بایستی نظمی نوین بدون دخالت بیگانگان برای حوزه ی خلیج فارس توسط ایران و کشورهای این حوزه تدوین شود
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که به گواهی تاریخ تاکنون هیچ بیگانهای نتوانسته است مادام العمر در سرزمینی که به آن تعلق ندارد ، بماند.
حال یا مجبور است به حکم جبر از آن سرزمین اخراج شود و یا در اثر دادن امتیازات گسترده که در واقع همان خروج اجباری است، باید بیرون برود.
این قاعده در مورد نیروهای آمریکایی مستقر در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز صدق میکند.
ایرانیان و اعراب ساکن منطقه مهم خلیج فارس و دریای عمان بایستی بتوانند با اعمال جدی راهبرد تنش زدایی ،همزیستی مسالمتآمیز و حسن همجواری برای تأمین منافع ملی همدیگر در کنار هم با توجه به مشترکات بسیار فراوان در تمام حوزهها زندگی کنند و به پیشرفت و توسعه دست یابند.
تمام کشورهای منطقه خلیج فارس اعم از ایران و عربستان سعودی ، قطر، عمان، کویت ، بحرین، عراق و امارات بایستی با لحاظ منافع ملی خود و همچنین منافع ملی همسایگان در یک بازی برد ـ برد دوستانه شریک یکدیگر در تمام زمینه ها باشند تا بیگانگان برای آنان تعیین تکلیف نکنند.
و اما ساختن امنیت توسط تمام کشورهای منطقه خلیج فارس و دریای عمان ، نه خریدن امنیت از آمریکا و اروپا
جنگ آمریکا علیه ایران، تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان را در شرایط بسیار دشواری قرار داده است
نیروهای آمریکایی که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میزبان آنها هستند، به دلیلی اصلی این نزاع تبدیل شدهاند که زیر ساخت ها ،هتلها و تأسیسات انرژی آنها هدف حملات ایران قرار میگیرد.
اگرچه به نظر می رسد که توان نظامی ایران کمی ضعیف شده است، اما ایران همچنان میتواند به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با شدت بالا حمله کند و کنترل تنگه هرمز را هم در دست داشته باشد این موضوع واقعیتی انکارناپذیر است.
در ضمن دونالد ترامپ, رئیس جمهور دروغگو و خودشیفته آمریکا، هم ممکن است هر توافقی را با نام «پیروزی» بپذیرد و هم ممکن است جنگی تازه راه بیندازد. در هر صورت، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بسیار ضربات کمرشکنی خواهند خورد.
به گواهی تاریخ ،به حمایت بیگانگان نمی توان دل بست
تاریخ نشان داده که نمیتوان به حمایت خارجیها اعتماد کرد
کشور بریتانیا در سال ۱۹۲۲، دو سوم خاک کویت را به دیگران واگذار کرد.
در سال ۱۹۷۱ هم وقتی از خلیج فارس خارج شد، ایران مالک سه جزیره ای که متعلق به هیچ کشوری براساس قوانین سازمان ملل متحد و بینالمللی نبود را تصرف کند.( ادعای امارات متحده عربی به لحاظ حقوق بینالملل در مورد سه جزیره خلیج فارس صحت ندارد. چون تا آن کشوری بنام امارات متحده عربی در نقشه جهان وجود خارجی نداشت، درست یک هفته پس از تصرف این جزایر توسط ایران ، کشور امارات در سازمان ملل متحد به عنوان یک کشور مستقل پذیرفته شد.)
آمریکا هم در سال ۱۹۷۹، هنگام وقوع انقلاب ایران، هیچ کاری نکرد.
در جریان انقلابات بهار عربی، آمریکا از متحدان خود در بحرین و مصر حمایت نکرد.
همچنین در سال ۲۰۱۹، پس از حمله به تأسیسات نفتی عربستان (ابقیق)، واکنش جدی نشان نداد. در سال ۲۰۲۵، قطر (یکی از متحدان نزدیک آمریکا) هم از سوی ایران و هم از سوی اسرائیل بمباران شد.
