نگاهی به برخی سخنان و مواضع کنشگران سیاسی تندرو؛
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم ملت ایران خود را به طور کامل برای هیأت حاکمه های مختلف در ادوار متنوع تاریخی در وفاداری به وطن و وجب به وجب خاک ایران عزیز اثبات کردهاست و هیچ حاکم و زمامداری نه تنها طلبکار این ملت سلحشور نیست، بلکه تمام حاکمان، سلسله ها و نظام های مستقر در این کشور از گذشته های دور تا به امروز بدون استثناء ، بدهکار ملت ایران هستند.
اگر ضعف ، وادادگی ، کندروی و تندروی و غوغا سالاری و همچنین برخی خیانت های حاکمان و اعمال نفوذی روسیه و انگلستان و…در دورههای گذشته و بویژه از صفویه ، قاجاریه و پهلوی نبود و با بی تدبیری ، لجاجت ، تندروی و تحریک عوامل نفوذی بیگانگان در هیأت های حاکمه مختلف نبود ، شاید طمع و سلطه طلبی روسیه تزاری به آن اندازه تحریک نمی شد و قرارداد های ننگین گلستان ، ترکمنچای ، جنگ چالدران و…بر گرده این ملک و ملت گذاشته نمی شد و قسمت های بزرگی از پیکر ایران از مام میهن جدا نمی شد!!!؟.
پس بایستی از تاریخ گذشته خود به خوبی ، خردمندی و تدبیر ،عقلانیت و هوشمندی درس عبرت بگیریم و با تاب آوری و ایستادگی خردمندانه ، هوشمندانه و با تدبیر نه با وادادگی و نه با تندروی کورکورانه ، کشور را به سوی نقشه های شوم و پلید بیگانگان و دشمنان آمریکایی و اسرائیلی سوق دهیم.
گاهی عقلانیت ، خردمندی،هوشمندی ، ذکاوت و تدبیر در تمشیت امور کشور ، شجاعانه ترین نوع دفاع، تاب آوری و مقاومت است.
همچنین بر عکس گزاره بالا ، اعمال کورکورانه و تندروانه و برخی شعار های خانه خراب کن، نه تنها ایستادگی ،شجاعت ، مقاومت و تاب آوری نیست ، بلکه بازی کردن در زمین دشمنان قسم خورده این آب و خاک است که نمونه های تاریخی دردناکی در تاریخ دویست ساله اخیر ایران زمین در اسناد و کتب تاریخی قابل مشاهده و درس آموزی است.
با وادادگی منفعت طلبانه و تندروی کورکورانه در زمین دشمنان بازی نکنیم
فقط با تأمین منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی و عزت ایران و ایرانیان در عین رعایت همزیستی مسالمتآمیز و حسن همجواری با همسایگان زندگی کنیم
صاحب نظران معتقدند ،در تئوری های نوین جنگ فرسایشی، خطرناک ترین لحظه نه زمانی است که بمباران مناطق مختلف و زیر ساخت ها اتفاق می افتاد و نه زمانی است که بنادر جنوب کشور در اثر محاصره دریایی بسته میشوند، بلکه دقیقا آن زمانی است که برخی با سیاست های تندروانه ،یک ملت را که در زیر فشار خرد کننده معیشت و انزوا، به سمت تندروی و رادیکالیسم عملیاتی سوق می دهند.
به نظر می رسد ،امروز در ایران عزیز، فضای خاصی تبلیغ و روی آن مانور داده میشود که علاوه بر تلاش برای تاب آوری و ایستادگی در مقابل دشمنان آمریکایی و اسرائیلی را نشان بدهد که بسیار خوب و منطقی است ، در سمتی دیگر نوعی تندروی لجاجت گونه به مانند جنگ سرد را تداعی میکند.
اگر به رویدادهای جنگ سرد ابرقدرت های جهان در گذشته نه چندان دور نگاهی بیندازیم ، می توانیم ، نتایج تندروی های کورکورانه را در ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی سابق بخوبی ببینیم که آمریکا در آن زمان فضا را به علت آماده بودن به سمتی برد که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق شد.
هم اکنون به نظر می رسد ،دشمنان آمریکایی و اسرائیلی ، در نظر دارند آگاهانه فضا را به سمتی سوق دهند تا هرگونه عقلانیت ، خردمندی دیپلماتیک در داخل، بوی وادادگیو سازشکاری بدهد و در مقابل، شعارهای آتشین و تندروی های کورکورانه برخی اقلیت ، مدال شجاعت بگیرند.
این دقیقا همان مهندسی روانی است که اتاق های فکر واشینگتن و تل آویو برای ما تدارک دیده اند.
آنها میخواهند ما را به نقطه «انتحار سیاسی» برسانند. وقتی جریانی در داخل، با نادیده گرفتن واقعیت های میدانی و ژئوپلیتیک، بر طبل تندروی مطلق میکوبد، در حقیقت در حال تکمیل پازل مقصرهراسی ترامپ است. تندروی در لایه های تصمیم ساز، نه یک کنش دفاعی، بلکه یک پاس گل استراتژیک به جبهه دشمنان آمریکایی و اسرائیلی است تا آنها بتوانند سناریوی ضربه فلج کننده و مقصر دانستن ایران ،در به بحران کشیده شدن اقتصاد و معیشت جهانیان را با تایید افکار عمومی جهان اجرا کنند.
تاریخ، حافظه بی رحمی دارد؛ بسیاری از تمدن ها نه در میدان جنگ، بلکه در اتاق های دربسته ای فروپاشیدند که در آن واقع گرایی قربانی توهم تندروی کورکورانه شد. جریان اقلیتی که تصور میکند با انزوای کامل و بریدن آخرین رشته های پیوند با جهان، در حال حفظ آرمان هاست، در حقیقت در حال حفر گودالی است که دشمن برای تدفین آینده این سرزمین آماده کرده است.
ما باید میان تاب آوری ،ایستادگی و مقاومت هوشمندانه و «تندروی کورکورانه» مرز دقیقی ترسیم کنیم.
ایستادگی، نیازمند عقلانیت راهبردی، لابی گری تهاجمی ، دیپلماسی و استفاده از کوچک ترین شکاف ها در جبهه متحد دشمن است. در حالی که تندروی بی پشتوانه، تنها فریادی است در خلا که نتیجه اش، مشروعیت بخشی به قساوت و جنایات دشمنان آمریکایی و اسرائیلی علیه این ملک و ملت خواهد بود.
هشیار باشیم؛ گاهی آن کس که داغ ترین شعار را میدهد، دانسته یا ندانسته، پیچیده ترین ماموریت دشمن را در ایران قلب اجرا میکند، یعنی بستن مسیرهای خروج از بحران .
صاحب نظران علوم سیاسی معتقدند,
سیاست، هنر ممکن هاست؛ هنر دست یافتنی ها. بزرگ ترین جنایت یک سیاستمدار این است که در اوج بحران، پندار خود را با واقعیت اشتباه بگیرد و ملت خود را به خاطر یک توهم، به مسلخ غیرممکن ها ببرد.
بنابر این، ایستادگی ، مقاومت ، تاب آوری و دشمن ستیزی عقلانی ، منطقی، خردمندانه و با تدبیر، شجاعانه ترین نوع مقاومت است.
بایستی با درنظر گرفتن وجوهی که منافع ملی ایران و تمامیت ارضی کشور و همچنین انداموارگی ایران و ایرانیان محفوظ بماند و سیاست همزیستی مسالمتآمیز ، حسن همجواری و تنش زدایی در عین حفظ عزت و اقتدار ایران ، استراتژی حکمرانی مناسب باشد.