راه اندازی تصفیه خانه های گیلان، تالاب انزلی را نجات می دهد
هادی حقشناس، استاندار گیلان در دانشگاه اقتصاد خوانده و در طول مصاحبه وقتی از مهمترین مسائل استان صحبت می کند، سعی دارد با اتکا به اصول علم اقتصاد برای آنها راه حل عملی ارائه دهد. با او با محوریت ورود انبوه گردشگران به استان درفصول مختلف سال به ویژه تابستان وایام سال […]
هادی حقشناس، استاندار گیلان در دانشگاه اقتصاد خوانده و در طول مصاحبه وقتی از مهمترین مسائل استان صحبت می کند، سعی دارد با اتکا به اصول علم اقتصاد برای آنها راه حل عملی ارائه دهد. با او با محوریت ورود انبوه گردشگران به استان درفصول مختلف سال به ویژه تابستان وایام سال نو و فرصتها و چالشهای این مساله، گفتگو کردیم که درپی می خوانید .
*کشور در دهههای اخیر گرفتار توسعه نامتوازن شده و البته بحث تغییر اقلیم و کمبود منابع آبی هم مطرح است. همین مسأله باعث مهاجرتهای گسترده و البته ورود گردشگران داخلی به شهرهای ساحلی بهویژه گیلان و مازندران شده است. سئوال اینجاست که گیلان چقدر شرایط لازم به لحاظ زیرساختهای حملونقل، شهری، اقامتگاه و موارد دیگر برای پذیرایی از این حجم مسافران را دارد؟
گیلان به لحاظ مساحت هیچ مشکلی برای ورود گردشگران و پذیرایی از آنان ندارد. مسأله اینجاست که طبق نکتهای که شما اشاره داشتید، به لحاظ سختافزاری دچار مشکل هستیم. طبق برنامه پنجساله هفتم توسعه، قرار است ۵۰۰ هتل در ایران ساخته شود که ۵۰ هتل متعلق به گیلان است. واقعیت این است که با ساخته شدن این هتلها، حتماً مشکلات تا اندازه زیادی رفع میشود. البته همین حالا هم ۱۰ هتل در دست ساخت داریم، ولی پروژهها در ایران بسیار بیش از زمان تعیین شده تکمیل میشوند. نظریهای در اقتصاد هست که میگوید، تقاضا سبب ایجاد عرضه در بازار میشود. در گیلان تقاضا برای سفر وجود دارد، اما عرضه خدمات متناسب با آن نیست. چون در عرضه با مسائلی مانند ساخت هتل که نیاز به سرمایهگذاریهای بزرگی دارد، مواجهیم. مردم به راحتی خانهها و ویلاهای خود را متناسب با تقاضا، اجاره میدهند در حالی که این، استاندارد لازم گردشگری نیست. اگر استاندارد گردشگری، ساخت هتل، رستوران، شبکه حملونقل متناسب است؛ رسیدن به آنها نیاز به برنامهریزی و ورود دولت دارد. بانکها باید ورود کنند تا یک بسته مناسب از تمامی امکانات در اختیار گردشگران قرار گیرد. در تعطیلات اخیر -میلاد پیامبر(ص)-، جادههای هزار و کندوان بسته شد و شاهد هجوم گردشگران به گیلان بودیم. در یک روز فقط ۱۶۰ هزار خودرو وارد گیلان شد. در همین شرایط در ورودی گیلان یعنی رودبار ۲۹ کیلومتر ترافیک داشتیم. در داخل گیلان مشکل آب، برق و نان نداشتیم، ولی نکته اینجاست که جادههای ما نباید توسعه یابد؟ قطار مسافری باید فقط روزی یک بار حتی در ایام تعطیل، برنامه حرکت به سمت گیلان داشته باشد؟ نباید با برنامهریزی برای حرکت بیشتر قطارها و هواپیماها در ایام تعطیلات، بخشی از ترافیک جاده را کاهش دهیم؟
* به بحث سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختها اشاره داشتید و البته اطلاع دارم که در این زمینه معتقدید دست استانداران برای جذب سرمایهها و برنامهریزیها بایدبازتر باشد. منظور شما در این مورد به صورت شفاف چیست؟
بانکها سالانه یکصد هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت میکنند، اما سئوال اینجاست که این تسهیلات به دست چه کسانی میرسد؟ بزرگترین بدهکاران بانکی، صنایع بزرگ در تهران هستند در حالی که بسیاری از این صنایع، زیانده هستند و معمولاً هم مردم از تولیدات آنها ناراضیاند. در حالی که اگر ۱۰ درصد این تسهیلات در اختیار استانداران قرار گیرد، بسیاری از گرهها باز میشود. اگر به من گفته شود که به طور مثال سهم شما از تسهیلات بانکی، ۱۰ هزار میلیارد تومان است، بدون اینکه سرمایهگذار را بین گیلان و تهران گرفتار کنم که گاهی چند سال طول میکشد تا تسهیلات دریافت کنند، برای توسعه زیرساختهایی مانند هتل این تسهیلات را هدایت میکنم. در این صورت در کمترین زمان ممکن وقتی تسهیلات بموقع به سرمایهگذار تزریق شود، میتوانیم شاهد بهرهبرداری از طرحهای توسعهای باشیم. همین موضوع در تجارت خارجی هم مطرح است.دراین باره سهم استانها از تجارت خارجی باید مشخص شود. در صورت واگذاری اختیارات به استانداران در این زمینه و البته پذیرش مسئولیت از سوی آنان، بسیاری از موانع در تجارت خارجی برداشته خواهد شد.
