چهار پادشاهان؛ هفت قرن تاریخ در قلب لاهیجان
رشت- ایرنا- در هیاهوی زندگی روزمره لاهیجان در میانه آمد و شد مردم در کوچههای قدیمی و جنبوجوش بازار، بنایی با دیوارهای کهن، آجرهای فرسوده و نشانههایی از روزگاری دور روایتگر هفت قرن تاریخ آرام گرفته که هنوز در دل شهر نفس میکشد. به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، شهر لاهیجان که در شرق گیلان واقع […]
رشت- ایرنا- در هیاهوی زندگی روزمره لاهیجان در میانه آمد و شد مردم در کوچههای قدیمی و جنبوجوش بازار، بنایی با دیوارهای کهن، آجرهای فرسوده و نشانههایی از روزگاری دور روایتگر هفت قرن تاریخ آرام گرفته که هنوز در دل شهر نفس میکشد.
به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، شهر لاهیجان که در شرق گیلان واقع شده از دیرباز به خاطر معماری خاص شهری و خیابانهای پهن در دل کوه و جنگل به «عروس گیلان» شهرت یافته است؛ شهری با جمعیتی در حدود ۱۶۰ هزار نفر که از شمال به دریای خزر، از جنوب به کوههای البرز، از شرق به لنگرود و از غرب به آستانهاشرفیه میرسد و به خاطر داشتن کافههای متعدد به شهر همیشه بیدار تبدیل شده است و بقعه چهار پادشاهان در دل لاهیجان بنا شده است؛ جایی که تاریخ، مذهب و هنر در کنار هم نشستهاند تا روایتی چندصدساله را برای رهگذران بازگو کنند.
برای رسیدن به این مجموعه تاریخی، باید به قلب بافت قدیمی لاهیجان رفت؛ به محلهای که زندگی امروز هنوز در امتداد خاطرههای دیروز جریان دارد؛در نزدیکی مسجد جامع و بازار قدیمی، بقعه چهار پادشاهان نه با شکوهی پرهیاهو بلکه با وقاری آرام و ریشهدار خودنمایی میکند؛ بنایی که ارزش آن را باید در جزئیاتش جستوجو کرد؛ در چوبهایی که دست هنرمندان بر آنها نقش زده در کتیبههایی که گذر قرنها را تاب آوردهاند و در دیوارهایی که شاهد رفتوآمد نسلهای بسیار بودهاند.
وقتی به بنا نگاه میکنی، شاید در نگاه نخست یک زیارتگاه قدیمی به نظر برسد اما کافی است لحظهای بیشتر مکث کنی تا دریابی که این ساختمان، فراتر از یک مکان مذهبی، بخشی از حافظه تاریخی لاهیجان است؛ حافظهای که نام فرمانروایان، هنر هنرمندان و باورهای مردم را در خود نگه داشته است.
در پناه دیوارهای کهن با ورود به فضای بقعه، حالوهوای کوچههای اطراف آرامآرام جای خود را به سکوتی متفاوت میدهد؛ سکوتی که نه از نبودن زندگی، بلکه از حضور تاریخی طولانی سرچشمه میگیرد؛ در اینجا، هر بخش از بنا میتواند سرنخی برای شناخت گذشته باشد؛ از شکل قرارگیری فضاها در کنار یکدیگر گرفته تا تزئیناتی که با دقت و حوصله بر چوب و دیوار نشستهاند.
ساختار بقعه از بخشهایی تشکیل شده که در کنار هم، مجموعهای از آرامگاهها و فضاهای مرتبط را شکل دادهاند؛ سادگی نسبی معماری در کنار ظرافت برخی تزئینات، ترکیبی پدید آورده که در آن، جلوههای هنر بومی گیلان به چشم میآید؛ هنری که بیآنکه به دنبال نمایش پرزرقوبرق باشد در جزئیات خود را آشکار میکند.
اینجا میتوان تصور کرد که در طول قرنها، مردم بسیاری با خواستهها، اندوهها و امیدهای خود به این مکان آمدهاند؛ کسانی که شاید نامشان در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده باشداما حضورشان در تداوم حیات مذهبی و اجتماعی این مجموعه سهم داشته است.
چهار پادشاه؛ چهارنام درحافظه تاریخ
نام چهار پادشاهان با تاریخ خاندان کیایی پیوند خورده است؛ خاندانی که در بخشی از تاریخ گیلان، بهویژه منطقه بیهپیش، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی داشته است.
این مجموعه آرامگاهی، نام خود را از چهار شخصیت تاریخی مدفون در آن گرفته است؛ شخصیتهایی که نامشان در روایتهای تاریخی و محلی با گذشته لاهیجان گره خورده است؛ آرامگاههای آنان در کنار یکدیگر، این مکان را به یادمانی از تاریخ فرمانرواییهای محلی در گیلان تبدیل کرده است.
این بنا، گنجینهای از هنر و تاریخ است که یادگاری از دوران طلایی حکمرانی کیاییان در گیلان است.
در زمانهای قدیم در لاهیجان مردی به نام سید خور کیا زندگی میکرد؛ سید خور کیا مردی نیکوکار و مهربان بود و مردم او را بسیار دوست داشتند؛ او در سال ۶۴۷ هجری قمری درگذشت و در بقعهای که امروز به نام او شناخته میشود، دفن شد.
پس از مرگ سید خور کیا، پسرش سید علی کیا به حکومت رسید؛ سید علی کیا نیز مردی نیکوکار و عادل بود و به مردم خدمت میکرد؛ او در سال ۷۹۱ هجری قمری درگذشت و در کنار پدرش دفن شد.
