هم آدمهايشان را ميفرستند و هم آب را به روي ما ميبندند!
غلامرضا بني اسدي ⬅️ قبلا از غريبهها ميپرسيديم، از کدام شهري اما الان اول بايد بپرسيم از کدام کشوري؟ اگر ايراني بود آن وقت نوبت به پرسش از نام شهر ميرسد. اين را نه از زبان مردي موي سفيد کرده که از زبان نوجواني 15 ساله شنيدم. او از پُرشمار دانشآموزان اتباع ميگفت. از […]
غلامرضا بني اسدي
⬅️ قبلا از غريبهها ميپرسيديم، از کدام شهري اما الان اول بايد بپرسيم از کدام کشوري؟ اگر ايراني بود آن وقت نوبت به پرسش از نام شهر ميرسد.
اين را نه از زبان مردي موي سفيد کرده که از زبان نوجواني 15 ساله شنيدم. او از پُرشمار دانشآموزان اتباع ميگفت. از جمعيتي که قريب به اتفاق شان از همسايه شرقي، پا به اين سوي مرز گذاشتهاند. از مرز که رد شوند تا منتها اليه خاک ايران هم که بروند کسي- انگار- احوال شان را نميپرسد. در دولتِ سابق هم که گويا، مرزي وجود نداشته است چون هرچه خواستند آمدهاند. آنان که در خاک خود ماندهاند نخواستهاند که بيايند! خوش بينانه هم که آمارها را بخوانيم، يک به ده جمعيت کشور شدهاند ميهمان. آن هم از نوع خوانده و ناخوانده اش. رقمهايي که براي يارانه پنهان گفته ميشود براي يک گام بلند در بازسازي اقتصاد کشور کافي است. اما بيآنکه نمايي داشته باشد، به جان ميهمانان مينشيند. کساني که وقتي قانوني بدرقه بشوند، همه سفره را انکار ميکنند! آنچه بيشتر از همه سفره- در اين روزهاي خشکسالي- به چشم ميآيد، مسئله آب است. آب! همان که حق آبهاش را از همسايه طلبکاريم اما نميدهد.
از آن روزي که مرحوم شهيد رئيسي، بر اين حق تصريح کرد، فراوان ميگذرد اما مشکل حل نشد. فقط کليپهايي دريافت کرديم از طعنه و کنايه آنان با دبههاي زرد. رنگي که گفته ميشود نشان انتحار است. حالا هم دومين رودخانه را از مدار خارج ميکنند تا تشنگي سيستان و بلوچستان به خراسان رضوي هم برسد. براساس اخبار، هريرود که پس از گذر از افغانستان به مرز ايران ميرسد، منبع اصلي تامين آب شرب بيش از 2 ميليون ايراني ساکن استان خراسان رضوي است اماحالا خبر ميرسد که طالبان، جايي حوالي هرات بر روي يکي از سرشاخههاي هريرود سدي به نام پاشدان ساخته و آن را آبگيري کرده است. ديگر گزارشها از طرح ساخت 10 سد ديگر هم در اين کشور حکايت دارد. اين يعني عطش دنبالهدار در ايران. يعني بيانصافي در حق همسايهاي که جوانمردي را به اوج رسانده است. اگر ميزان آب مصرفي مهاجران را حساب کنيم چندين و چند برابر حق آبههايي خواهد شد که “نداده اند”! ما زمستان سخت و به شدت کم باراني را طي ميکنيم. اين يعني تابستاني خشک و عطش زده خواهيم داشت. همسايههاي هم در بحث آب، دشمني را به نهايت ميرسانند. اگر زودتر تدبير نکنيم، اميد به روزهاي آبي کمتر هم خواهد شد.
من با دانشجويي موافقم که نوشته بود “من در جايگاه يک شهروند عادي، با مهاجران برخوردي توام با احترام دارم اما اگر دولتمرد و تصميم گير بودم حتما سياست کاهش تعداد مهاجران را پيگيري و اجرايي ميکردم.” چون چشم بستن بر اين، کاهش توان ما را به دنبال خواهد داشت. به مباحث سياسي- امنيتي نميپردازم که مسئولان بهتر و بيشتر از ما ميدانند. ازسويههاي عوارض اجتماعي اين مهاجرت سيل آسا هم در ميگذريم. اگر فقط مسئله آب مطرح باشد، پاسخ آن تدبير براي بازگردادند سريع مهاجران را اقتضا ميکند. همين!


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0