به طور مثال سه استان شمالی گیلان، مازندران و گلستان ۴۰ درصد مرغ کشور را تولید میکنند. پس ۴۰ درصد دان کشور متعلق به این استانهاست. ولی سئوال اینجاست که چرا باید دان مورد نیاز هزار کیومتر دورتر و از بندر امام به ما برسد؟ چرا ارز برای واردات دان در اختیار استانداران قرار نمیگیرد تا بتوانیم از طریق کشورهای حاشیه خزر دان مورد نیاز را وارد کنیم؟ در این صورت مرغ ارزانتر دست مصرف کننده میرسد. گاهی یک وقفه در واردات دان سبب تلف شدن جوجهها و افزایش فرآیند تولید مرغ و افزایش قیمت میشود. متوجهم که نباید در اقتصاد کلان اخلال ایجاد کرد، اما ما قصد ایجاد اخلال نداریم. حرف این است که اگر قرار است بر اساس اقتصاد کلان، میزان مشخصی ارز برای گیلان خرج کنید، همین را در اختیار استانداران قرار دهید. در اقتصادی به بزرگی ایران نمیشود، مسئول یا مسئولانی در تهران و وزارتخانهها بنشیند و برای همه استانها با یک فرمول بگویند مرغ تولید کنید.
*یکی از معضلات جدی گیلان، مساله پسماند است و ساکنان بومی گیلان با این مشکل مواجه هستند ولی با این وجود این مساله ،شاهد ورود گردشگرانی هستیم که برخیها حداقل استانداردهای زیست محیطی را رعایت نمیکنند و تقریباً استانهای شمالی را به زبالهدان تبدیل کردهاند. شما در مورد مساله مدیریت پسماند گیلان و البته برای گردشگران چه برنامه ای دارید؟
نمود پسماند در جایی مثل گیلان به دلیل زیبایی فوقالعاده و سبز بودن این استان بسیار مشهود است. بقیه استانها هم مشکل زباله گیلان را دارند؛ یعنی مساله این نیست که بقیه استانها مشکل زباله خود را حل کردهاند و فقط گیلان یا دیگر استانهای شمالی با این مشکل مواجهند. بسیاری از استانها، زبالهها را دفن میکنند یعنی همان کاری که تهران هم میکند،در حالی که این کار بهداشتی نیست و ما این کار را نمیکنیم. یکی از مهمترین راههای حل مساله پسماند، آموزش تفکیک از مبدا است که به نظر میرسد، کار سختی برای ما ایرانیان است. اتفاق بدی که در سفر به لحاظ فرهنگی رخ میدهد این است که مسافران دوست دارند راحت باشند و این راحتی را حتی در مواجهه با طبیعت و رها کردن زباله هم دارند؛ در حالی که باید در این زمینه به همه به طور جدی آموزش دهیم که ما یک کره زمین، یک ایران و یک گیلان بیشتر نداریم. در بین استانهای کشور، تمامی استانها به جز گیلان با مساله فرونشست زمین مواجهند. اصفهان سالی ۱۰ سانتی متر فرونشست دارد. پس باید قدر داشتههایمان از جمله گیلان را بدانیم و آن را حفظ کنیم.
