زمین سوخته و بحران های ساختاری ،میراثی که به دولت چهاردهم و دکتر حق شناس ،استاندار گیلان رسیده است

اسب زین شده‌ای که خر لنگ هم نبود ؟!

در این مسابقه ی دو با مانع ، دولت پزشکیان بایستی با تلاشی مضاعف و واقعی بکوشد تا جلوی خرابی های بیشتر را بگیرد

علی کریمی پاشاکی_ روزنامه نگار___مشکلات عدیده ی اقتصادی ،شکاف عمیق طبقاتی بین اکثریت فقیر و ندار و اقلیت غنی ، تبعیض ، رانت خواری و ویژه خواری ، کاسبان تحریم ، از ما بهتران ، آقازاده‌ها و… میراثی است که از دولت سیزدهم و گذشته های دور و نزدیک به دولت چهاردهم و دکتر حق شناس ، استاندار گیلان رسیده است .
اینکه روزنامه ی کیهان و آقای حسین شریعتمداری و برخی تندروهای خانه خراب کن و مدعی عادت کرده اند تا همه چیز را وارونه و به نفع جناح خود ببینند، حتی ذره‌ای از واقعیت های تلخ جامعه ی ایران نیست.
آری با کمال تأسف از دولت سیزدهم و دولت های دیگر و همچنین نهادهای موازی کار اجرایی و غیر اجرایی ،ارثی به نام « زمین سوخته » ، کمبودها و ناترازی های بحران آفرین برای دولت چهاردهم در تمام استان های کشور و از جمله استان گیلان بر جای مانده است که ساماندهی آن و جلوگیری از خرابی های بیشتر، از وظایف دولت جدید می باشد تا کمبودها ، ناترازی های متنوع و مختلف در شرایط حساس کنونی در ابعاد داخلی و خارجی ، برای تمامیت ارضی ایران مشکل ساز نشود.
به نظر می رسد ،اولویت دولت چهاردهم در کشور و استاندار کنونی گیلان ، رسیدگی به معیشت وخیم مردم و رعایت حقوق اساسی و کرامت انسان ها ، همچنین تلاش برای گشایش های اساسی برای رفع ناترازی های اقتصاد کلان در سطح کشور و در استان گیلان علاوه بر وجود تمام مشکلات اقتصادی ، بحث محیط زیست بسیار آلوده ، پسماند ، آلودگی رودخانه ها و معضل تالاب مهم انزلی از مهمترین اولویت ها می باشد.
رفتارها و سیاستگذاری های دولت سیزدهم ، وجود تحریم ها و عدم ارتباط اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و…باعث شد تا مردم تورم واقعی بالای ۵۰ درصدی را  تجربه کرده و می کنند، تورم بالا یعنی بستر آماده برای تمام ناهنجاری های اقتصادی اجتماعی و…
وعده ها،تدابیر و سیاست های اقتصادی دولت سیزدهم برای مهار نقدینگی ، تورم ، گرانی ،بیکاری ،شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی جواب نداد و کارساز نشده است و اقدامات به سمت انتشار اوراق بیشتر و تامین مالی و استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول بی پشتوانه رفت،بطوری که تورم روند افزایشی روزانه ،هفتگی،ماهانه ،فصلی و… گرفت و این روند هم اکنون نیز در دولت چهاردهم ادامه دارد .

تحلیل سیاست های اقتصادی و مالی دولت های سابق و دولت سیزدهم و دولت چهاردهم و شرایط سخت در فروش نفت و فرآورده های نفتی و فروش با تخفیف آنها و بدست آوردن درآمدهای ارزی نسبی سبب گردید تا تورم بیشتر بشود،بطوری که کارشناسان ، آمار و واقعیت های موجود , داد می زنند  ،مردم ایران تورم  واقعی بالای ۵۰ درصد را هم تجربه کرده و می کنند و چشم انداز ی برای بهبود اوضاع اقتصادی با سیاست های دولت سیزدهم و سیاست های کنونی ،بدون توجه به موضوع لغو تحریم ها و ارتباطات مؤثر اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی، تقریباً قابل پیش بینی نبوده و تا روزی که سیاست ها بر اساس شعارهای غیر واقعی و پروپاگاندای سیاسی استوار است ، تقریباً کاری برای رفع مشکلات و معضلات موجود را نمی توان متصور بود.

