میزان اعتماد رهبری به رئیس جمهور پزشکیان بالاست/نباید زیر پای مسئولان مذاکرات را خالی کرد/خیر خواهی برخی از تندروها ، عین شر مطلق است
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که در نظام زیست بین المللی ما بین کشورها و ملل مختلف دنیا ، تنها اصل مهم و راهبردی که نحوهی ارتباطات کشور ها و ملت های مختلف با هم تنظیم می کند ، صرفاً حفظ و تأمین […]
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که در نظام زیست بین المللی ما بین کشورها و ملل مختلف دنیا ، تنها اصل مهم و راهبردی که نحوهی ارتباطات کشور ها و ملت های مختلف با هم تنظیم می کند ، صرفاً حفظ و تأمین منافع ملی و تمامیت ارضی یک کشور می باشد و دوست و دشمن نیز بر پایه تأمین منافع ملی و عدم تجاوز و تجاوز به یک کشور معین و مشخص میشود.
بکرات اتفاق افتاده است که کشورهایی در مقاطعی از گذشت روزگار بر سر مسائل مختلف سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و ارضی با هم درگیری ، نزاع و دشمنی کرده یا می کنند و پس از ترک مخاصمه به علت رعایت همزیستی مسالمت آمیز ، تنش زدایی و رعایت منافع ملی یکدیگر در برههای دیگر به دوست همدیگر تبدیل شوند و یا در حالت ترک مخاصمه بسر می برند.
همچنین می توان ادعا کرد که در نظام زیست بین المللی هم دوستی هم دشمنی مقولهای نسبی هستند و به هیچ عنوان مطلق و ابدی و ازلی نیستند.
صاحب نظران و آگاهان معتقدند که معیار زیستن مسالمتآمیز جهان ، صرفاً براساس تأمین منافع ملتها و دوری از خشونت ورزی و نفرت افکنی می باشد.
این مقوله حتی در صورت رعایت منافع ملی ایران و احترام به حاکمیت ملی در ایران ، حتی اگر از سوی دولت امپریالیست آمریکا که دشمنی آن با ایران و ایرانیان اثبات شدهاست ، نیز میتواند صدق کند.
در ارتباط با مذاکرات بین ایران و آمریکا ، نباید زیر پای مسئولان را خالی کرد
بایستی کشور طوری مدیریت شود که تمام ایرانیان وفادار به مام میهن از تمام مزایا و امکانات آن بدون کوچکترین فرق و تبعیضی برخوردار بشوند.
همچنین در ارتباط با جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ، ایرانیان وفادار به مام میهن اثبات کردند که به کشور علاقه دارند و در مقابل تمام مشکلات چند لایه ناشی از جنگ ، تحریم و محاصره دریایی دشمن ایستادگی کردند و هم اکنون نیز از اقدام مسئولان جهت تفاهم و توافق عزتمندانه و برد ـ برد راضی اند و حمایت می کنند.
انصافاً تا همین جای کار باید بپذیریم که مذاکره کنندگان مان شاهکار کردند و دولت تندرو و خودشیفته آمریکا را متقاعد به تفاهمی کردند که ماحصل آن تا اینجای کار پیروزی بزرگی است که میتواند در ادامه بیشتر هم شود. در ضمن در صورت شکست مذاکرات و یا برهم خوردن تفاهم باز هم این آمریکای متجاوز است که هم بازنده در میان افکار عمومی جهان خواهد بود، چون بد عهدی خود را اثبات کرده است.
رئیس جمهور پزشکیان ، مرد روز های سخت است
رییس جمهور پزشکیان ثابت کرد که مرد روزهای سخت است. در شورای عالی امنیت ملی کشور تصمیمی با اکثریت آراء اتخاذ شد تا بر پایه آن، با تأمین منافع ملی و حفاظت از تمامیت ارضی کشور و همچنین دور کردن جنگ از کشور و کاهش مشکلات پیچیده و بحران آفرین برای ملک و ملت ، به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی تمام مسئولیت آن را برعهده گرفته است تا با تکیه بر اصول عزت، حکمت و مصلحت، کشور را به عنوان نفر دوم نظام از این شرایط حساس و سخت با حمایت ها و هدایت های رهبری و سایر مسئولان به سلامت عبور عبور دهد و با اعتماد به نفس و با تکیه بر حمایت ملت شریف ایران از موانع و سختی های موجود که دشمنان خارجی و برخی نااهلان داخلی برایش ایجاد کرده و می کنند ، نه واهمه دارد و خواهد آنها را پشت سر گذاشت و ملک و ملت را وارد دوره آرامش و ثبات همه جانبه کند.