در دولت قبلی، مسئولان گیلان، سطلهای زباله روستاها را جمع کردند که در نتیجه آن زبالهها هر از چند گاهی سوزانده میشد. اکنون در دو روستای «سالک ده» و «لسکو کلایه» دو تا از سازمانهای مردم نهاد ورود کردند و به مردم آموزش دادند که زبالهها را تفکیک کنند. بعد از در منزل زباله خشک را از آنان تحویل میگیرند و زباله بازگشتی را هم هفتهای یکی دو بار با دستگاهی میسوزانند و خاکستر آن را دفن میکنند. البته همین میزان زباله بازگشتی که مجبور به سوزاندن آن هستیم، ممکن است مورد نقد عدهای از دوستداران محیط زیست قرار گیرد، اما موضوع این است که ما پس از جدا کردن زباله خشک و تبدیل زباله تر به کود کمپوست، در نهایت مجبور به سوزاندن پنج درصد از زباله برگشتی هستیم. البته بهترین حالت همان کاری است که در رشت شروع کردیم.به این ترتیب که چهار خط تولید کمپوست راهاندازی کردیم که تا دو سوم زباله خشک و تر را تعیین تکلیف میکنیم و یک سوم باقی مانده را مجبور به سوزاندن هستیم چون در گیلان محل دفن نداریم. در واقع دو سوم زباله را تبدیل به RDFمیکنیم که به عنوان یک منبع انرژی قابل استفاده در تولیدات صنایع مختلف مانند سیمان مورد استفاده قرار میگیرد.
نباید این تصور در ذهن طرفداران محیط زیست باشد که هر فرمولی که در دنیا برای حفظ محیط زیست میتوان استفاده کرد، در گیلان هم میتوانیم از آن استفاده کنیم. ما در شرایطی نیستیم که انتخابی بین بد و خوب داشته باشیم. ما در شرایط بد و بدتر قرار داریم، درواقع با انبوه بحرانها مواجهیم.
*بر اساس برنامهریزیهای شما وبا روشی که در پیش گرفتید، مساله پسماند در گیلان چه زمانی حل خواهد شد؟
اینجا همه چیز در اختیار یک مسئول و یک تیم نیست. به نظر من راهبرد درست انتخاب شده است. اکنون سازمان شهرداریها از سازمان استاندارد مجوز گرفته است که از کود کمپوست به جای کود شیمیایی استفاده شود. مفهومش این است که برای دو سوم زباله میتوانیم برنامهریزی کنیم ،ولی برای یک سوم باقی مانده باید چارهای اساسی اندیشید. سازمان همیاری شهرداریهای وزارت کشور طی هفتههای اخیر مبلغی را اختصاص داد که در رشت و لاهیجان، یک شرکت دانش بنیان به بهبود کیفیت کود کمپوست و همچنین در بحث تصفیه شیرابهها کمک کند. اتفاق بد در حوزه پسماند شهرهای شمالی مربوط به سال ۱۳۹۱ است. وزارت کشور در آن مقطع زمانی برای استفاده از زباله سوز با شرکتی قرارداد بست، ولی تا امروز اتفاقی نیفتاده است. این همان قراردادی است که علاوه بر رشت برای نوشهر و ساری هم بسته شده است.
مساله اینجاست که زبالهسوزها هم به لحاظ ارزیابیهای محیط زیستی دارای مشکل جدی هستند. من هم با شما موافقم، ولی حرف من روی طرحی است که ۱۴ سال پیش در مورد آن صحبت و سرمایهگذاری شده و تاکنون به نتیجه نرسیده است.
* در گیلان علیرغم همه تصورات رایج، در زمینه آب و فاضلاب مشکلات جدی وجود دارد. نمونه اش تصفیهخانه بندر انزلی که با گذشت دههها هنوز به نتیجه نرسیده است. این مساله چه زمانی حل می شود؟
در سازمان برنامه و بودجه به دوستان گفتم، مغز متفکر عمران و آبادانی کشور همین سازمان است. متولی آمایش سرزمین، سازمان برنامه و بودجه است. اگر قرار بود نقطه ای در ایران تصفیه فاضلاب صورت گیرد، آن نقطه حتماً گیلان و مازندران بود. شما در تهران باید ۲۵۰ متر زمین را حفر کنید تا به آب برسید ولی در گیلان با حفر نیم متر زمین به آب میرسیم، اما متاسفانه همچنان ، فاضلاب خانگی و صنعتی و سموم کشاورزی در طبیعت رها میشود.
