حداقل بخش کوچکی از گرفتاری های آنها را حل کنند.
در بحث مبارزه با فساد، مساله خیلی جدی تر است. چون ریشه تمام گرفتاریهای کنونی ایران زمین، منهای توطئه های دشمنان خارجی، بحث وجود فساد در بخشهای مختلف است که جمهوری اسلامی را در آزمونی بسیار سخت و دشوار و تاریخی قرار داده است و ضرورت دارد تا تمامی مسئولان بطور واقعی برای برون رفت از این معضل ویرانگر، دست به اقدامات فوق العاده اساسی بزنند تا بیش از این دیرتر نشود.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0