مدیریت نظامی به همراه مدیریت اقتصادی در کنترل حقوقی تنگه هرمز در هنگام جنگ توسط ایران
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تأکید نمایم که براساس کنوانسیون های حقوقی و بینالمللی در زمان درگیری ها و جنگ ایجاد محدودیت برای طرف های مستقیم و غیرمستقیم در جنگ علیه ایران ، این حق ایران است تا از حاکمیت سرزمینی در ارتباط با این آبراهه بزرگ و مهم استفاده کند و هیچ حقوق بینالمللی در این ارتباط تاکنون از طرف نقض نشده است.
در ضمن چون هنگام تخاصم و جنگ است ، بروز برخی اشکالات و اتفاقات غیر مترقبه از سوی طرف های درگیری و دیگران به شکل موردی و محدود غیر قابل اجتناب می باشد که ضرورت جدی دارد برای کاهش سطح تنش ، بایستی از سوی همه طرف های درگیر رعایت شود ، چون هیچ جنگی ابدی نیست و بالاخره یک روز به اتمام خواهد رسید.
ابتکار و خلاقیت ایران در ارتباط با استفاده قانونی و حاکمیتی از تنگه هرمز
صاحب نظران معتقدند ،بزرگترین ابتکار و خلاقیت ایران در جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، این است که شکل و تعریف مدیریت و پیروزی درجنگ و تخاصم را تغییر داده ، در جنگ های گذشته بزرگترین شاخص مدیریت و حتی پیروزی، اشغال نظامی در قالب تصرف خاک و سرزمین بود اما در جنگ های امروزی بر اساس اصل هزینه- منفعت، تعریف مدیریت و پیروزی در جنگ تغییر کرده است.
در این راستا برنده و پیروز جنگ کشوری نیست که فقط به اهداف جنگ نظامی برسد بلکه مدیریت کردن و پیروز جنگ ، کشوری است که اقتصاد جهان را در کنترل و مدیریت و یا تحت تأثیر اقدامات خود قرار دهد، می باشد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور خودشیفته و متکبر آمریکا در دوران اول ریاست جمهوریش گفته بود:
«آمریکا تا کنون ۷ تریلیون دلار در جنگ های منطقه غرب آسیا هزینه کرده و به هیچ نتیجهای نرسیده است.»
لذا دکترین نظامی آمریکا را بقول خودش از حضور میدانی به مدیریت میدانی تغییر داد، در این راستا، استراتژی دیگران بجنگند و هزینه کنند اما آمریکا مدیریت و کنترل جنگ را به عهده بگیرد را در منطقه غرب آسیا نهادینه کرد و بلافاصله به کشور عربستان سعودی لقب «گاو شیرده »داد.
معنی استراتژی جدید آمریکا این است که کشورهای منطقه هزینه جنگ را پرداخت کنند و آمریکا فقط مدیریت جنگ را انجام دهد، در واقع بدنبال آورده سازی اقتصادی از جنگ, جنگ افروزی ، کشتار و ویرانی بود و از کشورهای منطقه بابت ایجاد امنیت اجارهای ،هزینه دریافت میکرد و می کند، بطوریکه امنیت کشورهای منطقه و بویژه اعراب حاشیه خلیج فارس،استقراضی و وابسته به آمریکا شدهاست .
با توجه جنگ اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران ، که منطقهای شده است ، تازه برخی کشورهای عربی منطقه متوجه نارو زدن و نارو خوردن و خیانت آمریکا و بطور خاص دونالد ترامپ، دروغگو و خودشیفته
شده اند.
در جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا علیه ایران ، در واقع ترامپ کشورهای خلیجفارس را قربانی نتانیاهو و رژیم آپارتاید اسرائیل کردهاست.
به نظر می رسد ، هدف ترامپ از این جنگ افروزی کسب پیروزی اقتصادی برای حکمرانی در بازار نفت جهان بود اما نتیجه تاکنون برعکس شده و یا حداقل بر روال رویا های ترامپ از خود راضی ، پیش نرفته و نمیرود، چون ایران تعریف مدیریت و حتی تعریف پیروزی جنگ را تغییر داده و شکل مدیریت و پیروزی در جنگ را از رویکرد صرفاً نظامي به ابعاد اقتصادی تغییر داده است.
مدیریت و پیروزی نظامی جنگ علاوه بر اینکه هزینه دارد تا سالهای متمادی اقتصاد کشور را فلج میکند، اما مدیریت و پیروزی اقتصادی جنگ ،ممکن است ابتدا هزینه داشته باشد اما به مرور زمان این
هزینه ها ، تبدیل به سرمایه و سرمایهگذاری پایدار شده و نه تنها در کوتاهمدت هزینه جنگ را تامین میکند بلکه در میان مدت باعث شکوفایی اقتصادی و نهایتا در بلندمدت باعث حکمرانی مناسب اقتصادی و همه جانبه خواهد شد .
صاحب نظران باور دارند ،جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران بالاخره تمام میشود اما نتیجه آن احتمالاً مدیریت و پیروزی اقتصادی ایران در محورهای زیر است که عبارتند از:
ــ مدیریت و پیروز ی اقتصادی؛
ــ حاکمیت ژئواستراتژیک خلیجفارس و تنگه هرمز؛
ــ پیروز جنگ نفت؛
ــ مدیریت تنگه هرمز؛
ــ حکمرانی خلیجفارس؛
ــ ایجاد خط بطلان بر ادعای امارات متحده عربی در مورد جزایر سه گانه؛
ــ به بن بست رسیدن و حداقل به چالش کشیدن پیمان صلح ابراهیم و جریان عادی سازی روابط کشورهای مسلمان منطقه با رژیم آپارتاید اسرائیل ؛
ــ ایجاد نظم امنیتی منطقهای جدید با همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس و با محوریت ایران؛
ــ تغییر هندسه قدرت دریایی و بازمعماری و بازمهندسی امنیت در خلیجفارس؛
ــ شکلگیری مثلث استراتژیک دریایی، تنگه هرمز- خلیجفارس- تنگه باب المندب با محوریت ایران و کشورهای منطقه.
به نظر می رسد ، با توجه به موارد بالا ایران باید استراتژی مدیریت و پیروزی نظامی را به استراتژی مدیریت و پیروزی اقتصادی تبدیل کند برای تحقق این استراتژی باید هزینه اقتصادی کشورهای خلیجفارس و هزینه نفت جهان را از طریق جنگ نفت افزایش دهد تا هم دشمن آمریکایی و اسرائیلی را شکست دهد و هم هزینه های پس از جنگ را تامین نمايد.
بنابراین ،بهترین استراتژی مدیریت جنگ نفت و مدیریت و پیروزی در جنگ اقتصادی است که با استفاده خردمندانه ،منطقی و حاکمیتی از تنگه استراتژیک هرمز می شود به آن دستیافت ، چون ایران با مدیریت هوشمندانه هم میتواند دشمنان خود را زمین گیر کند و هم میتواند دوستان ، هم پیمانان و کشورهای بیطرف را برای خود نگهدارد.