در کل کشور در مجموع ۶۶ درصد طرحهای مربوط به تصفیهخانهها و شبکههای انتقال آب اجرا شده در حالی که همین آمار در گیلان ۲۶ درصد است. حال سئوال من این است که مغز متفکر برنامه و بودجه بین تهران و یزد، اصفهان و خلاصه هر شهری که با مسأله آب مواجه است، با شهری مثل رشت هیچ تفاوتی قائل نیست؟ یعنی رشت در اولویت شبکه انتقال قرار دارد یا تهران؟ در رشت یک تصفیه خانه راه افتاده در حالی که باید ۱۲۰ هزار مترمکعب شبکه تصفیه ایجاد کنیم. در رشت باید هزار کیلومتر شبکه انتقال آب ایجاد میکردیم در حالی که فقط ۴۰۰ کیلومتر شبکه انتقال آب در ۲۰ سال گذشته ایجاد شده است. در این شرایط، فاضلاب وارد «گوهر رود» و «زرجو» میشود و بعد از ۵۰ کیلومتر به تالاب انزلی میرسد. دریاچه ارومیه خشک شد چون به آن آب نرسید، ولی همین الان که با شما صحبت میکنم اگر روی پل «غازیان» شهر انزلی بایستید، سیل آب زلال از تالاب انزلی به دریا میرسد چون تالاب پر از گنداب است و آب زلال در آن نمیماند. آب از طریق ۱۱ رودخانه وارد تالاب میشود ولی چون تالاب گندیده، آب به دریا میریزد. برای رهایی از این شرایط، باید تصفیهخانههای شهرهای رشت، خمام، انزلی، صومعهسرا، فومن و ماسال راهاندازی شود تا آب تمیز در تالاب انزلی جای گیرد.
*مشکل این تصفیهخانهها، اعتبار است؟ چقدر بودجه لازم است؟
حداقل ۳۰ هزار میلیارد تومان. سال گذشته برای پروژه تصفیهخانهها، مبلغ بسیار ناچیز ۶۰۰ میلیارد تومان برای این موضوع در نظر گرفته شد. من به عنوان استاندار، صورت مسأله را متوجه میشوم و راهحل را هم میدانم.
*برای تأمین اعتبار مورد نیاز، جدا از اعتبارات دولتی، به لحاظ جذب سرمایهگذاری برای حل این معضل برنامهای ندارید؟
در نهایت به این راه حل رسیدم که از مردم گیلان و ایران تقاضای کمک کنم و کمکهای جمعآوری شده را به همراه زمینهایی از منابع طبیعی واگذار کنم تا
بتوانم مشکل تأمین این اعتبار را حل کنیم.
*اخیراً یکی از نمایندگان استانهای شمالی، نامهای را خطاب به رئیس جمهوری نوشتهاند مبنی بر اینکه از گردشگران ورودی به استانهای شمالی، عوارضی اخذ شود تا در نهایت برای توسعه زیرساختهای این استانها هزینه شود. شما با این ایده موافق هستید؟
نه من موافق نیستم. لذت بردن از طبیعت زیبای شمال کشور، حق مردم است. بسیاری از مردم حتی توان اقامت در هتلها و مراکز اقامتی را هم ندارند. من دریافت چنین عوارضی را تائید نمیکنم. ایران برای همه ایرانیان است.
*شما در مورد واگذاری زمینهای منابع طبیعی صحبت کردید. همین الان ما با مسأله تغییر کاربری و فروش زمینها بدون حمایت جدی از کشاورزان مواجهیم. منظور شما دقیقاً چه نوع واگذاری است؟
در گیلان سه هزار روستا داریم که حدود ۱۰ درصد آن تقریباً خالی از سکنه شدهاند چون مردم به شهرها مهاجرت کردهاند. در همین روستاها زمینهایی که متعلق به منابع طبیعی و دولت یا مردم است، خریداری و به شرکتهایی که قصد اجرای پروژههای تکمیل زیرساختهای استان بهویژه درزمینه آب و فاضلاب دارند، واگذار میشود. کما اینکه اجرای چنین طرحی به مسأله اشتغالزایی هم کمک میکند. یعنی در قبال سرمایهگذاری در بخش تکمیل شبکه فاضلاب ، با واگذاری زمین و ایجاد شهرک گردشگری که نیاز گیلان است، این سرمایهگذاری را جبران میکنیم. در این صورت ضمن تکمیل طرحهای گردشگری، طبیعت گیلان از آلودگی رها میشود.
آلودگی که شما به آن اشاره دارید در تمامی ابعاد، مساله است. به طور مثال ما در استانداردهای گردشگری در دنیا این شکل از چادرخوابی و عدم رعایت بهداشت و عدم رعایت هنجارهای منطقه هدف را نداریم.