پس از مرگ سید علی کیا، پسرش سید رضا کیا به حکومت رسید؛ سید رضا کیا نیز به نیکوکاری معروف بود و به مردم کمک میکرد؛ او در سال ۸۲۹ هجری قمری درگذشت و در همان حجرهای که پدر و پدربزرگش دفن شده بودند، دفن شد؛ به همین دلیل، این بقعه به نام چهارپادشاهان معروف شد.
مردم لاهیجان معتقدند که این چهار مرد بزرگ، حامی و یار مردم این شهر هستند؛ مقبره چهارپادشاهان، علاوه بر ارزش تاریخی و فرهنگی، از لحاظ هنری نیز ارزشمند است؛در میان روایتهای مربوط به این مجموعه، قدیمیترین مزار این مجموعه به سید خرمکیا نسبت داده شده که در سال ۶۴۷ هجری قمری درگذشته است.
بنای اصلی مقبره، به شکل مستطیل با چهار اتاق و یک ایوان است؛ ایوان در ضلع شمالی قرار دارد و طول آن حدود ۳۰ متر و عرض آن حدود پنج متر است؛ اتاقهای مقبره نیز به شکل مستطیل و با سقفهای گنبدی هستند؛ دیوار و سقف اتاقهای مقبره از سفال ساخته شدهاند و ستونها با گچبریهای زیبایی تزئین شدهاند.
فضای داخلی مقبره تاریک است که این امر بر حالت عرفانی و روحانی آن افزوده است؛ صندوقهای چوبی قبور در داخل مقبره از جمله زیباترین آثار هنری این بنا هستند؛ این صندوقها به دست هنرمندان بنامی چون علی نجار تبریزی، عبدالکتاب خواجکی کرمانی، محمدبن داود کیا و حسین بن علی صالحی جیلانی ساخته شدهاند و با نقوش منبتکاری و گرهچینی، جلوهای بینظیر دارند.
نقوش گیاهی و اسلیمی، خطوط و کتیبههای حکشده و ظرافت اجرای جزئیات، نشان میدهد که ساخت چنین آثاری نیازمند مهارت و حوصله فراوان بوده است؛هنرمندانی که این آثار را پدید آوردهاند، شاید هرگز تصور نمیکردند که کار دستشان پس از گذشت نسلهای بسیار، همچنان بخشی از هویت تاریخی یک شهر باشد؛در فضای چنین بنایی، چوب فقط یک ماده طبیعی نیست؛ حامل خاطره است؛ نقشهایی که بر آن نشستهاند، از ذوق و جهانبینی هنرمندانی سخن میگویند که هنر را با باورهای مذهبی و سنتهای فرهنگی زمان خود درآمیختهاند.
در و تزئینات چوبی تاریخی این مجموعه نیز بخشی از همین میراث هنری را نمایندگی میکنند؛ در چوبی منبتکاریشده بقعه که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود، نمونهای از ارزش این هنر و ضرورت حفاظت از آثار تاریخی است؛ آثاری که گاه برای صیانت از آنها ناگزیر به انتقالشان به محیطی امنتر میشوند.
نقاشیهایی به رنگ باور
نگاه به دیوارهای بقعه، دریچه دیگری به جهان هنر مذهبی در گیلان باز میکند؛ نقاشیهای دیواری این مجموعه از جمله آثاری هستند که میتوانند بخشی از سلیقه هنری، باورهای مذهبی و شیوههای تصویرگری دورههای گذشته را پیش چشم بازدیدکننده قرار دهند؛در روایتهای مربوط به بقعه از نقاشیهایی یاد شده که غلامحسین لاهیجانی در سال ۱۳۱۶ قمری اجرا کرده و آقاجان لاهیجانی در سال ۱۳۵۱ قمری به مرمت آنها پرداخته است.
پشت هر نقاشی قدیمی، داستانی از دستهایی نهفته است که رنگ را بر سطح دیوار نشاندهاند؛ دستهایی که شاید در روشنایی محدود فضای آن روزگار، نقشها را با دقت و آرامش شکل دادهاند؛ امروز نیز همین آثار، پیوند میان هنر محلی و سنتهای مذهبی را به نمایش میگذارند.
البته ارزش چنین نقاشیهایی تنها به زیبایی بصری آنها محدود نمیشود؛ این آثار بخشی از تاریخ هنر مردمیاند؛ هنری که در کنار معماری و صنایع چوبی به فضاهای مذهبی هویت میبخشید و باورهای جامعه را به زبان تصویر بیان میکرد.
وقتی به قدمت چنین بنایی فکر میکنیم، زمان معنای دیگری پیدا میکند؛ قرنها پیش از آنکه خیابانهای امروزی لاهیجان شکل بگیرند، پیش از آنکه صدای خودروها و رفتوآمدهای شهری در این محدوده شنیده شود، این منطقه بخشی از جغرافیای زندگی مردمانی بوده که جهان خود را با مناسبات، باورها و قدرتهای زمانهشان میشناختند.
امروز از آن روزگار، نامهایی در تاریخ مانده و بنایی که هنوز در قلب شهر ایستاده است؛ گواهی خاموش بر پیوند لاهیجان امروز با گذشتهای دور.
مفاهیم گردشگری در دنیای امروز عمق یافته و گیلان با همه گیراییهای کم نظیرش برای آنانی که از ذوق سفر سرشارند سفرنامهای است بیانتها؛ ازاینرو ایرنا گیلان تلاش کرده در مجموعه گزارشهایی با عنوان «در مسیر باران، آشنایی با جاذبههای گیلان» با هدف بالابردن سطح آگاهی در مورد نقش گردشگری در جامعه جهانی و نشاندادن چگونگی تاثیر این صنعت بر ارزشهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان تنها اشارتی کلی به مقاصدی بارز از شهرستانهای استان برای علاقهمندان به سیاحت گردی داشته باشد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0