پیام رهبری نه تنها عدم اعتماد به رئیس جمهور پزشکیان و تیم مذاکره کننده نیست ، بلکه بر عکس ، رهبری در واقع اعتماد خود را به ایشان اعلام کرد
برخی کنشگران تقلیل گرا، پیام رهبری در ارتباط با مذاکرات ، تفاهمنامه کنونی و توافق احتمالی بین ایران و آمریکا را نوعی مقصر جلوه دادن رئیس جمهور پزشکیان در این رابطه تلقی و تفسیر کرده اند.
به اعتقاد این قلم و برخی صاحب نظران سیاسی و روزنامه نگاران ، این نوع نگاه به پیام رهبری نادرست می باشد ، زیرا رابطه رئیس جمهور پزشکیان هم با رهبر شهید و هم با رهبر کنونی کشور ، بسیار صمیمی و مبتنی بر اعتماد متقابل بوده و هست.
اساساً رابطه رئیس جمهور پزشکیان با رهبر شهید و رهبری جدید نسبت به رابطه تمام رؤسای جمهور قبلی کشور خیلی متفاوت و از سطح کیفی بالایی برخوردار بوده و هست .
به نظر می رسد ، رهبری در پیام خود در واقع بر نقش رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور در ارتباط با مذاکرات ، تفاهمنامه و توافقنامه احتمالی ، به نوعی ابراز اعتماد به رئیس جمهور پزشکیان و جایگاه ایشان در اداره امور کشور به عنوان شخص دوم نظام تأکید کردند .این در حالی بود که برخی با پر رنگ شدن نقش محمد باقر قالیباف ، رئیس مجلس شورای اسلامی در مذاکرات ، تصور می کردند که نقش رئیس جمهور پزشکیان به حاشیه خواهد رفت و اهمیت خود را از دست خواهد داد که عملاً مشاهده می کنیم چنین نشده است.
خیر خواهی برخی تندروهای داخلی ، شر مطلق است !!
یکی از تندروهای جوان داخلی که اتفاقاً نماینده ۵ درصدی واجدین شرایط رأی دادن در تهران است ، خطاب به محمد باقر قالیباف ، رئیس مجلس و رئیس هیأت مذاکره کننده ایران با آمریکا ادعا کرده است ،« ما خیر خواه شما هستیم ، زیر بار این توافق نروید.»
لازم است به این آقای مدعی خیرخواهی تذکر داده شود که ابتدا بایستی تشخیص داد که جنابعالی و همفکران تان تاکنون جه خیری برای ملک و ملت داشته اید و اساسا خیر و خیرخواهی را می شناسید یا نه ؟!؟!
آیا تداوم جنگ ، ویرانی و کشتار انسانها ، تخریب زیر ساخت های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی ،گسترش فقر عمومی ، تورم بالا ، قطع اینترنت ، کاهش ارزش پول ملی ،نفی حقوق شهروندان ، انتخابات انحصاری و برخورد های تندروانه با اعتراضات ، انتقادات و مخالفت های عاری از خشونت و نفرت افکنی و… چگونه خیر و خیرخواهی تلقی و تفسیر می شود!؟!؟.
این خیری که جنابعالی از آن دم می زنید ، عین شر مطلق و بدبختی است که تاکنون برای ملک و ملت توسط دولت های مورد حمایت تان و صد البته سلطه طلبی و زیاده خواهی امپریالیسم آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل رقم زده شده است!؟!؟
آیا همین که از این تفاهمنامه و روند اجرای آن قصاب فلسطینیان و لبنانیان یعنی نتانیاهو جنایتکار, خشمگین شده است ، دلیلی واضح برای درست بودن نقشه راه مسئولان ایرانی نیست ؟!؟!.
و اما چگونگی حفاظت از استراتژی منافع ملی و همزیستی مسالمتآمیز با تنش زدایی و دوری از تندروها و هیجانات قربانی کنندهی منافع ملی
حفاظت و حراست از سرمایههای راهبردی، هنگامی که در افق حقوق عمومی و اصول عقلانی نگریسته شود، نه امری ذوقی و قابلِ اغماض، بلکه وظیفه الزامآور و بنیانساز است.