در ۱۲ روز جنگ، مسافران زیادی وارد گیلان شدند، اما چادرخوابی نداشتیم. این بدان معنی است که قشری آمدند که توان پرداخت هزینه اقامت در هتلها را داشتند. من به عنوان دولت باید برای اقامت ارزانتر آنها برنامهریزی کنم. برای همین از طرحی گفتم که تعداد اقامتگاهها بیشتر شودکه در این صورت ضمن شکستن قیمتها، اقامتگاههای ارزان بیشتری تولید میشود. همیشه مهمترین فرمول اقتصاد این است که در رقابت کامل، در نهایت مصرفکننده منتفع میشود و تولیدکننده هم در فروش بیشتر سود میکند، اما در انحصار، مصرفکننده بالاترین قیمت را میپردازد و سود تولیدکننده هم در افزایش قیمت است. به همین دلیل دولتها تلاش میکنند همه بازارها به سوی رقابت کامل حرکت کنند.
*به بحث تصفیه خانهها برگردیم. دراین مورد با تکمیل و راه اندازی آنها چقدر می توان به نجات تالاب انزلی امیدوار بود؟
راه اندازی تصفیه خانههای گیلان، تالاب انزلی را نجات می دهد. دومین تصفیهخانه انزلی یکی دو ماه آینده افتتاح میشود. تصفیهخانه مسکن مهر در شهر رشت هم آماده افتتاح است.قطعاً فعالیت تصفیهخانهها، حتماً در مقایسه با سدسازیها ارجحیت دارد.
در گیلان فقط یک سد ساخته شده که برای قبل از انقلاب است؛ سد «سفیدرود». دو سد «شفارود» و «پلرود» را ۳۰ سال پیش شروع به ساختن کردند که هنوز به اتمام نرسیده است. در کنار این دو سد، احداث هفت سد لاستیکی را شروع کردند که دو مورد آنها به بهرهبرداری رسیده است. این سدها عمدتاً برای آب شرب است. عرف این است که برای تأمین آب شرب، سدسازی میشود. اکنون پروژههای انتقال آب از جنوب کشور مطرح است. در حالی که در گیلان زمین سیراب است، اما یک اتفاق دیگر افتاده است. رودخانه «قزلاوزن» که از کردستان به سمت سفیدرود میآید، بعد از عبور از چند استان به سد سفیدرود میرسد. سد سفیدرود باید ۷/۱ میلیارد مترمکعب آب داشته باشد در حالی که ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب دارد؛چون در طول مسیر قزلاوزن ، سدهایی ساخته شده است که آب را میبلعد. هفته پیش اهالی روستای «جمالآباد» لوشان، جاده را بستند چون آبخوردن ندارند. برای اینکه این فاجعه گستردهتر نشود، دو سد تعریف شد که بخشی از آب پلرود را قبل از آنکه وارد دریا شود، برای شرب نگه داریم. مگر از خلیجفارس ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب به کرمان و شهرهای فلات مرکزی منتقل نمیشود؟ ما هم سعی داریم با احداث این سدها، معادل همین آب وارد دریا نشود و به مصرف شرب برسد. در گیلان سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب بارش داریم و کل مصرف آب کشاورزی ۲ میلیارد مترمکعب است. ۸۰ درصد این بارش وارد دریا میشود. کل آب شرب مورد نیاز با توجه به جمعیت ۳ میلیون نفری گیلان حتی اگر بالاترین سرانه مصرف را هم در نظر بگیریم حدود ۶۰۰ هزار مترمکعب آب در روز است که در بالاترین حد، سالانه ۲۴۰ میلیون مترمکعب آب شرب لازم داریم، در حالی که بارشها سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب است. یعنی با ذخیرهسازی سه درصد بارشها در پشت سدها میتوان آب شرب را تأمین کرد. ما همین الان در منجیل و لوشان و لشتلشاء مشکل آب شرب داریم. الان از چشمهای در لشتنشاء آب شرب برای منجیل و لوشان لولهکشی شده و از تصفیهخانه بزرگ رشت هم آب به سمت لشتنشاء در حال انتقال است که به این صورت بهزودی مشکل آب شرب حل میشود.
حرف آخر اینکه امیدوارم گیلان با همه زیباییهایش با قرار گرفتن در مسیر درست توسعه و حل مشکلات زیرساختی، پذیرای هر چه بهتر مسافران و گردشگرانی باشد که من معتقدم لذت بردن از طبیعت زیبای گیلان، حق همه است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0