این در حالی است که برخی از مسئولان ،همانند سالهای گذشته وعده های آنچنانی کاهش تورم و مشکلات را داده و می دهند!! که ضرورت دارد تا برخی مسئولان این عادت شعار گونه را ترک کنند.

با وجود همه‌ی تأکیدات و سخنان مسئولان در  دولت سیزدهم و حتی در دولت چهاردهم ،‌در خصوص  کاهشی شدن روند  تورم ، اما واقعیت های موجود در جامعه و زندگی مردم و نمودارها ،روند معکوس ادعای های مسئولان دولتی
را نشان می دهند.

بنا بر واقعیت های تجربه شده و به عقیده‌ی صاحب نظران اقتصادی ،تاکنون به جز در دولت اصلاحات  آقای خاتمی و بطور موقت در سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ در دولت آقای روحانی بدلیل اجرایی شدن برجام ، که سرعت تورم بشدت کاهش پیدا کرد ، در دیگر دولتهای بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷, تاکنون هیچ دولتی نتوانسته تورم را مهار و کاهشی کنند.
همیشه تورم با شدت و ضعف روند افزایشی داشته است.
بر همین اساس  پیش بینی می شود اگر در اجرای سیاست های اقتصادی و روند مذاکرات سیاسی برای لغو تحریم ها و ارتباطات مؤثر اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی تجدیدنظر نگردد، جامعه ی ایران تورم واقعی بالاتر از ۵۰ درصد را در ادامه تجربه خواهد کرد و این روند قاتل و ویرانگر توسعه و پیشرفت می باشد.
با این وضعیت و اعمال سیاست های شعاری، نه تنها دولت چهاردهم بلکه سیاست های بانک مرکزی هم قادر نخواهد بود مسیرهای تورمی و نقدینگی افزایشی، را مسدود کند.

علی ایحال , با توجه واقعیت های موجود دولت سیزدهم، نه تنها نتوانست روند تورم و گرانی و… را مهار و یا کاهشی کند بلکه
هیچ برنامه و پلان منطقی مدیریتی هم در این زمینه نداشت.
در ضمن به نظر می رسد ،دولت سیزدهم ،
ذی نفعانی داشت که آنها مانع می شوند تا روند تورم و گرانی و…مهار و یا کاهشی شود ،زیرا منافع ، سودها و درآمدهای سرشار شان نباید به مخاطره بیفتد!؟.
با این توضیحات بالا ،شوربختانه ،روز به روز گرانی،تورم ،بیکاری، فقر،فاصله طبقاتی و شکاف بین اکثریت فقیر و ندار و اقلیت غنی در ایران بیشتر و عمیق تر و ناهنجاری ها و بحران های سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی عمیق تر خواهد شد.

حال برخی حامیان دولت اصولگرای سیزدهم که مدعی هستند که از دولت سیزدهم به دولت چهاردهم میراثی بهشت گونه و اسب زین شده تحویل داده است!!! ، بدانند که فقط ارثی به نام «زمین سوخته » با مشکلات بسیار پیچیده به یادگار مانده‌است که اگر دولت چهاردهم به موقع و بدون اتلاف وقت و استفاده سایر امکانات از جمله استفاده ی بهینه از نیروهای انسانی توانمند ، پاکدست و صادق و با عزت نفس ،جهت بهره‌وری از منابع انسانی و تلاش برای لغو تحریم ها و….اقدام کند ، شاید در پایان دوره ی اول ریاست جمهوری دکتر پزشکیان ، از شدت ویرانی ها کمی کاسته شود و روندی معقول در سیاست های داخلی و خارجی آغاز گردد ، البته اگر دولت چهاردهم بتواند بر موانع عظیم موجود تمامیت خواهان غلبه کند!!!

علی ایحال ،به نظر می رسد ، دولت پزشکیان در این مسابقه ی دو با مانع که تحریم‌ها ، عدم ارتباط اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و کارشکنی های تندروهای خانه خراب کن برایش تدارک دیده اند ،بایستی با تلاشی مضاعف و واقعی و استفاده از ظرفیت بزرگ مردم در صورت محقق کردن وعده‌های انتخاباتی اش ، بتواند تمام فرصت های از دست رفته داخلی و بین المللی را احیاء و بازسازی نماید و کشور را از این همه مشکلات پیچیده رهایی بخشد ،که صد البته کاری بسیار سخت خواهد بود.