تنها استثنا، آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ بود، با کمال تأسف رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بیش از حد به آن تکیه کردهاند. آمریکا در آن زمان به خاطر حفظ و تأمین منافع خودش وارد جنگ شد نه تأمین منافع اعراب و این موضوع دلیلی بر حمایت همیشگی آمریکا از اعراب نیست و نخواهد بود، چون بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری ترامپ و بر سر کار آمدن دموکرات ها، وضعیت به شکل دیگری خواهد شد.
وابستگی اعراب حاشیه خلیج فارس به بیگانگان پاشنه آشیل آنان است
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قابلیتهای نظامی بنیادی را در داخل خود نساختهاند.
با وجود وابستگی شدید به صادرات دریایی و مدیریت ایران بر تنگه هرمز، این کشورها هیچگاه مقابله توان در سطح جدی را با ایران در داخل خودشان توسعه ندادند و با کمال تأسف این وظیفه را کاملاً به بریتانیا و آمریکا واگذار کردند.
نه بریتانیا و نه آمریکا خواهد توانست بصورت تمام عیار از آنان در مقابل ایران حمایت صددرصدی بکند ، چون قابلیت های نظامی ایران هم بریتانیا و هم آمریکا را به چالش جدی کشیده است.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بایستی بدانند که دخالت آمریکا و احتمالاً بریتانیا در امور منطقه خلیج فارس نه بخاطر تأمین منافع کشور های منطقه است بلکه ، آنان هر تصمیمی بگیرند صرفاً در چارچوب منافع استعماری و امپریالیستی آمریکا و سایر ممالک استعمارگر می باشد.
همه بایستی به پایان قطعی جنگ آمریکا علیه ایران از طریق دیپلماتیک تمرکز کنند ، نه جنگ افروزی
راه حل های دیپلماتیک مورد نظر و پیشنهادی برای کاهش مخاصمات و پایان قطعی جنگ کنونی عبارتند از:
خروج تدریجی آمریکا از کشورهای منطقه در ازای گرفتن و دادن امتیازات به ایران، در ضمن
آمریکا نیز تمام تحریم ها علیه ایران را لغو ، اموال توقیف شده ایران را مسترد دارد و قراداد تضمین کنندهی پایان قطعی با تضمین کنندگان واجد شرایط منعقد شود.
همچنین دولت آمریکا در یک بازه زمانی دو تا پنج ساله ، نیروهای خود را از پایگاههای کلیدی در قطر، بحرین، امارات، کویت و عربستان خارج کند و تامین امنیت منطقه خلیج فارس را به کشورهای این منطقه بسپارد.
در مقابل، ایران نیز برخی محدودیتهای منطقی ، قانونی و پادمانی هستهای را بپذیرد و به سمت عادی سازی روابط با همسایگان عرب و در سطح بینالمللی حرکت کند.
فقط چنین توافقی میتواند توافق مناسب برای منطقه خلیج فارس باشد؛ یعنی آغاز نظمی نوین که در آن کشورهای منطقه خودشان تعیین کننده سرنوشت خود باشند .
ــ صاحب نظران معتقدند این نوع توافق به نفع همه است
آمریکا و ایران میتوانند بدون تحقیر و حاشیه یک «پیروزی دیپلماتیک با همان بازی برد ـ برد» را به نام خودشان ثبت کنند.
همچنین ایران نیز به آرزوی ۴۰ ساله خود یعنی خروج آمریکا از منطقه میرسد و همچنین از فشار اقتصادی تحریمها رهایی می یابد و می تواند اقتصاد تحت فشار و دارای مشکلات دیوف خود را ساماندهی کند که چیزی مهمتر از هر پیروزی نظامی به شمار می آید .
در واقع هر دو کشور ایران و آمریکا به شرایط برد ـ برد در این جنگ می رسند.
در ضمن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم از این مخمصه که به خاطر میزبانی از پایگاههای آمریکا، هدف حمله ایران قرار میگیرند، نجات پیدا میکنند و به جای «توهم حفاظت خارجی»، امنیت واقعی را در داخل منطقه با مشارکت تمام کشورهای منطقه خلیج فارس می توانند بسازند.
علی ایحال ،واقعیت های تاریخی این را گواهی میدهد ، بالاخره آمریکا روزی از منطقه خارج خواهد شد.
سوال این است که آیا کشورهای منطقه خلیج فارس شرایط آن خروج را خود تعیین میکنند یا دیگران برایشان تعیین میکنند؟!.