یک قدم مانده به اپیدمی فقر گسترده فقر در جامعه

در دید و بازدیدهای نوروزی سال ۱۴۰۴، و در میان تبریک های حضوری یا تلفنی سال نو، یک گزاره بطور مداوم تکرار می‌شد: « گرانی، تورم، فساد، و فقرو….؛ سبب حذف بسیاری از اجزای زندگی معمولی مردم شده است ». مایه‌ی شرمساری و درد و اندوه است که فقر چشمگیری میان انبوهی از ایرانیان به […]

در دید و بازدیدهای نوروزی سال ۱۴۰۴، و در میان تبریک های حضوری یا تلفنی سال نو، یک گزاره بطور مداوم تکرار می‌شد:
« گرانی، تورم، فساد، و فقرو….؛ سبب حذف بسیاری از اجزای زندگی معمولی مردم شده است ».

مایه‌ی شرمساری و درد و اندوه است که فقر چشمگیری میان انبوهی از ایرانیان به صورت یک همه‌گیری آشکار و بحرانی خود را نشان داده و در سال جدید به نظر می رسد بیشتر خود را نشان خواهد داد.
این موضوع یعنی گسترش فقر مطلق ، افزایش تورم، بیکاری، گرانی ها و…نشان از شکست برخی سیاست ها برای متولیان نظام حکمرانی،
و درد و اندوه برای مردمانی که سالهاست در وضعیت جنگی و بحران‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، زندگی می‌کنند و اکنون این نابسامانی و آشفتگی به اوج خود رسیده و در ورود به بهار و شکفتگی طبیعت و نو شدن سال، گویی در حال استقبال از فقر و نداری و گرفتاری و رنج بسیار هستند.
استقبالی البته ناخواسته و تحمیلی ، بجای رفاه و آسایش و آرامش و امنیت!

 

باور کنیم ما در یک قدمی اپیدمی فقر ویرانگر و گسترده هستیم!

 

کافی است خود یا یکی از اعضای خانواده مان، بیمار شده و به خدمات جدی و اساسی دارو و درمان نیاز داشته باشیم!

کافی است عضوی تازه متولد شود، یا کسی از خانواده از دنیا برود!

کافی است عضوی از خانواده بخواهد ازدواج کند حتی بدون هیچ مراسم و جشن و برنامه‌ای برای مشارکت شادی با بستگان و دوستان!

کافی است یکی از وسایل منزل مان خراب شده و دیگر قابل استفاده نباشد، مانند یخچال، لباسشویی، جاروبرقی، بخاری، کولر، تلویزیون و وسایل ارتباطی مثل گوشی موبایل یا کامپیوتر!

کافی است خودرو ما( اگر صاحب خودرو هستیم) خراب و نیاز به تعمیر داشته باشد!

کافی است قرار باشد بستگان یا دوستانی در حد چند نفر از شهری دیگر مهمان خانه ما شوند!

کافی است بخشی از خانه اشکال و ایرادی پیدا کند که نیاز به تعمیر داشته باشد مانند لوله کشی با سیم کشی!

این شرایط بهیچ روی عادی نیست و شبیه وضعیت افرادی است که بصورت پناهنده یا مهاجر غیرقانونی به کشوری وارد شده‌اند واز زندگی عادی و معمولی شهروندی، محروم هستند!
حال همه‌ی این شرایط اسف‌بار را برای گروه‌های خاص جامعه تصور کنیم، اوضاع بسیار بغرنج‌تر و دهشتناک تر است…
خانواده‌هایی که اعضای معلول یا بیمارانی با شرایط خاص دارند،
کارگران،
بازنشستگان،
کشاورزان،
شاغلان غیررسمی مانند دستفروشان، خانواده‌هایی که سرپرست خانواده زندانی است و …

آن‌چه آشکار و قطعی است، ضرورت مداخلات اورژانسی در پیشگیری از سرعت گسترش و شدت این اپیدمی ویران‌گر است.
سیاست‌های پیشین و کنونی، قطعا از دایره این مداخلات بیرون است چون خود عامل ایجاد این بحران ‌ها و تیرگی‌ها وده و هست.

بایستی باور کنیم اپیدمی ویران‌گر فقر، در یک قدمی ماست!
آن زمان دیگر نه از تاک نشانی خواهد ماند نه از تاک‌نشان…

 

.