مگر و ترفند فریبکارانه امپریالیسم آمریکا را به خودش برگردانیم
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تا تذکری جدی و بسیار مهم را به تصمیم سازان و تصمیم گیران مملکتی در ارتباط با پروژه فریبکارانه و جنایتکارانه امپریالیسم آمریکا به رهبری تندرو ترین جناح حاکم بر این کشور علیه ایران و اقتصاد جهانی گوشزد نمایم.
این پروژه فریب و جنایت دارای سوابق تاریخی در تاریخ معاصر می باشد که حداقل در دو مورد منجر به جنایاتی آشکار و مسلم علیه بشریت با کشتار بیرحمانه گردیدهاست
جریان اول
ــ آلمان فاشیست هیتلری در جریان جنگ دوم جهانی وقتی که هم با سرمای کشنده شوروی سابق و هم با مقاومت مردم و نیروهای نظامی آن کشور روبرو شد ، با محاصره کشنده و جنایتکارانه لنینگراد ، ضربات خرد کنندهای به ارتش سرخ آن موقع وارد کرد و چون بخشی از مردم از عملکرد ژوزف استالین ، رهبر حزب کمونیست شوروی رضایت نداشتند و نسبت به تجاوز هیتلر به کشورشان ،بی تفاوت شده بودند ، این وضعیت داشت به شکست ارتش سرخ منجر می شد و می توانست حکومت فاشیست های آلمان را از شرق به غرب عالم گسترش دهد. اما با عقب نشینی اجباری استالین و حکومت شوروی سابق از برخی سیاست ها، باعت شد تا هجوم مردم برای نجات کشور شان ، نقشه آدولف هیتلر جنایتکار را نقش بر آب کند و عقب نشینی آلمانها پس از شکست در محاصره لنینگراد عملاً آغاز شد و در نهایت به شکست آلمان هیتلری منجر گردید.
جریان دوم
ــ در اواخر جنگ جهانی دوم نیز اتفاق خاصی در ارتباط با پیشروی امپراتوری ژاپن در شرق آسیا بوجود آمد.
البته این موضوع بهانه ای برای تأیید تجاوز و جنایت های امپراتوری ژاپن علیه کره، چین و سایر ممالک شرق دور نیست . چون جنایت ها و تجاوزگری ژاپن علیه چینی ها و کره ای ها و سایر ملل به هیچ عنوان فایل توجیه نیست.
اما این موضوع باعث شد تا آمریکا به این بهانه و با غوغا سالاری ، جوسازی و تبلیغات علیه ژاپن ، آن جنایت
بی نظیر تاریخ بشریت را یعنی بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را انجام داد و همین بمباران باعث شد تا امپراتوری ژاپن اعلام تسلیم نماید و تمام و کمال در زیر یوغ سیاست های سلطه طلبانه آمریکا قرار گیرد و به هیچ عنوان نتواند نیروی نظامی تهاجمی داشته باشد و صرفا مجبور است نیروهای دفاعی محدود در اختیار داشته باشد.
و اما خردمندی ، تدبیر و هوشمندی برای قرار نگرفتن در تله امپریالیسم آمریکا توسط ایران در پروژه تاخیر در صلح
تاریخ دیپلماسی، شاهد مکر کسانی است که تأخیر در صلح را به عنوان یک سلاح کشتار جمعی به کار گرفتهاند. آنچه امروز در تعلل واشینگتن برای گشایش بنادر و بهانه گیری در مذاکره میبینیم، یک «کاهلیِ اداری» نیست؛ بلکه یک استراتژی فرسایش جهانی مبتنی بر تجربیات تلخ تاریخ معاصر است.
تندرو ترین دولت امپریالیسم آمریکا یعنی دولت ترامپ ،آگاهانه مسیر تنفس تجارت بینالملل را در دریا عمان و اقیانوس هند و حتی خلیجفارس مسدود نگاه داشته است تا با فشار براقتصاد جهانی، هزینهی این شرارت را در نهایت به حساب ایران در نزد جهانیان ،فاکتور سازی کند.
استراتژی اتاق فکر این روش پلید و ضد انسانی ، مهندسی نفرت و این روش هولناک علیه ایران در نزد افکار عمومی دنیا است.
به نظر می رسد ،تندرو های حاکم آمریکا و اسرائیل در حال حرکت مذبوحانه و خطرناک به سوی عادیسازیِ گزینهی احتمالی استفاده از سلاح اتمی علیه ایران هستند ، هر چند هم در نزد افکار عمومی داخلی آمریکا و هم در نزد وجدان های بیدار جهانی با موانع و مشکلات پیچیده ای در این رابطه مواجهه هستند.
آمریکای ترامپ تندرو و جنایتکار میخواهد جهان را به نقطهای از استیصال برساند که هرگونه جنایت فراتر از تصور علیه ایران و مردم آن ، نه به عنوان یک تجاوز و جنایت علیه ایران، بلکه به عنوان یک اقدام رهایی بخش اقتصاد جهان توسط امپریالیسم آمریکا تلقی کنند !! و این نقشه بسیار خطرناک در درجه اول برای ایران و در درجه دوم برای دنیا می باشد.
