برای ایران سرافراز و احترام به سرزمینِی که زخم های بیگانگان در تاریخ کم آزارش نداده است
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم بخشی از این شعر عزیز و عظیم را در رسای « ایران جان» یاد آوری کنم.
در روح و جان من ،
می مانی ای وطن
به زیر پا فتد آن دلی
که بهر تو نلرزد!
شرح این عاشقی
ننشیند در سخن ،
که بهر عشق والای تو
همه جهان نیارزد…..
برای تمام هموطنان گرامی که جان عزیز شأن آماج بمب ها و موشک های آمریکایی و اسرائیلی شد
در پهنهی هولانگیزِ معرکهی جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ،آنگاه که آسمان در سیاهیِ دود و آتش فرو میرود و زمین از خونِ بیگناهان رنگِ جراحت و ملال میپذیرد، حقوق بینالملل بشردوستانه نه مجموعهای از قواعد خشک و صامت، بلکه تبلورِ عقلِ فطریِ بشر، ظهورِ وجدانِ اخلاقیِ جهانشمول، و یادآورِ حرمتِ خلقتِ انسانی در میانهی غوغای قهر و ویرانی است.
این حقوق، همان خطّ باریک اما مقدّسی است که میانِ سقوط به ورطهی جنایات عریان و پایداری در جادّهی انسانیت کشیده شده است.
در فلسفهی اخلاقِ خردورزانهی مغربزمین، بهویژه در منظومهی فیلسوف و دانشمند فرزانه امانوئل کانت، انسان «غایتِ فینفسه» است؛ موجودی که شأنِ وجودیاش هرگز نباید به ابزارِ منافعِ سیاسی یا شهوتِ سلطهگری فروکاسته شود.
از اینرو تعرض به غیرنظامیان، شکنجهی اسیران، تحقیر شخصیت انسانی، و تخریبِ عمدیِ زیستبومهای انسانی، هتکِ آشکارِ کرامتِ ذاتیِ بشر است و همزمان تخطّی از بنیادهای اخلاقیِ ، انسانی و عقلِ سلیم .
اما در افقِ حکمتِ مشرقزمین، این معنا حتی مرتبهای والاتر مییابد؛ چرا که انسان در این جهانبینی، آینهدارِ و همه کاره است. جانِ آدمی، حریمِ مقدس است و آسیبرساندن به آن، نه تنها ستمی بر یک فرد، بلکه خلل در نظمِ جهان است.
علما و صاحب نظران معتقدند حراست و حفاظت از جان و زندگی انسانها ، تنها یک حکم اخلاقی نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتی هستیشناختی است.
نابودی یک جان، ویرانیِ جهانی است و احیای یک جان، احیای جهانی دیگر.
از منظر اصول انسانی و حقوق بشر بینالمللی که در میان تمام اقوام و ملل مورد احترام قرار گرفته است و دلالت دارند که حتی در شدیدترین شرایطِ خصومت، ضرر نباید بیش از حد ضرورت باشد.
جنگ، اگرچه گاه ناگزیر، اما هرگز مجاز نیست به ورطهی «جنونِ و جنایت علیه بشریت» سقوط کند.
حقوق بینالملل بشردوستانه همچون مهاری است بر طغیانِ خشونت ،تذکری اخلاقی که یادآور میشود دشمن نیز، علیرغم سلاح و خصومت، شایستهی پاسداشتِ حداقلی از حرمت انسانی است.
نواختن احترام بر اسیر، مداوای مجروح دشمن، پناهدادن به بیپناه، و نانرساندن به درمانده، نماد ضعف و عجز نیست؛ بلکه نشانهی عزّتِ اخلاقی و بلوغ تمدّنیِ یک قوم است.
جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ،جنگِی بیقانون، «بربریتِ رهاشده» است ، چون در آن هیچ معیار انسانی از طرف آمریکا و رژیم اسرائیل رعایت نشده است.
این جنگِ تحمیلی مقیّد به اصول اخلاقی اولیه و دفاعِ مشروع نبوده است.
رعایت حقوق انسانها در جنگ ، ضرورتی انکارناپذیر
از اینرو رعایتِ کنوانسیونهای چهارگانهی ژنو، پروتکلهای الحاقی و قواعد عرفیِ بشردوستانه، نه صرفاً اطاعت از متون حقوقی، بلکه پاسداشتِ «عقلِ عمومی» و تجلّیِ «وجدانِ بیدار بشر» است. این اصول، پلیاند میان «حقوق انسانی» و «عقلانیت انسانی»؛ گواهی بر اینکه حتی زیر آوار آتش و آهن، نباید چراغ لرزانِ انسانیت را فرو گذاشت. پیروزی راستین در جنگ، نه در ویرانی شهرها، که در زنده نگاهداشتنِ حرمت آدمی است؛ چرا که پس از فرونشستنِ غبار جنگ ها ، آنچه میماند نه شکوه گذرای سپاهیان، بلکه حیثیت انسان است.
علی ایحال ،حقوق بینالملل بشردوستانه
مجسّمکنندهی «تکریم و حرمت انسانیت» است؛ حلقهی اتصال میان «اتیکِ فلسفیِ غرب» و «عرفانِ شرق».
رعایت این اصول، نشانهی بلوغ اخلاقیِ جوامع و ضامن آن است که بشر پس از فروکشکردنِ طوفان جنگ، بتواند با وجدانی آسوده و سری برافراشته، گام در مسیر آبادانیِ نهد و چنین است که حقیقتاً «انسانیت»، برترین صفت و «کرامت انسانی»، شریفترین امانت مشترکِ تمام فرزندان خاک است.