چرا مدیران ما رفتن بلد نیستند؟

تقوایِ برخاستن؛

 

انوشیروان مباشرامینی ، روزنامه نگار و فعال سیاسی و اجتماعی

 

در سال‌های اخیر، «ماندن» در جایگاه مدیریت به فضیلتی خودخواسته تبدیل شده است؛ حتی اگر کارنامه‌ها خالی باشد و تصمیم‌ها هزینه‌ساز. در چنین فضایی، جمله شهید چمران که «آن‌کس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد، بی‌تقواست»، نه یک نصحیت، که آینه تمام‌نمای وضعیت امروز مدیریت در ایران است. اما مشکلِ بزرگ‌تر، نه در «پذیرش» مسئولیت، که در «رها نکردن» آن است.
تقوا در مدیریت، چیزی فراتر از پاک‌دستی مالی است؛ تقوا یعنی شناختِ دقیقِ «سقفِ توانایی». وقتی مدیری می‌داند که ابزار و تخصص لازم برای حل بحرانِ زیرمجموعه‌اش را ندارد اما همچنان بر صندلی تکیه زده، در حال ارتکاب یک بی‌تقوایی سیستماتیک است.
معضلِ «افراد اشتباهی در پست‌های اشتباهی»، دیگر یک خطای انسانی نیست؛ یک الگوی پایدار است.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ناهماهنگی، به‌جای اصلاح، «تثبیت» می‌شود. چرا این افراد کنار نمی‌روند؟ پاسخ ساده است: صندلی مدیریتی، صرفاً محل خدمت نیست؛ «منبعِ قدرت، شبکه، اعتبار و مصونیت» است. در ساختارِ ناکارآمدِ فعلی، ترکِ صندلی به معنای سقوط از تمامی این مواهب است. بنابراین، «ماندن» تصمیمِ عقلانیِ فرد است، حتی اگر برای جامعه، تصمیمی فاجعه‌بار باشد.
هزینه این عقلانیتِ فردی را جامعه با «فرسایشِ فرصت‌ها» می‌پردازد. هر روز که مدیر نالایق بر صندلی می‌ماند، راه برِ فردِ شایسته‌ای که می‌توانست تفاوتی واقعی بسازد، بسته می‌شود. فراتر از آن، این وضعیت پیام خطرناکی به بدنه تخصصی کشور مخابره می‌کند: «شایستگی، شرطِ اصلی پیشرفت نیست.» نتیجه، یا مهاجرتِ متخصصان است یا تن‌دادنِ آن‌ها به قواعدِ ناکارآمدی.
علاوه بر این، سکوتِ جامعه و فضای عمومی نیز به این ماندن‌ها دامن می‌زند. وقتی مدیران خطا می‌کنند و هزینه‌ای بابت ناکارآمدی نمی‌پردازند، اعتماد عمومی نه با یک ضربه، که با «خستگیِ مزمن» می‌میرد. شهروندی که می‌بیند صندلی‌ها سفت چسبیده شده‌اند، به این نتیجه می‌رسد که پاسخ‌گویی، یک شوخیِ سیاسی است؛ و این یعنی آغازِ فروپاشیِ رابطه دولت و ملت.
این یادداشت دعوت به تسویه‌حساب با افراد نیست. مسئله، اخلاق‌گرایی انتزاعی هم نیست. سخن از بازتعریف تقوا در مدیریت عمومی است. تقوا، فقط در «درست بودن نیت» خلاصه نمی‌شود؛ گاهی در «درست بودن تصمیم به کناره‌گیری» معنا پیدا می‌کند.
راهکار چیست؟
ما نیاز به «مهندسی خروج» داریم. تا زمانی که در نظام سیاسی ما «رفتن» به مثابه «شکست و نابودی حیثیت» تلقی شود، هیچ مدیری داوطلبانه بلند نمی‌شود. باید سازوکاری طراحی کرد که کناره‌گیری مدیر نالایق، نه یک عقب‌نشینی خفت‌بار، که یک «اقدام مسئولانه» با پیوست‌های حمایتی باشد؛ مسیری که در آن صداقت یک مدیر در اعتراف به محدودیت توانایی‌اش، به جای طرد شدن، با احترام و امکان فعالیت در سطوح مشورتی یا تخصصی دیگر پاسخ داده شود. مثلاً حفظ پایه حقوقی و عنوان «مشاور ارشد» در همان دستگاه یا فرصت بازگشت به نقش‌های کارشناسیِ غیرمدیریتی، می‌تواند هزینه «رفتَن» را برای مدیر کاهش دهد و او را به کناره‌گیریِ به‌موقع تشویق کند.
#گیرنده_مخاطب_خاص

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حق نشر و کپی 2026 گیلان بهتر نوین | Ascendoor News توسط Ascendoor | نیرو گرفته از WordPress.