بقلم دکتر هادی حق‌شناس، اقتصاد دان و مدیر ارشد اجرایی

تغییر کانون تامین امنیت غذایی و صنعتی ایران

  سفر لاوروف به تهران جدا از ابعاد سیاسی و امنیتی از منظر اقتصادی و تجاری نیز واجد اهمیت است. در حالی که اخلال در تنگه هرمز مسیر تامین کالای اساسی و صنعت کشور را ناامن کرده و بنادر جنوبی با فشار ترافیکی و ریسک های ژئوپلیتیک مواجهند، دریای کاسپین به مثابه یک فرصت بی […]

 

سفر لاوروف به تهران جدا از ابعاد سیاسی و امنیتی از منظر اقتصادی و تجاری نیز واجد اهمیت است. در حالی که اخلال در تنگه هرمز مسیر تامین کالای اساسی و صنعت کشور را ناامن کرده و بنادر جنوبی با فشار ترافیکی و ریسک های ژئوپلیتیک مواجهند، دریای کاسپین به مثابه یک فرصت بی نظیر برای تنوع بخشی به مسیرهای ورود کالا به تهران خودنمایی می‌کند. ایران در سنوات گذشته تنها سه تا چهار درصد از نیازهای خود از طریق دریای کاسپین تامین کرده و از این ظرفیت به خوبی بهره نگرفته است در حالی که روسیه به عنوان یک قدرت صنعتی و تامین کننده مواد اولیه، غله ها و فرآورده های پتروشیمی و نفتی از مسیر شمال، می تواند بخش بزرگی از نیازهای غذایی و صنعتی کشور را در شرایط حساس کنونی برآورده کند.
قبل از ورود به بحث مناسبات ارتباطی و اقتصادی ایران و روسیه باید به چند نکته مهم اشاره کرد:
۱) نکته اول اینکه روسیه در یک مقطع زمانی جزو گروه جی ۷ بود؛ یعنی این کشور یکی از هفت کشور صنعتی و بزرگ جهان به شمار می رفت. نکته دوم اینکه روسیه امروز نه فقط درگیر جنگ با اوکراین، بلکه در واقع درگیر جنگ با اتحادیه اروپاست و با این همه اقتصادش، تورمش و رشد اقتصادی اش در سطح معقولی قرار دارد.
نکته سوم اینکه ما سال گذشته حدود ۳۰ میلیون تن کالای اساسی وارد کردیم؛ همه این کالای اساسی (منظور گندم، ذرت، جو، سویا و کالاهایی از این دست) هم در روسیه و هم در کشورهای اطراف یعنی کشورهای آسیای میانه، موجود است. طبیعتا تمرکز بر روسیه است. یکی از نکات مهمی که در این کشور به راحتی هم تولید می شود، کاغذ، چوب و فولاد است؛ یعنی علاوه بر کالاهای اساسی مانند گندم و ذرت، این موارد نیز جزو توانمندی‌هایی است که در روسیه تولید می شود. به اینها باید فرآورده های نفتی، فرآورده های پتروشیمی و صنعت نفت را هم افزود؛ روسیه به هر حال یک کشور صنعتی است و ما نباید از توانمندی‌های واقعی آن غفلت کنیم.
لذا به نظر می‌رسد که دریای کاسپین یک فرصت بی نظیر و در واقع یک«دریای فرصت» است برای تامین کالاهای اساسی و حتی نیازهای صنعتی کشور.
در فصل کشاورزی، کود به عنوان مثال کالایی است که مورد نیاز بخش کشاورزی کشور به شمار می رفت. با این همه، به نظر می رسد که ما تا حال از این فرصت به خوبی استفاده نکردیم.
۲) در سنوات گذشته کمتر از سه، چهار درصد نیازهای کشور از طریق دریای کاسپین تامین شده و چند درصد از جنوب کشور تامین شده است. در حالی که راه ابریشم از مسیر استان‌های شمالی عبور می کرد؛ اولین بار که تجارت را آغاز کردیم از طریق دریای کاسپین یا شمال بود، اما وقتی شوروی سابق شکل گرفت شمال کشور به«انتهای دنیا» تبدیل شد و حتی در سال‌های بعد از انقلاب نیز چنین بوده است.
وضع امروز اما متفاوت است؛ تنگه هرمز دچار اخلال شده است و در همین لحظه هفتاد تا هشتاد کشتی در بنادر ایرانی دریای کاسپین یا در حال تخلیه‌و بارگیری هستند یا در صف انتظار نوبتند به عنوان یک عدد باید ذکر کنم که ما یک و نیم میلیون تن مصرف روغن کشور داریم و ۹۰ درصد این واردات است؛ همین در نیمه اول امسال، یک سوم فقط از بنادر گیلان وارود کردیم. این نشان می دهد که از ظرفیت موجود هم برای کالاهای اساسی و هم برای بخشی از صنعت از طریق کشورهای اطراف دریای کاسپین و به خصوص روسیه به خوبی قابل بهره برداری است. ترجمه این واقعیت در سیاستگذاری آن است که شمال کشور نباید دیگر به مثابه «انتهای دنیا» دیده شود، بلکه باید به مثابه یک معماری ای از مسیرهای تجارت مطرح باشد؛ مسیرهایی که عبور از تنگه پرخطر جنوب را دور زده و با منطق«آمایش سرزمینی» هزینه نهایی کالا را برای مصرف کننده کاهش می دهند.
با اخلال در گذرگاه‌های جنوبی، بنادر کاسپین و به ویژه بنادر گیلان به یک ظرفیت بالفعل برای اقتصاد ملی تبدیل شده اند و نه یک مزیت محلی برای شمال. این همان تحول ضروری است که اگر همراه با اراده های نهادی و «نرم افزار» نهادی – هماهنگی بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، گمرک و سازمان بنادر – دنبال شود، می تواند وابستگی کشور به یک مسیر واحد و آسیب پذیر را شکسته و زنجیره تامین کالاهای اساسی و مواد اولیه صنایع را در برابر ریسک‌های منطقه ای امن ران کند.
(به نقل از کانال تلگرامی توسعه و اقتصاد)