پاسخ های شفاف رئیس جمهور پزشکیان ضرورت دارد
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__در دوران انتخابات ریاست جمهوری دوره ی چهاردهم دکتر مسعود پزشکیان ، یکی از نامزدهای انتخابات بود و با توجه به رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان و بخش کوچکی از اصولگرایان و همچنین نامزد های دگر اندیش و مستقل ، با دخالت دلسوزان ملک و ملت تأیید صلاحیت شد.صد البته در انتخابات مجلس دوازدهم راه برای حضور دکتر پزشکیان با توصیه رهبری باز شده بود.
بالاخره با حضور ناپلئونی مردم یعنی نزدیک به ۵۰ درصد از کل واجدین شرایط و با سلام و صلوات و خواهش و تمنا تقریباً قریب نیمی از واجدین شرایط در انتخابات دوره ی چهاردهم ریاست جمهوری شرکت کردند که با این کم استقبالی باز هم نامزد مورد حمایت بخشی از اصلاح طلبان ، میانهرو ها و اعتدال گرایان یعنی مسعود پزشکیان ،بر نمایندهی تمام اصولگرایان اعم از تندرو و کندرو با نامزدی سعید جلیلی پیروز شد.
البته به نظر می رسد ، تندروها و بویژه گروه پایداری هنوز بعد از گذشت بیش از یکسال این واقعیت را قبول نکردهاند و با دولت در سایه در حال ایجاد چالش های مختلف برای دولت قانونی چهاردهم و هزار گاهی از حربه استیضاح و تصویب برخی لوایح و طرح ها هستند.
آیا وعدههای انتخاباتی دکتر پزشکیان فراموش شده است ؟
یکی از وعدههای انتخاباتی آقای پزشکیان این بود که کوشش و اقدامات موثر برای رفع و یا کاهش تحریمها خواهد کرد .
در حال حاضر بیش از یک سال است که از روی کار آمدن دولت چهاردهم گذشته است ، نهتنها موضوع تحریمها حل نشده، بلکه «اسنپ بک» یا مکانیسم ماشه ،هم اجرایی گردیدهاست.
پرسش اساسی این است که تمام دست اندرکاران باید توضیح دهند ،چرا چنین شده است؟
می توان گفت ، که
طرف مقابل علاقهای به حل این مسئله نداشت.
در ضمن اتفاقات پیشبینی نشده و خارج از اراده پیش آمد و مانع از حل مسئله شد.
همچنین شاید دولت و مشخصاً وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی کشور هیچ ایده و طرح روشنی برای حل این مسئله نداشتند. یا طرح آنها تکراری و غیرقابل پذیرش از جانب طرف مقابل بود.
شاید هم طرح داشتند ولی مجریان در اجرای آن ناتوان بودند، و بالاخره شاید؛ نتوانستید توافقی و هماهنگی درون سیستمی پیرامون حل این موضوع ایجاد کنید.
جناب آقای دکتر پزشکیان ، رئیس جمهور محترم ؛
در حال حاضر دو پرسش اساسی و مهم پیش روی شماست که ضرورت دارد تا به افکار عمومی پاسخ داده شود.
اولین پرسش این است که کدامیک از حالات مطرح شده در این مطلب موجب عدم تحقق وعده ی شما شده است؟. باید در این موارد توضیح کافی و قانعکننده داده شود.
آنچه که ما بهعنوان ناظر بیرونی میدیدیم، این بود که هیچ ایده روشنی که طرف مقابل را در موضع دفاعی و توافقی قرار دهد وجود نداشت. اگر قرار بود که حرفهای دولت قبلی زده شود که آنان خودشان میتوانستند مسائل را حل کنند، که نتوانستند!.
ما حتی در ادبیات رسمی هم تغییری ندیدیم. در برخی از مقاطع، سخنان جنابعالی، به گونهای بود که گویی کارها فقط دست آقای عراقچی و بیرون از دولت است.
مهمترین مسئله این است که اگر در این مورد ایدهای سازنده و موثر نداشتید و یا قادر نبودید که پیرامون آن توافق درون ساختاری ایجاد کنید، چگونه انتظار داشتید که بقیه مسائل کشور را حل کنید؟
تحلیل دولت از ماهیت و اهمیت مسئله تحریمها چه بود؟
اساساً شما خودتان موافق یا مخالف این سیاستها بودید؟ اگر موافق بودید که این سیاستها با رویکردهای قبلی شما انطباق لازم را ندارد و اگر مخالف بودید چرا اقدامی برای اصلاح آنها نکردید؟
از اینجا به پرسش دوم میپردازیم که شاید مهمتر باشد. حالا که به هر دلیلی این وعده محقق نشده و حتی به عقب هم برگشته است، چه کار خواهید کرد؟
آیا باز هممنتظر باید نشست که دیگران تصمیم بگیرند که چه اقدامی در برابر ایران انجام دهند؟
اتفاق اخیر تغییر مهمی است چه تاثیری بر رویکردها و برنامههای دولت خواهد گذاشت؟
اصولاً از حالا به بعد منتظر چه تحولاتی هستید؟
آیا مذاکره خواهید کرد؟
آیا منتظر جنگ هستید؟
اگر جنگ شود برنامه شما چیست؟
اگر نشود چکار خواهید کرد؟ مواضع ایجابی دولت و حکومت در امور داخلی و خارجی چیست؟
آیا آینده مطلوبی را متصور میبینید؟
پرسش مهم دیگر آیا هیچگاه از سوی گروههای کارشناسی و مشاورهای دولت و شعام، پیش و پس از جنگ تحمیلی اخیر ۱۲ روزه این پیشنهاد داده نشد که خودمان بهصورت داوطلبانه و برای مدتی معین تصمیم دیگری اتخاذ کنیم تا امکان یافتن راهحلی فراگیر فراهم شود؟
بعید میدانیم که این پیشنهاد نشده باشد. در این صورت، دلایل رد آن چه بوده است؟ اکنون که آن گزینه هم تضعیف و بیاهمیت شده است. در این زمینه، سخن و پرسش فراوان است بهموقع طرح خواهد شد. فعلاً همینها پاسخ داده شود، راضی هستیم.
تندرو ها تا چه زمانی بایستی کشور را در بحران نگهدارند ؟
تندروها که براساس انتخابات مختلف برگزار شده ، در اقلیت محض نسبت به سایر گرایش های سیاسی اعم اصلاح طلبان میانهرو ها و… قرار دارند، تا چه زمانی بایستی کشور را در بحران نگهدارند ؟!
آیا ارادهای برای محدود کردن خرابکاری های این اقلیت که در بهترین حالت حدود ۱۵ درصد جمعیت کشور را شامل می شود ، وجود ندارد.تمام قطعنامههای تحریمی سازمان ملل متحد در دوره ی ترکتازی تندروها و دولت آقای احمدی نژاد بر کشور تحمیل شده است و تمام تحریم محصول سیاست های تندروانه و ضد منافع ملی اصولگرایان تندرو و پایداری است ، آیا نباید این گروه اقلیت پاسخگوی اعمالی باشند که زندگی شرافتمندانه و معیشت اکثریت ایرانیان را نشانه رفته است ؟!.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0