در مواجهه با مسائل کلان و بنیادین یک ملت، نخست باید هیجانات را به محک عقل سنجید و دعاوی را در ترازوی انصاف ، مصلحت و قواعد عامه، همزیستی مسالمت آمیز و تنش زدایی چه در ابعاد ملی و چه در ابعاد بینالمللی گذاشت و شاقول این ترازو صرفاً تأمین منافع ملی و حفاظت از تمامیت ارضی کشور دانست.
آنچه با سرمایه اجتماعی، تحمل رنجهای عمومی و تلاش تمام مردم ،گروه های مرجع ، اندیشمندان و نخبگان ملت بهدست آمده است، ذاتاً در قلمرو «امانتهای بیننسلی و توجه راهبردی به تأمین منافع ملی» قرار دارد؛ امانتهایی که نسل حاضر تنها «امین و وکیلِ آتیه» در حفظ، توسعه و انتقال آنهاست.
در منطق حقوق اساسی، دولت به معنای حاکمیت نسبت به سرمایههای ملی، مالک نیست؛ امین است و امانت، به حکم ماهیت خویش، در آن حوزهای از تصرف باقی نمیگذارد که تابع سلایق یا مصلحت سنجیهای مقطعی جناح ها، تندروی ، کندروی گروههای مختلف سیاسی باشد.
همانگونه که مرزهای سرزمینی به حکم هویت جمعی و ضرورت نظم اجتماعی از دایره نقلوانتقال بیرون هستند، سرمایههای راهبردی و استراتژیک نیز مگر بر پایه مصلحتی اهم و محرز در قلمرو حفاظت و حراست باقی میمانند.
اینجا سخن از «حق عمومی» است، نه «اختیار مدیریتی»؛ از «مسؤولیت» است، نه «اولویتگذاری اداری».
منافع ملی در واقع حق عمومی بر پایه تدابیر عقلانی مدیریتی استوار است نیز با همین منطق، جانب احتیاط عقلانی را اختیار میکند. قواعدی چون حفظ تأمین منافع ملی ، تمامیت ارضی ، رعایت مصالح نوعیه، و لزوم دفع مفاسد و زیان های مختلف و محتمل در امور حیاتی همگی بر این حقیقت دلالت دارند که آنچه قوام جامعه و استقلال اراده ملی بر آن استوار است یعنی تأمین منافع ملی و حفاظت از تمامیت ارضی کشور، از دستبرد تصمیمات شتابناک، تندروی ، کندروی و رویکردهای کوتاهمدت و مقطعی در امان باشد .
تأمین منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور اصل خدشه ناپذیر حکمرانی مناسب و بدون تندروی و کندروی است، که آینده ملک و ملت را بخوبی تأمین خواهد کرد و براساس مقتضیات زمان و مصالح کشور را در افق بلند پوشش خواهد داد.
این قلم در ارتباط با تأمین منافع ملی واقعی بایستی متذکر شود که هم تندروی و هم کندروی در فرآیند حکمرانی آفت های جبران ناپذیر هستند که ضرورت جدی دارد تا تصمیم سازان و تصمیم گیران و صد البته مردم از آن فاصله معناداری داشته باشند و در حوادث و رویدادهای زمانه در دام مروجین خطرناک تندروی و کندروی گرفتار نشوند.همچنین در زیستجهان معاصر،اقتدار یک ملت بیش از آنکه در زمره ابزارهای سخت سنجیده شود، در مرزهای دانش، توان فناورانه، زیرساختهای راهبردی و قابلیت تولید و تکثیر شناخت ، معرفت و امکان سنجی ، تساهل و تسامح، خویشتنداری و گذشت در عین مقید بودن به تأمین منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور معنا مییابد. ملتی که به دست آورد های دانش و فناوری های راهبردی دست یافته است، در جایگاه فاعلیت میایستد، نه در موضع انفعال.
تضعیف این جایگاه اگر با عنوان مصلحت عرضه شود هرگاه به کاهش استقلال تصمیم، وابستگی ساختاری، یا کاستن از اتکای ملی بینجامد، نقض همان مصلحتی است که ادعای حفاظت و حراست از آن میرود.
مذاکره ، گفت و گو و دیالوگ یکی از فرآیند کیفی و ممتاز انسان می باشد که میتواند در کاهش خشونت ورزی و نفرت افکنی در سطح داخلی و بینالمللی بسیار راهگشا باشد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0