نگاهی به توصیه های برخی تندروها و برخی امامان جمعه در دولت های آقایان احمدی‌نژاد و مرحوم رئیسی؛

چرا برخی مدعیان دیگر به مردم توصیه نمی کنند که اشکنه بخورند؟!؟!/چرا برخی تندروها در دولت های آقایان روحانی و پزشکیان به فکر مطالبات برحق مردم افتاده اند؟!؟!

رفتارهای یک و چند هوا ، مانند سمی مهلک برای تمامیت ارضی ایران است

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__دولت دوم روحانی بنا به هزاران دلیل و از جمله خروج یک جانبه آمریکا از برجام و فشار های اقتصادی و…ناشی از آن کشور در شرایطی قرار گرفت که نمره قبولی نمی‌گیرد.
همه مشکلات اعم از تحریم، ترامپ، کرونا و … را قبول داریم اما باید بپذیریم که دولت دوم آقای روحانی در تمام آن مراحل تقریباً در موقعیت انفعال قرار داشت و نتوانست از شوک خروج آمریکا از برجام خارج شود. برخلاف رییس جمهور روحانی که اعتقاد داشت به وعده‌هایش عمل کرده است، معتقدم که بسیار از شعارهای انتخاباتی او هنوز روی زمین ماند و اجرایی نشد و حتی آقای روحانی به سمت‌شان هم نرفت، چه برسد به اینکه به آنها عمل کرده باشد
در آن میان اما برخورد مخالفان دولت روحانی، با شرایط کشور بسیار جالب بود.
به طور مثال آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد در یکی از خطبه‌های نماز جمعه این شهر گفته بود:
« متأسفانه شاهدیم که هر سال شب عید قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند و مردم از وضعیت حداقلی نیز برخوردار نیستند و در این آغاز سال جدید در برابر زن و فرزند خود احساس سرافکندگی می‌کنند.»

این حرف آقای علم‌الهدی کاملا درست بود. متاسفانه وضعیت معیشتی مردم به شدت وخیم بود و بسیاری از سرپرستان خانواده‌ها نمی‌دانستند ماه را چگونه به آخر برسانند.
اما همین امام جمعه مشهد در زمان آقای احمدی‌نژاد و آقای رئیسی که وضع زندگی مردم تفاوت چندانی با امروز نداشت توصیه‌ی جالبی به مردم کرده بود.
حضرت آیت‌الله در سال ۱۳۹۱ از همین تریبون که آقای روحانی و هم اکنون آقای پزشکیان را آماج حملات خود قرار می‌دهد، فرموده بودند:
« اگر مرغ در دسترس نيست آن را با يك ماده پروتئيني ديگر جايگزين كنيد. مشهدي‌ها ،مگر اشكنه پياز داغ را يادتان رفته و آن زندگي را فراموش كرده‌ايد؛ مگر قرار است برنامه همان باشد كه قبلاً ‌بوده است.»
این سخنان نشان می‌دهد که اگر دوستان و همفکران آقایان تندرو سر کار باشند، می‌شوند شرایط اقتصادی را تحمل کرد و اشکنه خورد، اما اگر مخالفان تندروها یعنی میانه‌رو ها و اصلاح طلبان قدرت اجرایی را در دست داشته باشند، باید از وضع مردم شکایت کرد و فریاد سر داد که واسلاما که مردم مرغ ندارند که بخورند؟!؟!.
جالب است همه آنهایی که این روزها از عزت در سیاست خارجی حرف می‌زنند و می‌گویند در دولت های آقای روحانی و هم اکنون دولت آقای پزشکیان ،عزت کشور را زیر پا گذاشته اند، وقتی که در دولت آقای احمدی نژاد ،سعید جلیلی به ترکیه رفته بود تا با اردوغان دیدار کند و نخست وزیر آن روز ترکیه حاضر نشد به استقبال او بیاید و دبیر شورای عالی امنیت ملی چند لحظه‌ای جلوی در ایستاد تا بالاخره با پیام‌های ارسالی وارد ساختمان شد بدون اینکه هیچ استقبال رسمی از او صورت بگیرد، سکوت کرده بودند؟!؟!.

اگر همین اتفاق برای معاونِ،معاون وزارت خارجه دولت آقای روحانی و یا دولت آقای پزشکیان اتفاق می‌افتاد و بیفتد، تندروها و کفن پوشان گوش بفرمان آنان به خیابان می‌آمدند و می آیند و فریاد سر داده و می‌دهند که چه نشسته‌اید که عزت کشور به تاراج رفت.

متاسفانه سیاسی‌بازی توسط تندروها و پایداری ها،سکه رایج این روزهای ایران شده است و شک نکیند همه آنهایی که امروز در مجلس مذاکره را دام شیطان برای ایران می‌دانند بعد از انتخابات همفکرانشان و یا پیروزی یکی از خودشان، آغوش‌شان را برای مذاکره باز می‌کنند، چون خوب ‌می‌دانند بدون دوستی و رابطه با جهان نمی‌شود، به ثبات اقتصادی رسید و زندگی شرافتمندانه برای مردم ایران فراهم کرد.
از نظر آنها مذاکره خوب است اما اگر یک اصول‌گرا از جنس خودشان آن را انجام دهد و لاغیر.

این تناقضات و رفتار پارادوکسیکال توسط تندروها و برخی تصمیم سازان و تصمیم گیران در طی سنوات گذشته تا به امروز ، خسارت های جبران‌ناپذیری بر کشور در همه‌ی ابعاد اقتصادی ، سیاسی ،فرهنگی، زیست محیطی و… تحمیل کرده است و اگر در اندک فرصت باقی مانده ، اقدامات اساسی و استاندارد در تمام ابعاد صورت نگیرد ، به نظر می‌رسد که دیگر نتوان کاری برای ساماندهی امور کشور انجام داد.