تا اطلاع ثانوی آش همین آش است و کاسه همین کاسه؛

آموزش و پرورش استان و مساله انتصابات و دخالت حداکثری برخی نمایندگان مجلس در قوه مجریه

بقلم ،مجید علیپور (رییس سابق اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان)___ابراز نارضایتی هایی که اخیرا از وضعیت انتصابات در آموزش و پرورش استان به گوش می رسد، فارغ از درستی یا نادرستی، موضوعی جدید و مختص به دوران مدیرکلی «نرگس دستیار» نیست. این مساله حتی مختص آموزش و […]

بقلم ،مجید علیپور (رییس سابق اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان)___ابراز نارضایتی هایی که اخیرا از وضعیت انتصابات در آموزش و پرورش استان به گوش می رسد، فارغ از درستی یا نادرستی، موضوعی جدید و مختص به دوران مدیرکلی «نرگس دستیار» نیست. این مساله حتی مختص آموزش و پرورش هم نیست و تقریبا سایر ارگانها و ادارات هم کمابیش درگیر همین اوضاع هستند؛ اما از آنجا که نمود این مساله در آموزش و پرورش (با توجه به بزرگی ساختار و حجم نیروهای شاغل) بیشتر است طبعا سروصدای بیشتری هم دارد.

یکی از عجیب ترین و در عین حال تاسف برانگیزترین جلساتی که شانس حضور در آن را داشتم مربوط به تمهید مقدمات حضور حاجی میرزایی (رییس دفتر فعلی پزشکیان) در مجلس برای گرفتن رای اعتماد بود. بطحایی (وزیر وقت آموزش و پرورش) در اعتراض به عدم تمایل دولت حسن روحانی برای اجرایی کردن قانون رتبه بندی فرهنگیان استعفا داده بود و روحانی نیز، دبیر جلسات هیات دولتش را به عنوان وزیر به مجلس معرفی کرده بود! با آنکه تقریبا کسی حاجی میرزایی را نمی شناخت و اصلا مشخص نبود ارتباط او با مجموعه آموزش و پرورش در چیست؛ وزارت نشینان که خوب می دانستند برای حفظ جایگاه می بایست در هر شرایطی روی اسب برنده شرط ببندند و مراقبت کنند تا چندان دلمشغول «حواشی بی اهمیت» نشوند!؟؛ به سرعت دست به کار جلب رضایت نمایندگان مجلس شدند تا گزینه وزارت در روز دفاع با حداقلی از چالش ها مواجه شده باشد.

جلسه به صورت مجازی برگزار می شد و مدیران کل آموزش و پرورش استانهای مختلف در کنار مدیران کل نوسازی مدارس آن استان به نوبت درباره تماس ها و تلاش های خود برای جلب رضایت نمایندگان استانشان برای دادن رای اعتماد به وزیر پیشنهادی گزارش می دادند! توصیه موکد وزارت نشینان به مدیران کل استانها این بود که هرطور هست تا غروب آن روز، تایید حداکثری نمایندگان استان را گرفته باشند؛ اما اگر به هرعلتی موفق به جلب رضایت نماینده ای نشدند، اسامی نمایندگان ناراضی را به معاون وزیر در امور مجلس ارسال کنند تا رایزنی از سطحی بالاتر انجام شود و رضایت نماینده مذکور با قول و قرارهایی که گذاشته می شود جلب گردد!!
بحث و گفتگوهای آن جلسه کذایی به وضوح حکایت از این داشت که رای اعتماد در مجلس، تنها پرده آخر نمایشی است که صحنه های مختلف آن از مدتها قبل برپا شده و قول و وعده های لازم داده شده است. به عبارت بهتر، همه ارایه برنامه ها توسط نامزدهای وزارت و نطق های آتشین نمایندگان موافق و مخالف و … شویی بیش نیست و رای اعتماد یا عدم اعتماد مجلس نشینان نهایتا به قول و وعده های پشت پرده وزرای پیشنهادی بستگی دارد و بس! طبعا نیازی به بیان نیست که مهمترین دغدغه بسیاری از نمایندگان هم، انتصابات در حوزه انتخابیه است و به امور دیگر چندان ورودی نمی کنند!

این خاطره را از این بابت مطرح کردم که اوضاع انتصابات در استان گیلان نه امروز، نه دیروز و نه در دولت های پیشین وضعیت چندان بهتری نداشته است. وزرا برای گرفتن و حفظ جایگاه خود، مدیران کل استانی را مکلف می کنند تا بدون اخذ رضایت نمایندگان هر شهرستان، در عزل یا نصب مدیران و روسا اقدامی نکنند و «باعث نشوند تا نمایندگان در مقابل وزیر قرار گیرند.» بدیهی است که در چنین اوضاعی، مسایل و مشکلات مبتلابه آموزش و پرورش تا چه اندازه بی اهمیت و حاشیه ای تلقی خواهد شد. این قاعده ایست که قریب به اتفاق روسا و مدیران فعلی و سابق این نهاد از مسیر آن به پست و مقامی رسیده اند و بیش از هرچیز مدیون نماینده حامی و منتفذان دیگر منطقه خود بوده و طبعا اصلی ترین وظیفه و مهم ترین اولویت خود را هم حفظ رضایت همان نمایندگان می دانند.

ناگفته پیداست تا زمانی که این سازکار به صورت کامل تغییر نکند و به دخالت نمایندگان در امور اجرایی پایان داده نشود، آش همین آش است و کاسه همین کاسه و با آمد و شد هیچ وزیر و هیچ مدیرکلی، بهبودی در اوضاع نخواهیم دید.