دقیقاً در همین نقطه است که بازی کلمات دونالد ترامپ ، خودشیفته و تندرو با مهندسی اتاق فکر تندروانه کاخ سفید آغاز میشود.
او بارها و بارها با لحنی که در ظاهر منطقی و برای افکار عمومی جهان قابل پذیرش است، تکرار کرده که تنگه هرمز باید باز شود و ایران نباید بمب اتمی داشته باشد.
این منطقِ ظاهری، تلهای خطرناک است برای اینکه اگر تنگه باز نشد، دنیا بپذیرد که در بحران اقتصادی و معیشتی بوجود آمده برای دنیا ،مقصر اصلی ایران است که می خواهد بمب یا سلاح اتمیِ داشته باشد ، نه جنگ تحمیلی و غیر قانونی و محاصرهی نظامی دریایی آمریکا علیه ایران!؟.
بنابراین، پاسخِ ما نباید تنها در اتاقهای مذاکره و لایههای خستهی دیپلماسی بماند. ایران باید با صدای رسا و همچنین با اقدامات مدبرانه در مدیریت خردمندانه تنگه هرمز ، بازگشایی با برنامه و همچنین در تمام تریبونهای جهانی، این حقیقت را فریاد بزند که هیچ قصد و ارادهای نه برای ساخت بمب اتمی دارد و نه بستن کامل تنگه هرمز؛ تا این ادعاهای دروغین آمریکا و رژیم اسرائیل که به عنوان بهانهای برای جنایت به کار میرود، در برابر ارادهی صلحآمیز ملت بزرگ ایران در هم بشکند.
در ابتدای این نوشتار تشریح شد، این دقیقاً همان مدلی است که در محاصرهی لنینگراد توسط آلمان هیتلری و یا بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا با روایتسازی دروغینِ پایانبندی سریع جنگ اجرا شد و آن جنایت عظیم تاریخی بوجود آمد که هنوز عوارض تشعشعات آن بمباران اتمی در ژاپن باقی است.
امپریالیسم آمریکا می خواهد با متهم کردن قربانی یعنی ایران ، جنایات ، قساوت ها و تجاوزگری خود را علیه ایران و مردم آن توجیه کند.
اما راه مقابله با این فریب ضد انسانی امریکای ترامپ
صاحب نظران معتقدند راه مقابله با این ترفند فریبکارانه آمریکا ، فقط دیپلماسیِ پشت درهای بسته نیست بلکه ایران نیازمند یک «تهاجمِ ادراکی» (Cognitive Offensive) در ابعاد جهانی می باشد.
دیپلماسی ما باید از لایههای بروکراسی و کند فراتر برود و قلب افکار عمومی جهان را با عملکرد خوب، با تدبیر و خردمندانه ی تصمیم سازان و تصمیم گیران هدف بگیرد. ما باید یاد بگیریم چگونه روایت دشمن را با عملکرد منطقی خودمان و بیان حقیقت و واقعیت های تکاندهنده درهم بشکنیم.
ما امروز نیازمند عملکرد خوب و با تدبیر مان در تنگه هرمز و بازگشایی آن، روشنگری و صداهایی هستیم تا به دنیا بفهمانند که گروگانگیر سفرههای بینالمللی و بحران آفرین برای اقتصاد دنیا، نه ایرانِ محاصره شده و محصور، بلکه دولت متجاوز آمریکا و ناوگان متخاصم و محاصره کننده آن است که مانع حرکت کشتیهای معیشت و اقتصاد جهانی شده است .
همچنین ما باید نجات دروغین معیشت و اقتصاد جهانی را از چهرهی آمریکا متجاوز و جنایتکار برداریم. اگر امروز نتوانیم در نزد افکار عمومی جهان و تریبونهای عمومی جهان، از شرق دور تا دل اروپا همچنین تا کانادا ،امریکای شمالی ، مرکزی ، جنوبی و استرالیا ، آمریکای متجاوز را به عنوان مقصرِ ردیفِ اول بحران انرژی ، کالا و معیشت جهان معرفی کنیم، ماشین تبلیغاتی آنها، راه را برای وحشتناکترین سناریوها هموار خواهد کرد.
دیپلماسیِ فعال و کنشگرانه عمومی، امروز نه یک انتخاب، بلکه تنها سپر دفاعی ما در برابر مشروعیتسازی برای فاجعه آفرینی توسط دولت تندرو و جنایتکار آمریکا است.
ما باید پیش از آنکه آنها ما را به عنوان خطر اتمی معرفی کنند، ما ،آنها را به عنوان خطر زندگی و حیات بشری به جهانیان بشناسانیم.
حقایق و واقعیت ها را
صد البته با عملکرد خردمندانه ، مدبرانه و هوشمندانه در مدیریت منطقی و بازگشایی تنگه هرمز هم نشان دهیم و هم فریاد بزنیم ، کاری که در روزهای اخیر انجام داده و در حال انجام آن هستیم را شدت و قوت ببخشیم تا افکار عمومی جهان را با خود همراه کنیم.
تا پیش از آنکه سکوت و یا برخی اعمال، گفتار، پندار و کنش های غیر مسئولانه برخی ها در داخل و خارج از کشور، ما را به سلاح دشمن تبدیل کند!؟!؟.